divooneyehosein25
1399/3/23

دلی که سوخت برایت خدا بهایش داد
خدا به سوختگان غمت نظر دارد

__________________
درد اگر از تو بیاید همه اش خیر و خوشی است
مزدِ عشق است بلا در نظر سوختگان

دنـیا را بـدون ٺـو سنجـیدمـ
هیـچ نمـی ارزیـد

divooneyehosein25
1399/3/8
......
divooneyehosein25
1399/3/4
من که قوت غالبم اشک است از داغ حرم
بابت فطریه باید جان دهم از دوریش😢
divooneyehosein25
1399/3/4
به پایان امد واین ماه و حکایت همچنان باقیست
برای ما حرم بنویس
نجف تاکربلا کافیست 😢
divooneyehosein25
1399/3/3
29 روز فقط کرببلا خواسته ام
دم افطار و سحر کرببلا خواسته ام
چه کنم تا بخری این دل آلوده من
جان زینب ببرم کرببلا خواسته ام
😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭
divooneyehosein25
1399/3/2
باید برود کرببلا دل شب جمعه
با آمدن فاطمه طوفان شده انگار🚩

divooneyehosein25
1399/3/1
ببین که جز تو برایم دگر نمانده کسی
دگر مگر تو به دادِ من و دلم برسی..!
به یک نسیم توان رفت تا به کرببلا
کشیده است کجا کار بی قراری ما

divooneyehosein25
1399/2/30
.
خاک، سردی با خودش می‌آورد اما چرا ..
خاک تو آتش به جان شیعیان انداخته ست!؟

.
آشفتگانِ عشقت، گیرم که جمع کردند ..
جمع از کجا توان کرد دل‌های پاره پاره!؟

divooneyehosein25
1399/2/30
تاحالا شده کسی این حال دلتنگیتو درک نکنه....هی میگی دلتنگه کربلایی ولی کسی درک نمیکنه...یجور مسخره میکنن یا براشون تعحب اوره....یابه ادم میگن فقط به فکر خوشگذرونی هستی....همش به فکر رفتن مشهد و کربلایی...زندگیتو کن...چراهی میگی کربلا ...و مشهد...هی میگی دلتنگی....
دلم میگیره از این حرفا
چقدر ادما باهم فرق دارن...چقدر انقدر سطحی نگاه میکنن...چرا زود قضاوت میکنن ادمو
divooneyehosein25
1399/2/28
هر آنچه بود گذشت از فضیلت شب قـــدر
امــید ما به شب اول توست

divooneyehosein25
1399/2/28
امشب‌ من‌ از خداے خودم‌ خواستم ‌سه‌ چیز...
اول تو را ، دوباره تو را ، باز هم تو را....
_حسین_علیه_السلام
divooneyehosein25
1399/2/27
.
ناخوش‌احوالم‌برایم‌استراحت لازم است
نوکرت را چند روزی دعوتش‌کن‌ کربلا

divooneyehosein25
1399/2/26
خدای خوبم سلام
شب قدر است ،
و من به عادت همیشگی ام ؛
پر از حرفم برایت
حواست را کمی به من می دهی امشب ؟!
می خواهم بغض چندین ساله ام را ، میان آیه های کرامتت بشکنم .
مرا ببخش که لبریز شده ام از شکایت ؛
برای روزگار مردمی ؛
که می بینم حالشان خوب نیست ،
و کاری از دستم بر نمی آید !
برای معصومیت هایی ؛
که بی رحمانه، قربانی رذالت می شوند ...
بچه که بودم دنیایت قشنگ تر بود ،
با دنیایت چه کردند ؟!
مهربانا ؛
توی دلت چه می گذرد ؛
وقتی این روزهایمان را می بینی ؟!
من به جایت بغض می کنم ،
من به جایت اشک می ریزم ،
فدای نگاه کردنت ،
تو فقط تماشا کن !
خدا که گریه نمی کند !
خدا قوی تر از این حرف هاست ...
ولی ما که خدا نیستیم !
ما زود بغضمان می گیرد ،
ما زود کم می آوریم ...
خودت که می بینی ؟!
این گره های کور، فقط با دستان تو باز می شود !
تمام دلخوشیِ این روزهایمان تویی ،
جز تو فریاد رسی نداریم !
جان تمامِ پاکی ها ؛
می شود کمی بیشتر هوایمان را داشته باشی ؟!
از تو چه پنهان ؛
اوضاعمان هیچ جوره خوب نیست ...
divooneyehosein25
1399/2/25
عشق من و تو چه ماجرایی دارد
این قصه چه شاهی چه گدایی دارد
من بین صفا و مروه هم میگویم
ایوان نجف عجب صفایی دارد...

divooneyehosein25
1399/2/24
❁﷽❁

امشب از فَـرق علـــے
ڪعبہ پُلــے زد بہ بهشٺ

چہ مُراعـاٺِ نظیـرےسٺ
علـــے ، ڪعبہ ، بهشٺ
divooneyehosein25
1399/2/23
تو پشیمان شده‌ها را ڪه نمیسوزانے؟
جلویِ حرمله مارا ڪه نمیسوزانی؟


divooneyehosein25
1399/2/22
آقا سلام
میشه به من اجازه بدے
بازم بیام
دیگه تمومه بشه همه ی
دلتنگیام
divooneyehosein25
1398/12/12



ما را به دوای اشک کنید
به همین مرهم دیرینه کنید

ما را به هوای روضه تا آخر عمر
در بین حسینیه کنید

از راه دور سلام آقا✨🌹
divooneyehosein25
1398/10/3
divooneyehosein25
1398/9/30
در سکوت صدایی است
دلی بایدکه دریابد...