فاطمه هاشمی
1396/9/28
آزمون هوش هیجانی یکی از مهم‌ترین تست‌هایی است که امروزه برای سنجش میزان رضایت و موفقیت افراد در زندگی استفاده می‌شود.

در ابتدا بهتر است به طور مختصر برایتان تعریفی از هوش هیجانی ارائه دهم.

هوش هیجانی به بیانی ساده یعنی داشتن این توانایی در خودمان که بتوانیم خود و دیگران را با تمام نقاط قوت و ضعفی که داریم صادقانه بشناسیم. مدیریت و کنترل تمامی هیجاناتمان را به دست بگیریم. و آنها را به سمتی درست هدایت کنیم.

تحقیقات نشان داده است افرادی که هوش هیجانی یا EQ بالایی دارند، در زندگی موفق تر از کسانی هستند که IQ یا هوش شناختی بالاتری دارند.

هوش هیجانی ، نقش کلیدی و اساسی در آرامش و نشاط شما در زندگی‌تان دارد.

شما با داشتن هوش هیجانی بالا می‌توانید علیرغم داشتن هوش شناختی IQ متوسط، آن را به بهترین شکل به کار گیرید.

و چه بسا از انسان‌های خیلی باهوش‌تر از خودتان پیشی بگیرید و موفق‌تر عمل کنید.

و اما خبر خوب...
و اما خبر خوبی که برایتان دارم این است که برخلاف هوش شناختی یا IQ که ثابت است و قابل تغییر نیست.

هوش هیجانی با تمرین، قابل ارتقا و افزایش است.

شما می‌توانید در هر نقطه‌ای که قرار دارید، هوش هیجانی خود را تا بالاترین حد ممکن افزایش دهید.

فردی که هوش هیجانی یا EQ بالایی دارد، به طور قابل ملاحظه ای در ۵ شاخص، قدرتمند عمل می کند:
۱. خودآگاهی (شناخت احساسات و هیجانات خود)
به این معنا که احساسات خودمان را بشناسیم.

نام‌گذاری صحیحی نسبت به هر یک از هیجانات خود داشته باشیم.

نقاط قوت و ضعف خود را بشناسیم.

هدفمند زندگی کنیم.

برای رسیدن به اهداف از تمام توانایی های خود استفاده کنیم.

و راه حل مناسبی برای رفع ضعف‌های‌مان بیابیم.

۲. مدیریت هیجانات و احساسات خود
انواع احساسات و هیجانات خود همچون خشم، شادی، غم، اضطراب، عشق، تنفر و ... را بشناسیم.

و بدانیم که چگونه باید آن‌ها را کنترل کنیم.

۳. انگیزش
افراد با هوش هیجانی بالا این توانایی را دارند که با بررسی پیامدهای احتمالی یک رفتار، به اعمال و رفتارهایشان در جهت رسیدن به اهداف، جهت دهند.

آن‌ها اهداف تعیین شده‌ای دارند که برای رسیدن به آن‌ها برنامه‌ریزی می‌کنند.

۴. شناخت احساسات دیگران
این افراد در شرایط مختلف، دیگران را درک می‌کنند.

به نظراتشان و احساسات و هیجانات آن‌ها احترام می‌گذارند.

۵. ارتباط صحیح با دیگران
معمولا در روابط‌شان با دیگر افراد، افراط و تفزیط ندارند.

آن‌ها از دیگر افراد توقع بیش از حد ندارند.

آن‌ها می‌دانند که هیچ انسانی کامل نیست.

به همین دلیل است که انتظاری ندارند که دیگران مطابق میل آنها رفتار کنند.



شما هوش هیجانی بالایی دارید یا پایین؟
اگر می‌خواهید بدانید هوش هیجانی شما چگونه است، پیشنهاد می کنم آزمون هوش هیجانی زیر را به صورت آنلاین انجام داده و امتیاز خود را به صورت رایگان دریافت نمایید.

برای دربافت آزمون همین الان روی لینکی که در امضا قرار داده ام کلیک کنید.

دستورالعمل آزمون:
پرسشنامه زیر موسوم به پرسشنامه ی هوش هیجانی بارـآن یکی از معروف ترین آزمون های مشهور و متداولی است که برای اندازه گیری هوش هیجانی افراد از آن استفاده می شود.

این آزمون از ۸۹ سوال تشکیل شده است.

برای هر سوال ۵ گزینه وجود دارد که درجه موافقت شما را با آن مورد نشان می‌دهد.

۱: کاملا مخالفم. ۲: مخالفم. ۳: تا حدودی. ۴: موافقم. ۵: کاملا موافقم.

نکته مهم: در مورد هر سوال گزینه‌ای را انتخاب کنید که به واقعیت شما نزدیک‌تر است نه گزینه‌ای را که فکر می‌کنید بهتر است.
mansoor67
1396/9/9
به بسیار عالی بود موفق باشید
فاطمه هاشمی
1396/9/4

همسرش مردی بدون احساس بود!

چند وقت پیش خانمی را ملاقات کردم که همسرش علیرغم اینکه فردی باهوش و تحصیلکرده بود. از نظر عاطفی بی تفاوت به نظر می رسید.

خانم گله میکرد که همسرش اصلا او را درک نمیکند.

او در مقابل غم ها و ناراحتی های من و حتی شادی های من کاملا خونسرد و بی تفاوت است.

مشکلی که شاید در برخی افراد به وضوح دیده شود.

سوال اینجاست: آیا این خونسردی و بی تفاوتی، یک رفتار طبیعی است؟

بی تفاوتی عاطفی همسر این خانوم، نمونه ای از حالتی است که روانپزشکان آن را Alexithymia  می خوانند. به معنی نداشتن لغتی برای بیان احساس است. به این معنی که این افراد عاطفه و احساس دارند اما در ابراز آنها ناتوان اند.

در این افراد غالبا ویژگی های زیر مشاهده می شود:

برای این افراد بیان احساسات دشوار است. خواه احساسات خودشان خواه احساسات دیگران.
خزانه لغات این افراد در زمینه عواطف به شدت محدود است.
ممکن است حتی هیجان های مختلف را نتوانند از هم تمییز دهند.
حتی در برخی مواقع نمی توانند مشکلات عاطفی خود را با مشکلات جسمانی از هم تمییز دهند.
مثلا ممکن است به هنگام اضطراب بگویند دچار تپش قلب شده اند، سرگیجه دارند اما احساس اضطراب را درک نکنند.

این بیماران به ندرت گریه می کنند. اما اگر گریه کنند اشک آنها بسیار زیاد است. با این وجود اگر از آنها بپرسند که چرا اشک می ریزند گیج می شوند.
نکته همین جاست. که این بیماران احساس دارند اما نمی توانند احساسات خود را بشناسند. و به خصوص نمی توانند آنها را در قالب کلمات بیان کنند.

آن ها کاملا از مهارت اولیه و اساسی هوش هیجانی یعنی خودآگاهی بی بهره اند.

و حتی هنگامی که کسی یا چیزی احساسات آنها را برانگیزد برای آنان این حالت بر هم زننده آرامش و فشارآور است.

چیزی است که باید به هر قیمتی خود را از آن دور کنند.

این افراد به خاطر سردرگمی ای که درباره احساسات خود دارند از مشکلات جسمانی مبهم شکایت میکنند.
پدیده ای که در روانپزشکی آن را جسمانی کردن می نامند.

یعنی به اشتباه گرفتن درد عاطفی با دردی جسمانی.

البته با بیماری روان تنی که در آن، مشکلات عاطفی موجب بیماری جسمی میشوند متفاوت است.

علت اصلی؟!

دلیل بروز Alexithymia مشخص نیست. اما علت این بی عاطفگی قطع شدن ارتباط میان سیستم لیمبیک و قشر تازه مخ به ویژه در مراکز کلامی است.

به این معنا که گرچه مدارهای مغز هیجانی در مقابل احساسات واکنش نشان میدهند، قشر تازه مخ قادر نیست تا این احساسات را دسته بندی کند و به صورت کلام بیان کند.
فاطمه هاشمی
1396/8/30