حسن علی فنایی
1395/11/8
دلم تنگ است و یارم برنگشته
خوشی روزگارم بر نگشته
چه خاکی برسرم باید بریزم
که صاحب اختیارم برنگشته
آقا جانم ....

از او شرمندگی تقدیر من شد
نبودم سر براهش پیر من شد
دوباره توبه هایم را شکستم
نیامد بازهم تقصیر من شد
آقاجانم ....

لبم با او اما دلم بادیگرن است
زمان ما زمان امتحان است
شفای زخم سینه کی میایی
قد زهرا زهجرانش کمان است

زمین خورده ام عصای من کجایی
تمامی دعای من کجایی
غریبم بین این مردم غریبم
نگار آشنای من کجایی ، کجایی

(اللهم عجل لولیک الفرج)
حسن علی فنایی
1395/11/2
گلوبال هاگ