sorosh saffar
1396/3/27
میدان توپخانه تهران دهه 40
sorosh saffar
1396/3/27
همچون تکه یخی
زیر رگبار آفتاب
به من رسید
دست به دست
به من که پشت روزهای تقویم
در صف بودم
در آغوشش گرفتم
و دویدم
آب شده بود
و دویدم
آب می شد
و دویدم
تنت در آغوشم آب شده بود
و دویدم
آب می شدی
تمام می شدم
و دویدم
و دویدم
و دویدم
از تو
قطره هایی ماند
برای خاک کردن
از من اما
هیچ چیز باقی نماند

علیرضا- قاسمیان
sorosh saffar
1396/3/25
...
sorosh saffar
1396/3/20
محمدرضا گلزار
چطوری دیووووونه
sorosh saffar
1396/2/27
نکته های انگلیسی
sorosh saffar
1396/2/22
مشکلی که خیلی مشکل بود!!!
sorosh saffar
1396/2/21
دل ببر
sorosh saffar
1396/2/19
عجله داشتم
تندتند راه می رفتم
محکم به چیزی خوردم
آدم بود
منتظر بودم بگوید مگه کوری!؟
دستش را به طرفم دراز کرد
با من دست داد
و لبخندی زد و با یک عیبی ندارد به راهش ادامه داد
به گمانم انسان بود
sorosh saffar
1396/2/19
...
sorosh saffar
1396/2/18
ممنوعه ی غمگین من
دلتنگی بودنت در خیال پنجره ها
مرا از پای در می آورد
درد مشترک بی پناهم!!!
می خواهم در پناه دستان تو
چشم در چشم نگاه غمگینت
غم را از دل جفتمان بزدایم
شاید چشمان غمگینت باز برایم قهقهه بزند
جانان من
غمین مباش غصه مخور
حتی اگر سهم من و تو از داشتن هم هیچ باشد باز هم خیال داشتنمان امید
می دهد به غمهای بی انتهایمان!

تمنا اعتمادی
sorosh saffar
1396/2/9
چقدر این صدا برایم آشناست
صدای هق هق گریه های آسمان را می گویم صدای بارش باران را
بارها آن را از اعماق وجودم شنیده ام صدایی است که
رنگ تنهایی دارد بوی فراق و درد دوری
sorosh saffar
1396/2/4
دنیا
یک گوشه اش مال من اگر بود
کفایت می کرد،
اما...
اسکناس کهنه ای بود
که هیچ سمتش
گوشه نداشت...
ح-پویامنش
sorosh saffar
1396/2/2
کنار تو می گذرانم،
همان روزگاری که وقتی از تو دور باشم ساعت هایش می ایستند تا روزگار با من دولا و پهنا حساب کند
این دلبستگی آنقدر برایم گران تمام می شود،که دخلم به خرجم نمی خورد
کاش حساب و کتاب می دانستم
عشقه کسی که نیست چقدر می ارزد؟
ارزش خاطرات و تجسمات شبانه چقدر است؟
اما احساس این دلبستگی آنقدر زیاد است که هر روز هم بخودم منطق تزریق کنم، از جنونم کم نمی شود
من قلبم برای خودم هم یکی در میان می طپد
برای آغوشی که نیست! چرا باید هیجان زده باشد؟
راحت بگیر دستانی را که برایت پز روشن بودن تفکری را می دهد که از درون کپک زده
محکم بگیر گوش هایت را تا خاطرات را نشنوی
دیروز خاطراتم را همراه آینده ام به باد دادم!

س-عسگری
sorosh saffar
1396/2/1
دلگرمی یک نفر
sorosh saffar
1396/1/31
...
sorosh saffar
1396/1/30
...
sorosh saffar
1396/1/30
...
sorosh saffar
1396/1/30
در این شهر هنوز کسانی هستند که وقتی از روبرو می آیند چهره شان در هم نیست و چین بر پیشانی ندارند و چشمانشان را هم پشت سیاهی شیشه عینک مخفی نکرده اند …
چشم در چشم که می شوند لبخندی تحویلت می دهند …
و حال دلت چه خوب می شود وقتی آرامش را در صورتشان می بینی،
هرچند ممکن است در دلشان آشوبی باشد ولی شادی ظاهرشان را از دیگران دریغ نمی کنند …
دل آدم چه خوش می شود وقتی کسی را ببینی که هنوز لبخند می زند …
چه انرژی سرشاری هست در این لبخند ..!
+
نشون بده که می درخشی حتا با وجود تاریکی..!
sorosh saffar
1395/8/4
سلام ای دوست...
بودنت سبز و
دلت سبز و
حضورت سبز؛
خانه ات گرم،
دلت نرم،چراغت روشن،
روزگارت آرام.
توسن بخت برایت رام،
دست خوش بوی خدا
همراهت
روزتون متبرک به
نگاه خدا عزیزان
sorosh saffar
1395/7/21
...