salar_vn
1395/6/28
فقیری به ثروتمندی گفت:
کجاتشریف می‌برى؟

ثروتمند گفت: قدم میزنم تا اشتها
پیدا کنم تو کجا میروی؟

فقیر گفت: من اشتها دارم
قدم میزنم تا غذا پیدا کنم!
salar_vn
1395/6/28
نمیدونم از کیه ولی خیلی دوسش دارم متنشو :
️توی یک جمع بی حوصله نشسته بودم
طبق عادت همیشگی مجله را ورق زدم تا به جدول رسیدم
همین که توی دلم خواندم سه عمودی
یکی گفت بلند بگو
گفتم یک کلمه سه حرفیه
ازهمه چیز برتر است
حاجی گفت: پول
تازه عروس مجلس گفت: عشق
شوهرش گفت: یار
کودک دبستانی گفت: علم
حاجی پشت سرهم گفت : پول، اگه نمیشه طلا، سکه گفتم: حاجی اینها نمیشه
گفت: پس بنویس مال
گفتم: بازم نمیشه
گفت: جاه
خسته شدم با تلخی گفتم: نه نمیشه
دیدم همه ساکت شدند
مادر بزرگ گفت: مادرجان، "عمر" است.
سیاوش که تازه از سربازی آمده بود گفت: کار
ديگری خندید و گفت: وام
یکی از آن وسط بلندگفت: وقت
یکی گفت: آدم
خنده تلخی کردم و گفتم: نه
اما فهمیدم
تا شرح جدول زندگی کسی را نداشته باشی
حتی یک کلمه سه حرفی آن هم درست در نمی آید !!!
باید جدول کامل زندگیشان را داشته باشی.
بدون آن همه چیز بی معناست!!!
هرکس جدول زندگی خود را دارد.
هنوز به آن کلمه سه حرفی جدول خودم فکر میکنم
شاید کودک پا برهنه بگوید: کفش
کشاورزبگوید: برف
لال بگوید: حرف
ناشنوا بگوید: صدا
نابینا بگوید: نور
و من هنوز در فکرم
که چرا کسی نگفت:
" خدا "
salar_vn
1395/6/27
استادی میگفت؛
پولدارى،
منش است و ربطى به
ميزان دارايى ندارد!
گدايى؛
صفت است ربطى به
بى پولى ندارد!
دانايى؛
فهم و شعور است
و ربطى به مدرك تحصيلى ندارد...!!
salar_vn
1395/6/26
خدایا از من رو برنگردان
salar_vn
1395/6/26
سخاوت مندی و امنیت در نزد مردمان بی بضاعت .
salar_vn
1395/6/26
من عطر ِآرام ِتنت را دوست دارم

    محبوب ِمن ، پیراهنت را دوست دارم

یک شب سخن گفتی به آرامی و گفتم

    آوای نجوا کردنت را دوست دارم

بگذار تا دستم به دامان تو باشد

    بازی دست و دامنت را دوست دارم

لبخند تو عطری شبیه یاس دارد

     فهمیده ام خندیدنت را دوست دارم

عکس تو می افتد درون آب ، چون ماه

    ای ماه ِ کامل ، دیدنت را دوست دارم

با یک گل ِلبخند تو ُ دنیا بهار است

    دلدار من ، بوییدنت را دوست دارم....
salar_vn
1395/6/26
در حضور هفت گروه

هفت کار رو نده
تا سعادتمند شوی

1 – در حضور فقیر،دم از مال و منالت نزن

2 – در حضور بیمار،سلامتیت را به رخش نکش

3 – در حضور ناتوان،قدرت نمایی نکن

4 – در برابر غصه دار،خوشحالی نکن

5 – در برابر زندانی،آزادی ات رو جلوه نمایی نکن

6 – در حضور افراد بدون فرزند از فرزندخود
 
تعریف و نوازش نکن

7 – در برابر یتیم،از پدر و مادرت نگو......
salar_vn
1395/6/26
آنکه مست آمد و دستی به دل مازدورفت

      در این خانه ندانم ز چه سودا زد و رفت

 خواست تنهایی ما را به رخ ما بکشد

      تنه ای بر در این خانه ی تنها زد و رفت
salar_vn
1395/6/26
هزار درد فرستادیم به جان لیکن

      چو آمدی همه آن دردها دوا کردی
salar_vn
1395/6/26
ڪَوشم همه بر قول نی و نغمه چنگَ است

چشمم همه بر لعل لب و ڪَردش جام است

در مجلس ما عطر میامیز که  ما  را

هر لحظه ز گَیسوی تو خوش بوی مشام است

salar_vn
1395/6/26
باز با ما سری از نازِ گران دارد یار

     نکند باز دلی با دگران دارد یار

خنده ارزانی هر خار و خَسَش هست ولی

     گوش با بلبل خواننده گران دارد یار

آن وفایی که ز من دیده اگر هم برود

     چشمِ دل در عقبِ سر، نگران دارد یار

لاله رو هست ولی داغ غمش نیست به دل

     کِی سرِ پرسشِ خونین جگران دارد یار؟
salar_vn
1395/6/26
شب همگی خوش .
salar_vn
1395/6/26
ای بوسه ی تو باطلِ سِحرِ حیای من

    وِی دکمه دکمه منتظرِ دست های من

شرمنده ام اگر نفست تنگ می شود

    از بوسه های پشتِ همِ بی هوای من!

جان می رسید بر لبت از دیدنِ خودت

    بودی اگر هرآینه امروز جای من

دودش ز چشم های سیاهت بلند شد

   آهی که سرمه ریخت به زنگِ صدای من

نفرین به من اگر که ملایک شنیده اند

    جز آرزوی داشتنت در دعای من

رازی بزرگ بودی و پنهان ز چشم خلق

    غافل که برملا شدی از ردپای من

هستی نخی ست در نظرم ، بسته بر دو میخ

    یکسو وفای توست دگرسو وفای من

♠♧✪✪✪✪✪✪✪✪✪✪♤♣
salar_vn
1395/6/26
پريشان گيسوي يارم🌼🌼🌼🌼🌼🌼🌼

     ز مدت هاست در يادم🌹🌹🌹🌹🌹

كه باشد،گر نباشد او💮💮💮💮💮💮

     من از يادش نميكاهم🌷🌷🌷🌷🌷
salar_vn
1395/6/25
🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷🌷
🐠🐠🐠🐠🐠🐠🐠🐠🐠🐠🐠🐠

مردم از انگيزه هاى شما،
صداقت شما،
و اهميت رنج هايتان
جز با مرگ شما متقاعد نمى شوند !
salar_vn
1395/6/25
این گل ز بر همنفسی می‌آید
شادی به دلم ازو بسی می‌آید
پیوسته از آن روی کنم همدمی‌اش
گز رنگ ویم بوی کسی می‌آید
salar_vn
1395/6/25
گفتم دهنت گفت زهی آب‌حیات
گفتم که لبت گفت زهی حب نبات
گفتم سخنت گفت که حافظ حقا
شادی همه لطیف‌گویان صلوات
salar_vn
1395/6/25
"""صائب تبریزی """
گر قابل ملال نیم، شاد کن مرا
ویران اگر نمی‌کنی آباد کن مرا
حیف است اگر چه کذب رود بر زبان تو
از وعدهٔ دروغ، دلی شاد کن مرا
پیوسته است سلسلهٔ خاکیان به هم
بر هر زمین که سایه کنی، یاد کن مرا
شاید به گرد قافلهٔ بیخودان رسم
ای پیر دیر، همتی امداد کن مرا
گشته است خون مرده جهان ز آرمیدگی
دیوانهٔ قلمرو ایجاد کن مرا
بی حاصلی ز سنگ ملامت بود حصار
چون سرو و بید ازثمر آزاد کن مرا
دارد به فکر صائب من گوش عالمی
یک ره تو نیز گوش به فریاد کن مرا
salar_vn
1395/6/25
کوفت چیست ?
.
.
.
.
.
.
.
.
.
. شام امشب من ...
نیس مامانم واسه خونه تکونی رو من حساب کرده بود ...
منم از صب علی الطلوع پیچوندم الان وقت شام اومدم خونه ...
البته تجربه ی ( کوفت ) رو به عنوان یک میان وعده ی مقوی داشتم منتها به چشم شام بهش نگا نکرده بودم ...
امیدوارم خوشمزه باشه ...
salar_vn
1395/6/25
"اصلا دوست داشتم " چیست؟
.
.
.
جواب غیرمنطقی من به دیگران؛ وقتی همه جوابهای منطقیم اونهارو قانع نمیکنه! باورتون نمیشه ولی با همین جواب قانع میشن!!!!!