تینا بلایی
1397/1/1
ازمن به شما نصیحت:

کسی که همیشه سعی میکنه بقیه رو شاد کنه
بیشتر ازهمه تنهاست..
اون رو تنها نذارید..
چون ...
هیچوقت به شما نمیگه که...
بهتون نیاز داره …

تینا بلایی
1396/12/12
نبسته ام به کس
نبسته کس به من من تر از
ماندم ساحل به ساحل
تینا بلایی
1396/6/18
زندگى بوى خوش نسترن است ... بوی یاسی است که گل کرده به دیوار نگاه من و تو ... زندگی خاطره است ... زندگی دیروز است ... زندگی امروز است ... زندگی تابلو عکسی است به دیوار اتاق ... زندگی خنده یک شاپرک است بر گل ناز ... زندگی رقص دل انگیز خطوط لب توست ... زندگی شیرین است ... زندگی تلخی نیست ....
تینا بلایی
1396/5/31
متولد کدوم ماهی؟؟؟؟
تینا بلایی
1396/5/31
بازنده ها دوست دارند بازی که باختند را دوباره شروع کنند ، برخلاف برنده ها که دلیلی برای شروع بازی که بردند نمیبینند ... اما گاهی بازیچه دست آدم هایی میشویم که نه بردن برایشان مهم است نه باختن ... آنها فقط دوست دارند بازی کنند ....
تینا بلایی
1396/5/31
... بین بعضی از آدمها فرق بگذارید ... مثلا بین آدمی که دوستتان دارد و آدمی که دوستش دارید ... اولی را درک کنید و دومی را اگر درکتان نمیکند ترک کنید ....
تینا بلایی
1396/4/29

بعضیا همچین میگن ما چال لپ داریم که انگار چاه نفت دارن،
حالا خوبه یه عضله تو صورتشون فلجه😏










چطوری فلج
والا بخدا😁😁 فلج من کیه؟؟
تینا بلایی
1396/4/29
برﺍی کفشی ﻛﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﭘﺎﻳﺖ ﺭﺍ میزﻧﺪ ﻓﺮقی ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ
ﺗﻮ ﺭﺍﻫﺖ ﺭﺍ ﺩﺭﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﺎشی ﻳﺎ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ
ﻫﺮ ﻣﺴﻴﺮی ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﻭ هم قدﻡ ﺷﻮی
ﺑﺎﺯ ﻫﻢ در آﺧﺮ
جز درد چیزی برایت ندارد
برخی آدمها هم مثل کفش اند
آﺩمی ﻛﻪ ﻫﻤﻴﺸﻪ ﺁﺯﺍﺭﺕ میدهد و درکت نمیکند
یا از شما سو استفاده میکند
ﻫﻴﭻ ﻭﻗﺖ ﻧﺨﻮﺍﻫﺪ ﻓﻬﻤﻴﺪ
نعمت هم قدم بودن را....!!
تینا بلایی
1396/4/28
امروز تولدمه ...


دوست دارم از تک تکتون تبریک هدیه بگیر م...
تینا بلایی
1396/4/27
خوشحااااالی واقعی یین این که ...



فردا تولدت باشه ....

تینا بلایی
1396/4/27
آخخخخ جووووووووون ... فردا تولدمهههه
تینا بلایی
1396/3/13
... همه روزی میروند و فراموش میشوند ... به این فکر کن جوری که میروی پل های پشت سرت را نابود نکنی ، شاید حتی خاطره ای تو را باز گرداند ... به این فکر کن جوری که میروی دلش را نشکنی ، هر چه باشد جواب همه ی کارهایت را در همین دنیا خواهی داد ... به این فکر کن اعتمادش را از بین نبری ، چون برای ساختش دروغ ها تظاهر های زیادی را انجام داده ای ... موقع رفتن خوب فکر کن ، نگذار کسی از رفتنت شاد باشد ... چنان برو که وقتی به یادت افتاد لبخندی بزند و بگوید یادت بخیر ، نه بغض کند و دنبال قرص هایش بگردد و فندکش را پیدا کند و آخرین سیگارش را دود کند ....
تینا بلایی
1396/3/11
... دلت که شکست ، سرت را بگیر بالا ، تلافی نکن ، فریاد نزن ، خشمگین نباش ، حواست باشد دل شکسته گوش هایش تیز است ... مبادا دل و دست آدمی را که روزی دلدارت بود زخمی کنی ، مبادا فراموش کنی که روزی شادیش آرزویت بود ... صبور باش و ساکت ... بغض هایت را پنهان کن ، رنجت را پنهان تر ... زمین گرد است ....
تینا بلایی
1396/3/9
آن روزها که اینترنت و موبایل نبود....
... توی تاکسی ، وسط دو خانم موبایل به دست نشسته بودم ... صورت خانم دست راستی کامل روی صفحه ی موبایل اش بود ، نوک انگشت اش را مدام روی صفحه تکان میداد و تند تند چیزی را تایپ میکرد ... خانم دست چپی انگشت اش را از پایین صفحه موبایل ، هی هل میداد به بالا ، معلوم بود دنبال چیزی میگردد ... شاید هم داشت صفحه ی ایسنتاگرامش را چک میکرد ، نمیدانم ... به شوخی از خانم دست راستی پرسیدم : توی مهمانی هم موبایل را همراه میبری ؟ لبخند زد ، به موبایل اش اشاره کرد و گفت : این نباشد من فلجم ... دوستی میگفت : یادم نیست سال ها قبل بدون موبایل و اینترنت و کامپیوتر چه میکردیم ؟ من ولی یادم هست ، جنگ که شروع شد ، بابا روی تمام پنجره های بزرگ خانه چسب زد ، دو تا چسب ضربدری بلند . تلویزیون خانه را هم برد و گذاشت توی اتاق مهمان ، اتاق را آماده کرد برای دور هم نشینی های شبانه . دیوارهای اتاق مهمان نارنجی بود ، یک نارنجی خوشرنگ . شب که میشد همه ، یک جا جمع میشدیم ، برای ما که توی یک خانه ی در اندشت بزرگ میشدیم ، جمع شدنمان توی یک اتاق ، یک امتیاز بود ، یک بهانه برای کنار هم بودن ... دیدن سریال ها ، ارتش سری ، آینه ، اوشین ، بادبانهای برآفراشته ... راستی ایزما خاطرتان هست ؟ ... دقیق که نگاه میکنم میبینم حس من به این سریال ها ، یک حس معمولی نیست . جنسش یک جنس خاصی است . از همان تیتراژ تا قسمت آخر ، معجونی ست از خاطره ، خاطرات کودکی ، پدر ، مادر ، خواهر ، برادر ... خاطره خوب است حتی اگر تو را یاد جنگ بیاندازد ... دیشب نقد کتابی را میخواندم ، منتقد گله کرده بود از نویسنده که این خانم هنوز توی دهه ی شصت زندگی میکند ، بعد من پیش خودم فکر کردم کداممان توی آن دهه زندگی نمیکنیم ؟ آن روزها که اینترنت و موبایل و کامپیوتر نبود ، جنگ هم بود ، ما به هم نزدیک تر بودیم ، نبودیم ؟ ....
تینا بلایی
1396/3/9
... بار خـــــدایا ... وسوسه های نفس نگذاشت جانم در نهر رجـــــب تطهیر شود ... از در آویختگان درخت طوبای شعبان هم که نبودم ... ترحم فرما و در دریای رحمت رمضانت مستقرم نما ....
تینا بلایی
1396/3/8
. ویرانه نه آن است که جمشید بنا کرد ویرانه نه آن است که فرهاد فرو ریخت ویرانه دل ماست که با هر نگه دوست صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت
تینا بلایی
1396/3/8
وقتی از ته دل بخندی .!!!.. وقتی سپاسگذار آنچه که هست باشی... وقتی برای شاد بودن.. نیاز به بهانه نداشته باشی آن زمان است که واقعا زندگی می کنی ...
تینا بلایی
1396/3/7
چون بگذرد خیال تو در کوی سینه‌ها پای برهنه دل به در آید که جان کجاست
تینا بلایی
1396/3/7
تو ازمن میخواهی عاشق باشم
من ازتو می خواهم

دوستم داشته باشی.
تومیخواهی مرادر قفس کنی

من میخواهم
باتو پرواز کنم.......

این تفاوت عشق و
دوست داشتن است!!!!!!!
تینا بلایی
1396/3/7
لطفا همگی لبخند بزنید^_^