rr_shemirany
1396/7/24
گاهی یک فیلم و صداها کتاب بهتر مفهوم مورد نظر را منتقل می کند؛ در فیلم نشانه ها signs#
 گراهام گس (با بازی مل گیبسون) پدر خانواده کشیشی است که پس از کشته شدن همسرش در حادثه رانندگی، لباس کشیش را از تن درمی‌آورد. پسرش نیز از بیماری آسم در رنج است. حوادث فیلم هنرمندانه به او میفهماند بیماری فرزندش عامل زنده ماندن اوست و
پیامبر ص فرمودند:
"یا عباد الله انتم کالمرضی و الله رب العالمین کالطبیب."
در یک اتاق از بیمارستان: یکی نباید مطلقا چیزی بخورد و دیگری به فراخور وضعیتش باید تا میتواند خود را تقویت کند. دیگری باید پای زخم دیابتی اش قطع شود و دیگری عمل مثلا پیوند اعضا دارد. اما در همگی یک ویژگی مشترک است و آن اطمینان به پزشک و اطاعت محض است.

فَعَسَى أَن تَكْرَهُواْ شَيْئاً وَيَجْعَلَ اللّهُ فِيهِ خَيْراً كَثِيراً ‏(النساء۱۹)
زن حضرات نوح و لوط(ع) با اينكه در بهترين محيط هدايت بودند ولی به اختيار سوء خود كافر شده اهل جهنّم گشتند. ولي آسيه همچنين اصحاب كهف و نيز مومن آل فرعون با اينكه در كفرآميزترين محيطها زندگی ميكردند؛راه هدايت را پيش گرفتند. لذا حضور در محيط آلوده عذر موجّهی نيست.
« يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ مُخْرِجُ الْمَيِّتِ مِنَ الْحَيِّ ذلِكُمُ اللَّهُ فَأَنَّى تُؤْفَكُون‏.(الأنعام۵۹)
امام حسن عسكري (ع) در تفسير آيه فرمودند: « يَعْنِي الْمُؤْمِنَ مِنَ الْكَافِرِ وَ الْكَافِرَ مِنَ الْمُؤْمِن»

فقط کافیست انسان خبیث نباشد:

 « وَ الْبَلَدُ الطَّيِّبُ يَخْرُجُ نَباتُهُ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ الَّذي خَبُثَ لا يَخْرُجُ إِلاَّ نَكِدا ـــ سرزمين پاكيزه گياهش به فرمان پروردگار می‏رويد؛ امّا سرزمينهاى بد طينت،جز گياه ناچيز و بی ارزش، از آن نمی‏رويد. » ( الأعراف۵۸ )
بنابراين،اوّلاً خدا كسی را به خاطر زنازاده يا كافرزاده بودن مجازات نميكند و ثانياً اگر زنازاده بودن يا كافرزاده بودن شخص ، در ارتكاب معاصی حقيقتاً نقش داشته باشد يقيناً خداوند عادل اين تأثير را در مجازات خود لحاظ مينمايد؛ <وَ لا يُظْلَمُونَ فَتيلاً>
در روايات آمده :« در روز قيامت كسانى كه در دنيا با صحّت و عافيت به سر بردند، دوست دارند كه گوشت بدن آن ها را با قيچی در دنيا بریده بودند براى ثواب هايی كه می‏بينند به اهل بلا میدهند. »

وَلَنَبْلُوَنَّكُم بِشَيْءٍ مِّنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِّنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
و امان از صبر که قاتل شیطان است.
یاحق
rr_shemirany
1396/7/16
احتمالا شما هم گاهی دچار میشوید؛
وسوسه خوردن یا نوشیدن یا بوییدن یا شنیدن یا نمایاندن یا لمس یا مسح یا یا نگاه یا نگاه یا کلام یا فعل حرام ، وسوسه دروغ ، ریا ،ادا نکردن امانت،تقلب،تخلف، تدلیس،تشبه، تغافل،خیانت،رانت،کم فروشی؛ وسوسه تنبلی،حتی وسوسه شکستن عهدی که بستی، نذری که کردی و خیلی مسائل روزمره دیگر.
شاید وسوسه چیز کم اهمیتی به نظر آید و یک هوس یا میل زودگذر تلقی شود؛اما اگر به جنایاتی که هرروز از آن باخبر میشوید توجه کنید؛هرجنایتی اگر حاصل عدم کنترل خشم نباشد،حتما حاصل یک وسوسه است.
به همین سادگی؛
(دختر پارس آبادی)از نظر من یک جنایتکار بالفطره نبود، و من در حیرت بودم که چنین آدمی چطور چنین جنایتی کرده؟ و این حیرت زمانی برطرف شد که شنیدم در اعترافاتش گفته بود:
"دو روز بود در فکر شکار آتنا بودم!! "
پناه بر خدا از الْخَنَّاسِ●الَّذِي يُوَسْوِسُ فِي صُدُورِ النَّاس.
اگر وسوسه در موضوع حلال و حرام باشد؛ نشانه آن است که ما در مستحبات و مکروهات خیلی مقید نیستیم. و این بزرگترین زنگ خطر برای ایمان ماست.
وقتی برفراز بامی قرار دارید هرگز در حرکت نمیکنید بلکه تا حد معقولی(ونه به نحوی که از آنطرف بام بیافتید) از مرزها فاصله میگیرید.
در تقابل نظامی با دشمن میدان نبرد را کیلومترها دورتر از مناطق سرزمینی قرار میدهید که این مناطق از حاشیه امنیت برخوردار باشند.
این استراتژی کاملا متین و منطقی و عاقلانه است. این اصل در کاملا پذیرفته شده و کاربرد فراوان دارد.
مثلا در موضوع حیا،#حجاب وحریم، بسیاری افراد میپرسند: چرا اسلام اینقدر سختگیری میکند؟
آیا واقعا چند تار مو تحریک کننده است؟
آیا از کنار نامحرم نشستن آفتی به دین انسان می رسد؟
احتمالا پاسخ بسیاری از ما منفیست؛ اما چرا باید رعایت کنیم؟ پاسخ در اصل است. اسلام حدود شرعی را طوری بنا نمیکند که به محض خروج از صراط مستقیم در چاه ویل سقوط کنیم. اسلام میدان نبرد با شیطان و نفس را فرسنگها آنطرفتر و در جایی که امکان شکل گیری هست، قرار میدهد؛
تا بتوانیم فتنه را در نطفه،خفه کنیم:
سرچشمه شاید گرفتن به بیل
چوپر شد نشاید گرفتن به پیل
اصولا به نظر من یک دلیل وجودی برای مستحبات و مکروهات و مباهات همین حاشیه امن برای واجبات و محرمات است. یعنی با عمل به مستحبات، واجبات تضمین میشود؛ زیرا نفس و شیطان نمی توانند هم زمان در دو جبهه با مومن بجنگند. اول باید سنگر مستحبات را فتح کنند تا راه برای حمله به واجبات فراهم گردد. و در مکروهات نیز به همین نسبت.
در پناه حق باشید
rr_shemirany
1396/7/13
دوستی می گفت چه فایده از عزاداری بر حسین علیه السلام وقتی زندگیمان یزیدیست.
راستی چرا؟ چرا بعضی از ما در هیئت امام حسین علیه السلام یک شکل رفتار میکنیم. در بازار یک شکل، در اداره یک شکل، در خودرو و خیابان شکلی دیگر و در فضای مجازی نیز به شکلی دیگر.
شاید تصور کنید این ویژگی محصول امروز است اما نیم قرن پیش سرود :
"ساده باشیم.
ساده باشیم چه در باجه یک بانک چه در زیر درخت."
پس این معضل چیز جدیدی نیست. اما چرا؟
به نظر من بهترین نام برای این ویژگی سیلان است؛ مانند مایعات که در هر ظرفی قرار گیرد شکل آن میشود. مانیز به فراخور هرمکانی شخصیتی متناسب با آن از خود ارائه می دهیم.:

ابوهریره در صفین حاضر بود. موقع صرف غذا نزد معاویه می رفت؛ هنگام نماز پشت سر علی (ع) نماز میخواند و هنگام مصاف از معرکه جنگ دور می شد و میگفت: نماز در پشت سر علی (ع) کامل ترین نماز است و غذای معاویه چرب ترین غذاها و احتراز از جنگ و کشتار سالم ترین کارهاست.»
و این سیلان بدترین محصول از شئون مختلف زندگی است.
قبلا سیاست و اقتصاد و اجتماع را و تازگیها امام حسین ع را هم از دین جدا کرده ایم. حاصل می شود:

مثل و
انسان مکتبی اما اینگونه نیست.
تمام شئون زندگی اش متاثر از مکتبی است که خود را متعلق و پیرو آن می داند. مثلا یک انسان غربی تمام رفتارش بر اساس طراحی و اجرا می شود. بنابراین با شناخت مکتب فکری اش میتوانی رفتار او در اجتماع یا سیاست یا اقتصاد حدس بزنی. حال میشود درک کرد چرا غربیها به ما میگویند:
 " "
مشکل آنها مکتب انسانی و مشکل ما انسان مکتبی است.
ان شاءالله روزی مکتب امام حسین ع در همه شئون زندگی مان تاثیر گذار شود.
 یاحق
"کار ما نیست شناسایی "راز" گل سرخ،
کار ما شاید این است
که در افسون گل سرخ شناور باشیم."
rr_shemirany
1396/6/18
رب العالمین هرچه که قابلیت وجود داشته با قدرت فاعلیت خویش فرموده و موجودی نیست که ادعا کنیم میتوانست باشد اما نیست.
اما عصاره تمام خلقت چیزیست که میتوان امام خلقت نامید؛ یک به معنای کامل .
 آن مخلوقی که واجد تمام خالقیت خالق باشد که تمام هنر او را در بر گیرد. یک الگو از آنچه دوست دارد همه مخلوقات را با عیار آن بسنجند. واین بر خلاف گفته است که میگوید:
آدمی در عالم خاکی نمی‌آید به دست
عالمی دیگر بباید ساخت و از نو آدمی
وجود الگو در عالمی که آدمی در آن بار نمی آید چه کارکردی دارد؟
امام یعنی گل سرسبد هستی آنکه امام همه مخلوقات دیگر باشد. یک نهایت قابلیت قابل و فاعلیت فاعل. او که تمام هستی در اطاعت اوست. او که همه امکان خالق در ید اوست الا اینکه او مخلوق است رب العالمین خالق.
آری وقتی میگوییم باید تمام این ویژگی ها در نظرمان باشد.
آنی که اگر او را هم کنی روا باشد.
من مخالف نظر مفسرانی هستم که دستور خداوند به سجده بر آدم را به گونه ای تفسیر میکنند که انگار منظور خدا سجده بر آدم نبوده!، آیات کاملا واضح دلالت بر سجده بر آدم دارد؛هرچند باز به نظر من سجده آنطور که بسیاری از ما تصور میکنیم نیست، بلکه مظهر نهایت احترام و تواضع است. همانطور که ژاپنی ها در مذهب چنین میکنند.
(شبیه تعظیم (رکوع) در فرهنگ ما. )
جالب است که من هر چه تحقیق کردم که چه کاری مظهر پرستش است بهتر از نیافتم؛ و توجه یعنی روی بر سویی( ) کردن ؛
إِنِّي وَجَّهْتُ وَجْهِيَ لِلَّذِي فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِيفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِكِينَ
ﻣﻦ ﺑﻪ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺍﻧﺤﺮﺍﻑ ﻭ ﺑﺎ ﻗﻠﺒﻰ ﺣﻖ ﮔﺮﺍ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩم ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﻛﺴﻰ ﻛﻪ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺯﻣﻴﻦ ﺭﺍ ﺁﻓﺮﻳﺪ ، ﻣﺘﻮﺟﻪ ﻛﺮﺩم ﻭ ﺍﺯ ﻣﺸﺮﻛﺎﻥ ﻧﻴﺴﺘﻢ .(انعام هفتادونه) .
 به نظر من به همین دلیل است که اگر شما یک سجده به نماز اضافه یا کم کنی نماز باطل نمی شود اما اگر روی از قبله برگردانی نمازت باطل است. همین است که عرب به گل آفتابگردان که مرتب متوجه آفتاب است میگوید: عید ولایت بر شما مبارک و حق نگهدارتان شیعیان یا حق
rr_shemirany
1396/6/11
می فرمود: کسی که طالب سیر و سلوک شد، اگر برای پیدا کردن استاد نصف عمر خود را در جستجو بگذراند ارزش دارد. و آن که به استاد رسیده نصف راه را طی کرده است.
به قول حافظ:
طی این مرحله بی همرهی خضر مکن
ظلمات است بترس از خطر گمراهی
همیشه افراد متکبر و لا ابالی متدینین را متهم به دنباله روی گوسفندوار از مراجع میکنند.
متدینین هم طرف مقابل را به پیروی گوسفندوار  فرهنگهای مبتذل و منحط بیگانه محکوم میکنند.
در قیامت هم مشرکین به خود از پدران مشرک خویش اقرار می کنند:
... إِنَّمَا أَشْرَكَ آبَاؤُنَا مِن قَبْلُ وَكُنَّا ذُرِّيَّةً مِّن بَعْدِهِمْ أَفَتُهْلِكُنَا بِمَا فَعَلَ الْمُبْطِلُونَ
... ﭘﺪﺭﺍﻧﻤﺎﻥ ﭘﻴﺶ ﺍﺯ ﻣﺎ ﻣﺸﺮﻙ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، ﻭ ﻣﺎ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﻰ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﻮﺩﻳﻢ [ ﻭ ﺭﺍﻫﻰ ﺟﺰ ﺗﻘﻠﻴﺪ ﺍﺯ ﺁﻧﺎﻥ ﻧﺪﺍﺷﺘﻴﻢ ] ﺁﻳﺎ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮ ﺁﻧﭽﻪ ﺑﺎﻃﻞ ﮔﺮﺍﻳﺎﻥ ﺍﻧﺠﺎم ﺩﺍﺩﻧﺪ ، ﻫﻠﺎﻙ ﻣﻰﻛﻨﻰ؟ (اعراف۱۷۳)

به نظر من پیروی از و بزرگان مایع افتخار و مباهات است. اما اگر شخص با بصیرت راهش را انتخاب نکرده باشد،روزی به حکم از منحرف میشود.
پیروی از بزرگان شرط لازم است ولی نه بردگی نه بره گی نجات بخش نیست. بلکه بایدو لازم است؛ آنچه که هیچ گوسفندی ندارد؛
"قُلْ هَٰذِهِ سَبِيلِي أَدْعُو إِلَى اللَّهِ عَلَىٰ بَصِيرَةٍ أَنَا وَمَنِ اتَّبَعَنِي ..."
ﺑﮕﻮ : ﺍﻳﻦ ﻃﺮﻳﻘﻪ ﻭ ﺭﺍﻩ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﻣﻦ ﻭ ﻫﺮ ﻛﺲ ﭘﻴﺮﻭ ﻣﻦ ﺍﺳﺖ ﺑﺮ ﭘﺎﻳﻪ ﺑﺼﻴﺮﺕ ﻭ ﺑﻴﻨﺎﻳﻰ ﺑﻪ ﺳﻮﻯ ﺧﺪﺍ ﺩﻋﻮﺕ ﻣﻰ  ﻛﻨﻴﻢ....(یوسف ۱۰۸)
یاحق
rr_shemirany
1396/6/10
 اسماعیل تو کیست؟ چیست؟ مقامت؟ آبرویت؟ موقعیتت، شغلت؟ پولت؟ خانه‌ات؟ باغت؟اتومبیلت؟ معشوقت؟ خانواده‌ات؟ علمت؟ درجه ات؟ هنرت؟ روحانیتت؟ لباست؟ نامت؟ نشانت؟ جانت؟ جوانیت؟ زیبائی ات...؟
 این را تو خود میدانی، تو خود آن را، او را- هر چه هست و هر که هست - باید به منی آوری.
من فقط میتوانم نشانی‌هایش را به تو بدهم: آنچه تو را، در راه ایمان، ضعیف می‌کند، آنچه تو را در رفتن، به ماندن می‌خواند، آنچه تو را، در راه مسئولیت به تردید می‌افکند، آنچه تو را به خود بسته است و نگهداشته است، آنچه دلبستگی‌اش نمیگذارد تا پیام را بشنوی،تا حقیقت را اعتراف کنی،آنچه تو را به فرار می‌خواند، آنچه تو را به توجیه و تأویلهای مصلحت جویانه می‌کشاند، و عشق به او، کور و کرت می‌کند.
او اسماعیل تو است، اسماعیل تو ممکن است یک شخص باشد، یا یک شیء، ! یا یک حالت، یک وضع، و حتی، یک نقطه ضعف!
ذبح گوسفند، بجای اسماعیل، قربانی است؛
ذبح گوسفند به عنوان گوسفند، قصابی!

rr_shemirany
1396/6/7
امام باقر عليه السلام:

أقرَبُ ما يَكونُ العَبدُ مِنَ اللَّهِ إذا كانَ فِي الصَّلاةِ؛ نزديك‏ترين حالت بنده به خدا، هنگامى است كه در نماز است.
دعائم الإسلام: ج ۱ ص ۱۳۴

چه دردی از این بالاتر که هیچ امام زاده ای در ایران بدون گنبد نیست اما چهار امام معصوم ما در بقیع حتی سنگ مزار ندارند.
سالروز شهادت مظلوم ترین امام شیعیان امام المصلحین،امام محمّد باقر ع که هم نوه امام حسین ع است و هم نوه امام حسن ع هم زجر کشیده مصیبت کربلاست و در همچنین زمانی هیچ زائری ندارد و تمام حاجی ها الان در مکه هستند و در بقیع گنبد بارگاهی ندارد و غریب و تنهاست، بر امام عصر عج و شما شیعیان حضرت تسلیت باد.
یا حق

rr_shemirany
1396/6/6
بعضی وقتها یک لحظه نه یک عمر بلکه تا ابد پشیمانی بهمراه دارد.
دایی محمودم انترن بود که در ایام پانزده خرداد چهل و دو به روایتی بوسیله بدخواهانی در کلینیک با سوء استفاده از فضای قیام در عنفوان جوانی به قتل رسید و به روایت دیگر فعالیت انقلابی میکرد و شهید شد ؛ حتی ظاهرا ابتدای انقلاب از بنیاد شهید مراجعه می‌کنند تا برای مادر بزرگم مستمری مقرر کنند که ایشان قبول نمیکند. داغ دایی محمودم آنقدر برای مادربزرگ سنگین بود که تا سال هشتادوپنج که از دنیا رفت برایش گریه می کرد.
دایی محمود که کشته میشود ، ظاهرا دختر جوانی که به او علاقه مند بوده میکند.
الان مزار هر دو کنار هم در ابن باوه (البته درستش ابن بابویه ست) محاذی قبر و بالای مقبره آقا واقع شده است.
هر وقت چشمم به سنگ قبر دخترجوان می افتد باهمه وجودم برایش افسوس میخورم .
دایی محمودم یا شهید شده یا به ناحق کشته شده در هر دو حالت جایگاهش بهشت است ان شاءالله اما آن دخترجوان چه عاقبتی دارد؟؟؟
پ ن:کسانی که به ابن باوه دسترسی دارند. اگر حاجت مهمی دارند که برآورده نمی شود. برسر مزار شیخ که نزدیک مقبره واقع است حاضر و به این استاد متوسل شوند و حاجت خود را سریعا بگیرند(بنده هم حاجت گرفته ام) و برای عاقبت بخیری همه مان دعا بفرمایند. ان شاءالله ، یاحق
rr_shemirany
1396/6/5
روزه هشتم و نهم ذی الحجه را از دست ندهید.
التماس دعا
# تزودوا
rr_shemirany
1396/6/2
باور نکن تنهاییت را،من در تو پنهانم،تو در من
از من به من نزدیکتر تو،از تو به تو نزدیکتر من
باور نکن تنهاییت را،تا یک دل و یک درد داریم
تادر عبور ازکوچه عشق،بردوش هم سرمیگذاریم
دل تاب تنهایی ندارد،باور نکن تنهاییت را
هرجای این دنیا که باشی،من با توام تنهای تنها
من باتوام هر جا که هستی،حتی اگر با هم نباشیم
حتی اگریک لحظه یک روز،باهم دراین عالم نباشیم
این خانه را بگذار و بگذر،با من بیا تا کعبه ی دل
باور نکن تنهاییت را،من با تو ام منزل به منزل
تقدیم به همسرم به مناسبت اول ذی الحجه سالگرد مراسم خواستگاری مون
rr_shemirany
1396/5/31
اگر انسانی انسانی را بخاطر گناهی سرزنش کند نمیرد تا خود به آن گناه مرتکب شود. :
" مَن عَيَّرَ مُؤمِناً بِذَنبٍ لَم يَمُت حَتّى يَركَبَهُ"
امام صادق ع (ميزان الحكمة: ح ۱۴۸۵۴ )
هیچ بنده ای را کوچک نشمار شاید ولی خدا باشد. (وسائل الشیعه: ج ۱،ص ۸)
خودت را از هیچ بنده ای بهتر ندان. اگر عبادت جن و انس را کردی به خودت مغرور نشو شاید مقبول درگاهش نباشد.(اصول کافی ترجمه مصطفوی ج ۳ص ۱۰۹)
کسی را شب در حال گناه دیدی صبح با همان دید به او نگاه نکن شاید توبه کرده باشد.
حمل بر صحت کردن ، اصل برائت ، پوزش پذیری
اینها مرام مسلمانیست، رسول مکرم اسلام ص انقدر به این موارد مقید بودند که به دهن بینی و ساده لوحی متهم میشدند که آیه ای در حمایت ایشان نازل شد. :
"... يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَيَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَّكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَيُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ ..." ...ﻫﻤﻮﺍﺭﻩ ﭘﻴﺎﻣﺒﺮ ﺭﺍ ﺁﺯﺍﺭ میﺩﻫﻨﺪ ، ﻭ ﻣﻰﮔﻮﻳﻨﺪ : ﺯﻭﺩﺑﺎﻭﺭ ﻭ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺳﺨﻦ ﺍﻳﻦ ﻭ ﺁﻥ ﺳﺮﺍﭘﺎ ﮔﻮﺵ ﺍﺳﺖ . ﺑﮕﻮ : ﺍﻭ ﺩﺭ ﺟﻬﺖ ﻣﺼﻠﺤﺖ ﺷﻤﺎ ﺳﺮﺍﭘﺎ ﮔﻮﺵ ﻭ ﺯﻭﺩ ﺑﺎﻭﺭ ﺧﻮﺑﻰ ﺍﺳﺖ ، ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﺍﻳﻤﺎﻥ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﻓﻘﻂ ﺑﻪ ﻣﻮﻣﻨﺎﻥ ﺍﻋﺘﻤﺎﺩ ﻣﻰ ﻭﺭﺯﺩ...(توبه۶۱) اما در مقابل همه این موارد فوق مسلمان نباید خود را در معرض اتهام قرار دهد؛ کسی‌ که‌ خود را در موضع تهمت‌ قرار دهد، نباید کسانی‌ راکه‌ به‌ او سوءظن‌ پیدا می‌کنند، سرزنش‌ کند.
امام علی (ع) :  مَن‌ْ وَضَع‌َ نَفْسَه‌ُ مَواضِع‌َ التُّهَمَة‌ِ فَلا یَلوُمَن‌َّ مَن‌ْ اَساءَ بِه‌ِ الظَّن‌َّ. (نهج‌البلاغه‌ ـ حکمت۱۵۹)
چطور میشود که کسی در سلک شیطان قرار گیرد و از دیگران بخواهد مرا قضاوت نکنید! چطور جز خدا را به قضاوت قبول ندارند در حالی که در قیامت خدا قضاوت انسان در مورد اعمال خود را قبول دارد. :
اقْرَأْ كِتَابَكَ كَفَىٰ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيبًا [ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻣﻰ  ﮔﻮﻳﻨﺪ : ] ﻛﺘﺎﺏ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺨﻮﺍﻥ ، ﻛﺎﻓﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺮ ﺧﻮﺩ ﺣﺴﺎﺑﮕﺮ ﺑﺎﺷﻰ .(الاسرا ۱۴)
دیگران را از قضاوت برحذر میدارند اما توبه جوان خواننده که خود اقرار میکند در گذشته اشتباه کرده نمیپذیرند و عکسهای آنچنانی از گذشته اش منتشر میکنند.
"قضاوت نکن!" امروزه تبدیل به چماقی شده تا بر سر هر ناهی از منکر فرود آید؛ و دستاویزی گردیده تا هرکس هرچه خواست انجام دهد و بگوید :
این مفهوم اصلا در زبان فارسی وجود ندارد و این عبارت مستقیم از غرب منطبق با منطق ترجمه شده و ما واژه معقول و محترم را داریم که کاربردی کاملا متفاوت و اسلامی دارد.
یاحق
rr_shemirany
1396/5/31
باب المراد کاظمین، ان شاءالله در چنین روزی زیارت امام جواد ع و پدربزرگشان امام موسی کاظم ع قسمت مشتاقان حضرتش شود.
المراد
rr_shemirany
1396/5/29
در هیچ قالبی که در ذهن من میگنجد، نمیگنجد.
در فرهنگ لاتین مفهومی هست به نام:
این واژه به کسی اطلاق میشه که چیزی برای از دست دادن نداره در نتیجه هر کاری ازش سر میزنه به همین خاطره که ضرب المثلی دارند که میگه :
"Nothing is more dangerous than a man with nothing to lose."
یعنی خطرناکتر از کسیکه چیزی برای از دست دادن نداره وجود نداره.
این‌ روزها جامعه پر شده از افراد دِسپِرادو
افرادی که هیچ چیز جلودار هوای نفسشون نیست و از ارتکاب هیچ قبیحی حیا نمیکنند.
تصور کنید زن جوانی را که باید خوشبو باشه تمیز باشه مادر باشه! حال تصوراتتون رو خط خطی کنید میشه زنی که (شاید بهتر باشد بنویسم: زنیکه) سیگار میکشد سگ بغل میکند و باکفش در منزل و خارج‌ آن تردد میکند. به عبارت‌ بهتر:
rr_shemirany
1396/5/23
حال غریبی دارم
بهترین اسم برای این حال دلم این میتونه باشه: "نامعلوم" شهید محسن حججی حال مرا دگرگون کردی برادر،
غریب گیر آوردنت ، تشنه سر بریدنت و بدجوری به شهادتت حسودیم شد.
دل من ، دل حسود و بیقرارم ؛
ای حال نامعلوم ؛ آروم باش ، آروم

مِّنَ الْمُؤْمِنِينَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَيْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَىٰ نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن يَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِيلًا(احزاب۲۳)


rr_shemirany
1396/3/12
Ali shemirany:
لطفا بجز دشمن آل اللّه کسی را نفرین نکنید. چون نفرین آنی دارد و آهی که اگر این دو با هم مصادف شوند،هر اتفاق غیر ممکنی، ممکن است ممکن شود. و شما بمانید و یک عمر پشیمانی.
ده سالم بود منزلمون احتیاج به بنایی داشت. پدرم یک استاد بنا از یک کوچه بالاتر آورد جهت انجام کار .
وقتی بنا کارش تمام شد پدرم منزل نبود. مادرم ازش خواست برای تسویه زمانی که پدرم بود مراجعه کند. استاد بنا پذیرفت و رفت.
من سرگرم بازی جلوی در بودم که زن تنومندی آمد جلوی در، مادرم را صدا کرد. زن استاد بنا بود. آمده بود پول شوهرش را بگیرد. هنوز جمله مادرم که میخواست بگوید: شوهرم نیست !
تمام نشده بود که زن یکباره شروع کرد به فریاد کشیدن: من پولمو میخوام من، هیچی حالیم نمیشه ....
تمام همسایه ها خبردار شدند، نمی دانم چطور و از کجا، اما مادرم پول را جور کرد. زن پول ها را گرفت و رفت،رفت ولی نگاه من تا انتهای کوچه رهایش نکرد و در یک «آن» از ته دلم «آه»ی بلند شد و برایش آرزوی مرگ کردم. «آن»و«آه»ی که هرگز تکرار نشود ان شاءاللّه.
فردا صبح وقتی به سمت مدرسه میرفتم. دیدم عده زیادی جمع شده اند، تصادف شده بود. خودم را از لابلای جمعیت به محل حادثه رساندم زن تنومند مرده بود. خودش بود با همان ابعادی که دیروز نگاهم دنبالش کرده بود. صدای مردی مرا هشیار کرد: پسر جان پات روی تکه ای از مغز میته! برو کنار.
rr_shemirany
1396/3/8
همیشه برایم سوال بود چه اتفاقی مرا فوق العاده شاد خواهد کرد،آن حادثه ای از شادی اش به هوا بپرم کدام است؟
سالهاست با خانم عهد کردیم از بانک وام نگیریم و ربا وارد زندگی ساده مان نکنیم به قول آیت اله مجتهدی چرخ زندگی را با «اوستا برسون» کردن رزقمان بچرخانیم.
ماه رمضان سال ۹۱ بود. هرسال سه شنبه دهه سوم ماه مبارک بسته های افطاری آماده میکردیم و خانوادگی میبردیم جمکران توزیع میکردیم.
مدتی قبلتر وامی قرض الحسنه ای گرفته بودم که وقت تسویه اش از قضا دهه سوم ماه رمضان بود. رفتم جهت تسویه اما کلّی به وام سود تعلق گرفته بود، گفتند این طرحی که انتخاب کرده ای بدون سود نیست.
من اصل وام را تسویه کردم و برای اعتراض وقت خواستم تا با رئیس صحبت کنم برای چند روز بعد وقت دادند :«سه شنبه»
باخودم گفتم:«لقمه حروم رو میخوای ببری بدی دست منتظرای آقا باهاش افطار کنن!»
تصمیم گرفتم از توزیع افطاری صرف نظر کنم اما نمیشد عده زیادی از فامیل به عشق آقا این روز را انتظار میکشیدند. نه راه پس داشتم نه راه پیش.
سه شنبه از صبح دلم آشوب بود،اگر رئیس قبول نمیکرد باید پولی که بابت نذری تدارک دیده بودم بابت پرداخت میکردم. مثل اینکه کسی پول پس انداز جهت خرج عروسی را صرف عزا کند. (که قبلتر ها زمان فوت پدرم تجربه کرده بودمش و چقدر تلخ) .
اول وقت رفتم پیش رئیس،گفت: اگر میخواهی سود ندهی باید ده میلیون سپرده کنی و دو ماه برداشت نکنی! میتوانی؟
انگار خودش جواب را از چهره ام خوانده بود که بلند به منشی گفت: نفر بعدی.
و من بیرون آمدم. تلفنم زنگ زد مشتری پشت خط بود:آقا سلام من دو ماه دیگر کالایی میخواهم که گفته اند گران میشود،میشه خواهش کنم الان ده میلیون پول بدم دوماه دیگه جنس رو تحویل بگیرم؟....
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِن تَنصُرُوا اللَّهَ يَنصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدَامَكُمْ (محمد۷)
یاحق
rr_shemirany
1396/2/29
امام علی علیه السلام:

الشِّركَةُ في الرَّأيِ تُؤَدِّي إلى الصَّوابِ

مشاركت در رأى (مشورت) به يافتن انديشه درست می انجامد.

غرر الحكم ، ح ۱۹۴۲
rr_shemirany
1396/2/25
نامه سرگشاده به آقای هاشمی طبا
برادر عزیز سلام علیکم ؛ پیرو فرمایشتان مبنی بر اینکه:«ماگلهای خندانیم،فرزندان ایرانیم»
این وجیزه را مینگارم؛
شب عید در خیابان خلوت مشرف به دفترم دوکودک به شدت باهم دعوا میکردند طوری که من مجبور به مداخله شدم.
دوبرادر یتیم ،یکی ده ساله و یکی شش ساله بودند. برادر کوچکتر بقول خودش آمده بود برود سرتقاطع کارکند(شستن شیشه ماشینها) و برادر بزرگتر آماده بود تا مانع او شود.
ازو پرسیدم چقدر کارکنی به حرف برادرت گوش میکنی و به خانه برمیگردی؟
گفت: هزارتومن ؛
پاسخش شوکه ام کرد توقع داشتم بگوید سی چهل هزار تومن. کودک را بردم دفترم و صورتش را که خیس اشک بود شستم، جوریکه برادرش(که بسیار منیع الطبع بود) متوجه نشود،به بهانه عیدی ده هزارتومن درجیبش گذاشتم. لبخند معصومانه اش از ذهنم پاک نمیشود.
باور نمیکردم کسی برای هزار تومن چنین تلاشی کند و به پهنای صورت اشک بریزد.
جناب آقای هاشمی طبا من اهل سیاست یا وابسته به حزب خاصی نیستم که حرفم شائبه انتخاباتی ایجاد کند. الحمدللّه که شما گلهای خندان هستید اما این بچه ها هم فرزندان ایرانند؛
از طرف ما به آن کسانی سر نشسته اند و «سیرمونی» ندارند بفرمایید این بچه ها با چند هزار تومن سیر میشوند و از سرسفره کنار میروند.
چند روز قبل مرد شصت ساله ای را دیدم که در حال تردد در راهروهای دادگاه بود از من خواست در تنظیم دادخواست کمکش کنم ،وقتی عنوان شکایتش را دیدم چشمانم سیاهی رفت، آمده بود از همسرش بدلیل روابط نامشروع شکایت کند!
مردی که زیربار این ننگ له شده بود و دلیل آن را فقر میدانست.
شایدهم راست میگفت آخر را هم بدنبال دارد.
آقای هاشمی طبا (که نمیدانم چرا همش قلمم میرود به سمتی که بنویسد هاشمی تبار) ؛ هشدار میدهم بعضی گلهای این سرزمین اصلاً خندان نیستند و اگر دیر بجنبیم به گلهای گوشتخوار «شیفت» میکنند.
«والسّلامُ علی مَنِ ٱتّبعَ الهُدیٰ»(طه۴۷)
یاحق.
rr_shemirany
1396/2/22
نمیدانم وقتی حافظ این غزل را میسرود مجنون که بوده :
در ره منزل لیلی که خطرهاست در آن
شرط اول قدم آن است که مجنون باشی
نقطه عشق نمودم به تو هان سهو مکن
ور نه چون بنگری از دایره بیرون باشی
کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش
کی روی ره ز که پرسی چه کنی چون باشی
اما می دانم کسانی که عاشق حسین علیه السلام هستند از دایره ولایت امام زمان بیرون نیستند . کیف میکنم هرگاه جمله «انا مجنون الحسین» را در فضای حقیقی و مجازی میبینم.
شعر داغ فراق تقدیم پیشگاه حضرتش ان شاءاللّه این صبح دم صبح دم ظهورش باشد.
تا کِی مرا برآنی از درگهت برانی؟
در آستان کویت، من مرده ام ، ندانی
تا کِی خیال داری در خلوتم نیایی ؟
هم چشم تر نبینی هم سوز دل نخوانی
تا کِی قرار داری در پشت ابر مانی ؟
مُردم ز انتظارت ، تو بی خبر نمانی !
تا کِی به چاه گویم داغ فراق رویت؟
از گوشه ای برون آ ای «#نوح_جمکرانی»
از آفتاب خوبان سردی روا نباشد؛
شب بی چراغ ماندست ! ای مه چرا نهانی ؟
جانا روا نداری بر من قرار، آنی
این کار چون توانی ؟ ای «#مصلح_جهانی»
یاحق

rr_shemirany
1396/2/21
پيامبر خدا صلى اللّه عليه وآله:
«المَهدِيُّ مِن وُلدِي ، اسمُهُ اسمي ، وكُنيَتُهُ كُنيَتي ، أشبَهُ النّاسِ بي خَلقاً وخُلُقاً ، تَكونُ بِهِ غَيبَةٌ وحَيرَةٌ تَضِلُّ فيهَا الاُمَمُ ، ثُمَّ يُقبِلُ كَالشَّهابِ الثّاقِبِ يَملَؤُها عَدلاً وقِسطاً ، كَما مُلِئَت جَوراً وظُلماً .»
مهدى، از فرزندان من است . نام او، نام من و كنيه او كنيه من، و شبيه‌‏ترين مردم در خلق و خو به من است. غيبت و حيرتى دارد كه در آن، امّت‏ها گم‏راه مى‌‏شوند. سپس مانند شهاب فروزان مى‌‏آيد و زمين را از عدل و داد پر مى ‏كند، به همان سان كه از جور و ستم پر شده است.
كمال الدين ج۱ ص ۲۸۶
تصور کنید پخش زنده مسابقه فوتبال تیم مورد علاقه خود را از دست داده اید و در حال تماشای تکرار آن هستید و از نتیجه خبر دارید،دقایق پایانی است و تیم شما عقب است ولی شما ناامید نمیشوید چون از نتیجه خبر دارید و میدانید نهایتا تیم شما برنده است. به انتظار فرج اینگونه باید نگریست تا مایه حداکثر کوشش و حداکثر امیدواری باشد . ان شاءاللّه
دلتنگم و دیدار تو درمان منست
بیرنگ رخت زمانه زندان منست
بر هیچ دلی مباد و بر هیچ تنی
آنچ از غم هجران تو بر جان منست
 رباعی ۳۲۱ مولوی