rhsl484
1397/9/2
صورتَـش هَمچون قَمر، سیرتَـش هم دِلرُبا؛

فَتَبارَک اِی خدا؛ اَحسـَن بر این گل سازیَت!
rhsl484
1397/9/1
مثلِ يك اتفاقِ خوب
درست بيفت وسطِ زندگي ام
طوري كه اگر خواستم هم ،نتوانم تغييرت دهم...
اتفاقِ ساعتي نباش
اگر افتادي،تا آخرش بمان...
rhsl484
1397/8/30
گاهی؛
دلم می خواهد
بگذارم بروم
بی هرچه آشنا...
گوشه ی دوری گمنام
حوالیِ جایی بی اسم.
گاهی واقعا خیال می کنم
روی دست خداوند مانده ام
خسته اش کرده ام
rhsl484
1397/8/30
" صد سال تنهایی " ؛
بهتر از زندگی کردن
با خاطرات آدمی ست که
ادعای ماندنش
هر روز پرده گوشمان را
پاره میکرد ... !
rhsl484
1397/8/29
زندگی هممون به يه آدم كه همش بگه
" رسيدی خبر بده " نياز داره

rhsl484
1397/8/29
‏همه يادشون ميمونه باهاشون چيكار
كردي ولي يادشون نميمونه
براشون چيكار كردي

rhsl484
1397/8/29
باخت ما اونجا بود که واسه ترس از
دست دادن کسایی که دوسشون داشتیم
خودمون رو تغییر دادیم !
rhsl484
1397/8/28
🏃پوریا🏃
🍃🌺🍂 🍃🌺🍂
🌸🌿🍂
🌸 🍂

زیر قول خود زدی نامرد بودن ساده است
فصل پاییز ، اتفاقا ، زرد بودن ساده است
رفته ای اما دلت پیش دلم جا مانده است
بی قراری مثل من ، برگرد ، بودن ساده است
کوچه کوچه شهر را هرشب به دنبال تو ام
فکر کردی کولی شبگرد بودن ساده است؟
بی تفاوت رد شدی هرگز نمی شد باورم
مرد تابستان برایش سرد بودن ساده است
میرسی یک شب که مایوسم از این دنیا ، فقط
لطف کن درمان بیاور ، درد بودن ، ساده است

🌸 🍂
🌸🌿🍂
🍃🌺🍂 🍃🌺🍂)
rhsl484
1397/8/28
باخت ما اونجا بود که واسه ترس از
دست دادن کسایی که دوسشون داشتیم
خودمون رو تغییر دادیم !
rhsl484
1397/8/28
من کزین فاصله غارت شده‌ی چشم تو‌ام
چون به دیدار تو افتد سرو کارم چه کنم؟
یک به یک با مژه‌هایت دل من مشغول است
میله‌های قفسم را نشمارم چه کنم؟
rhsl484
1397/8/28
گر دل طلبم در خم مویت بینم
ور جان طلبم بر سر کویت بینم
از غایت تشنگی اگر آب خورم
در آب همه خیال رویت بینم
rhsl484
1397/8/28
سزای چون توگلی گرچه نیست خانه ما
بیا ! چو بوی گل ، امشب به آشیانه ما
تو ای ستاره ي خندان کجا خبر داری؟
ز نـالـه ي سحـر و گــریه ي شبانـه ما
rhsl484
1397/8/28
پوریا گلچین ساکن اهواز شغل پیمانکار ساختمان
rhsl484
1397/8/28
دوستان سلام کاربر تازه واردم خوشحال میشم مرا به جمع صمیمیتان پزیرا باشید