pezhman_nasirian
1397/12/24
برای من غریبگی نکن جانم،
منی که برای بودنت، قلب خسته‌ام را دو دستی تقدیم می‌کنم..
اخم نکن عشقم،
نکند برای من، که تمام تار و پودم به عشق توست، در هم کشیده شود ابروهای چون کمانت..
تو فقط به من عشق بورز محبوبم،
من برایت از جان مایه می‌گذارم،
و تنها خواسته‌ام از تو، ماندن کنارِ این تنِ حسرت دار، است...
@pezhman_nasirian 🖋
pezhman_nasirian
1397/12/15
خیلی وقته که دستم به خونِ تموم حسای زندگیم، آلوده شده...

@pezhman_nasirian 🖋 تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/12/14
به جرم خود اعتراف می‌کنم؛
جسمی جوان
روحی پیر
و قلبی شکسته از دست روزگار..
من خیانت بزرگی مرتکب شدم،
عقلم قد نمیداد،
خواب بودم،
شاید مست، شاید هم..
هرچه بود، چشم بستم و باز کردم، دیگر کار از کار گذشته بود..
من،
جوانی‌ام را برای تکه سنگی♡بی‌حس به دار آویختم.
من به جرم خود اعتراف میکنم.
@pezhman_nasirian 🖋 تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/12/14
به جرم خود اعتراف می‌کنم؛
جسمی جوان
روحی پیر
و قلبی شکسته از دست روزگار..
من خیانت بزرگی مرتکب شدم،
عقلم قد نمیداد،
خواب بودم،
شاید مست، شاید هم..
هرچه بود، چشم بستم و باز کردم، دیگر کار از کار گذشته بود..
من،
جوانی‌ام را برای تکه سنگی♡بی‌حس به دار آویختم.
من به جرم خود اعتراف میکنم.
@pezhman_nasirian 🖋 تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/12/14
به جرم خود اعتراف می‌کنم؛
جسمی جوان
روحی پیر
و قلبی شکسته از دست روزگار..
من خیانت بزرگی مرتکب شدم،
عقلم قد نمیداد،
خواب بودم،
شاید مست، شاید هم..
هرچه بود، چشم بستم و باز کردم، دیگر کار از کار گذشته بود..
من،
جوانی‌ام را برای تکه سنگی♡بی‌حس به دار آویختم.
من به جرم خود اعتراف میکنم.
@pezhman_nasirian 🖋 تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/12/14
به جرم خود اعتراف می‌کنم؛
جسمی جوان
روحی پیر
و قلبی شکسته از دست روزگار..
من خیانت بزرگی مرتکب شدم،
عقلم قد نمیداد،
خواب بودم،
شاید مست، شاید هم..
هرچه بود، چشم بستم و باز کردم، دیگر کار از کار گذشته بود..
من،
جوانی‌ام را برای تکه سنگی♡بی‌حس به دار آویختم.
من به جرم خود اعتراف میکنم.
@pezhman_nasirian 🖋 تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/12/14
به جرم خود اعتراف می‌کنم؛
جسمی جوان
روحی پیر
و قلبی شکسته از دست روزگار..
من خیانت بزرگی مرتکب شدم،
عقلم قد نمیداد،
خواب بودم،
شاید مست، شاید هم..
هرچه بود، چشم بستم و باز کردم، دیگر کار از کار گذشته بود..
من،
جوانی‌ام را برای تکه سنگی♡بی‌حس به دار آویختم.
من به جرم خود اعتراف میکنم.
@pezhman_nasirian 🖋 تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/12/14
به جرم خود اعتراف می‌کنم؛
جسمی جوان
روحی پیر
و قلبی شکسته از دست روزگار..
من خیانت بزرگی مرتکب شدم،
عقلم قد نمیداد،
خواب بودم،
شاید مست، شاید هم..
هرچه بود، چشم بستم و باز کردم، دیگر کار از کار گذشته بود..
من،
جوانی‌ام را برای تکه سنگی♡بی‌حس به دار آویختم.
من به جرم خود اعتراف میکنم.
@pezhman_nasirian 🖋 تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/12/10
من برای بودنش، شوق جوانی داده‌ام!!!
در جوابش، بی ذوق بودن، انصاف نیست...
pezhman_nasirian
1397/12/10
من برای بودنش، شوق جوانی داده‌ام!!!
در جوابش، بی ذوق بودن، حقم نبود...

@pezhman_nasirian 🖋
pezhman_nasirian
1397/12/7
ویرانه‌تر از آنم،
که با آمدنت آباد شوم..

@pezhman_nasirian 🖋 تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/11/27
کسانی دم از عشق میزنند،
که هنوز طعم رسوایی را نچشیده‌اند..
pezhman_nasirian
1397/11/24
ولنتاین بهانه‌ای بیش نیست..
فقط دلمان برای بغل‌های پر از ذوق یهویی تنگ شده..

@pezhman_nasirian 🖋تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/11/23
ایمانمان بخدا ته گرفته است..
امروز هم گذشت،
نیامدی،
آبی تکان نخورد...

@pezhman_nasirian 🖋
pezhman_nasirian
1397/11/19
بودنت مثل اندک جوهریست، که خودکار نویسنده‌ای را زنده نگه داشته،
همانقدر حساس..
همانقدر تاثیر گذار..

@pezhman_nasirian 🖋 تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/11/19
شبا وقتی میخوام بخوابم یه چیزایی مثل خورده های شیشه توی سرم، شروع میکنن به صدا دادن..
به حدی که بلند میشم، یکم راه میرم تا آروم بشه این صداهای لعنتی..
دوباره سرمو که میذارم روی بالشت، ولی همون صدها ول کن نیستن..
شده خوره و افتاده به جونم..
آخر، دست به دامن سیگار میشم،
دود میکنم تموم اون صداهای توی سرمو..
دود میشه تموم اون فکرا، آرزوا، حسرتا، خاطره‌ها...
دود میشه و تموم میشه..
ایندفعه دیگه سرم صدا نمیده،
فقط کمی درد میگیره،
باز هم بهتره از صداهای عجیب و غریبه..
تا خواب بیاد سراغم و چشمام گرم بشه، آفتاب زده..
بازهم تموم اون فکرا، آرزوا، حسرتا، خاطره‌ها بارگذاری میشن،
و امان از صداهایی که امشب قراره بیان سراغم..
خدا رحم کنه که سیگاری برام مونده باشه..
خدا رحم کنه..
pezhman_nasirian
1397/11/13
گویا به دلش حسرت آن دختر ماند..
باید به همان باده دلش خوش باشد..
pezhman_nasirian
1397/11/12
نرو،
هضم این کلمه چقدر سخته؟
که برای فهموندنش باید یه زندگی رو خرج کرد؟!!...

@pezhman_nasirian 🖋تلگرام و سروش
pezhman_nasirian
1397/11/11
بدون مخاطب

چه کند آن پسره باده به دست..
که دلش گیر همان دخترک مذهبی است..
pezhman_nasirian
1397/11/10
کاش میشد که هوا ثانیه‌ای بگذارد،
نفسی تازه کنم با نم باران و همه خاطره‌ها..