dinpajoohan490
1395/12/18
dinpajoohan490
1395/12/10
dinpajoohan490
1395/12/4
dinpajoohan490
1395/12/4
dinpajoohan490
1395/12/4
dinpajoohan490
1395/12/4
dinpajoohan490
1395/11/30
dinpajoohan490
1395/11/27
dinpajoohan490
1395/11/20
dinpajoohan490
1395/11/20
dinpajoohan490
1395/11/12
روابط عمومی و امور بین الملل موسسه دبیرخانه دین پژوهان کشور :
فراخوان یازدهمین آیین انتخاب ، معرفی و تجلیل پژوهش ها و پژوهشگران برتر دینی اعلام شد .
دبیرخانه شورای دین پژوهان کشور با گرامیداشت ایام دهه فجر انقلاب اسلامی و با ارج نهادن به نام و یاد امام راحل و شهیدان فجر آفرین، فراخوان یازدهمین آیین معرفی و تجلیل پژوهش های برتر و پژوهشگران برگزیده دینی را اعلام کرد.
دبیر شورای دین پژوهان کشور، دهه فجر 1395 الی 15 خرداد 1396 را برای مهلت ارسال و پذیرش آثار پژوهش اعلام کرد و تصریح نموده است که آثاری که بر اساس شرایط پذیرفته می شوند از خرداد ماه تا شهریورماه 1396 در روند نقد و بررسی و ارزیابی و داوری نهایی قرار می گیرند و برگزیدگان در یازدهمین آیین تجلیل در ایام هفته پژوهش سال 1396 معرفی و مورد تجلیل قرار خواهند گرفت.
دکتر آیت پیمان هدف آیین تجلیل پژوهشگران دینی را حمایت از توسعه و ترویج و غنی سازی پژوهش های دینی و ارائه الگوهای موفق به جامعه علمی کشور عنوان کرد و ملاکهای انتخاب در داوری و ارزیابی را تشریح کرد.
وی گفت: نو آوری علمی، در انتخاب موضوع روشمند بودن پژوهش ها، پرداختن به سئوالات بنیادی و طرح سئوال و پاسخگویی علمی و عملی به سئوالات نظری و داشتن راه حل عملی برای مسایل علمی مطرح در جامعه و برخوردار بودن از ویژگی های نقادی و ایده پردازی و مدل سازی را به عنوان ملاک های اصلی مورد نظر شورای دین پژوهان ذکر کرد.
مدیر مسئول دبیرخانه شورای دین پژوهان کشور از مراکز و موسسات پژوهشی و پژوهشگاهها و پژوهشکده های حوزوی و دانشگاهی و پژوهشگران بخش دولتی و خصوصی دعوت کرد تا بر اساس ملاک ها و معیارهای اعلام شده، پژوهش های پایان یافته در دو سال 1394 و 1395 را برای قرار گرفتن در فرایند بررسی در مهلت اعلام شده به دبیرخانه شورای دین پژوهان کشور واقع در قم-خیابان شهید فاطمی(دورشهر)- بین کوچه 21 و 23 پلاک317 ارسال نمایند. عضور شورای دین پژوهان با اعلام اینکه پایان نامه های سطح 4 حوزه و دوره دکتری دانشگاهها و موسسات آموزش عالی کشور نیز پذیرش می شوند، از صاحبان آثار خواست تا نسخه صحافی شده نهایی و پیش از چاپ اثر را به همراه فایل اثر بطور حضوری و یا از طریق پست به دبیرخانه دین پژوهان کشور ارائه نمایند و اعلام وصول دریافت کنند.
وی در خصوص چگونگی داوری و نحوه بررسی و نقد آثار گفت، بررسی آثار در 12 گروه داوری بر اساس رشته های مستقل علوم اسلامی در چند مرحله انجام می شود و سپس انتخاب نهایی توسط شو ای علمی دین پژوهان در بین آثاری که 70 امتیاز از 100 امتیاز ارزیابی را احراز کرده باشند صورت می گیرد. دکتر پیمان در ادامه، اصلاع رسانی پیرامون پژوهش ها و پایان نامه ها به مراکز و پژوهشگران و تبادل اطلاعات لازم و مفید و معرفی پژوهش های کاربردی به دستگاههای اجرایی و سازمانهای ذیربط را از اهداف جانبی طرح برشمردند و پیگیری حمایت از چاپ و انتشار آثار برگزید، را یکی از هدف های مورد نظر شورای دین پژوهان دانستند و اظهار امیدورای کردند که فرایند مذکور موجب تقویت وضیعت علم و اهمییت یافتن بیش از پیش پژوهش های دینی در حل مسایل جامعه باشد.
وی در ادامه گفت: در طی 10 دوره گذشته برگزاری آیین انتخاب و تجلیل پژوهشگران برتر دینی تا کنون 212 اثر پژوهش و پایان نامه به عنوان برتر و برگزیده جایزه و تقدیرنامه دریافت کرده و به جامعه علمی معرفی شده اند و اکثریت این آثار نیز به چاپ رسیده اند و از آنها بهره برداری مطلوب شده است. وی دوره دهم را دوره موفق و پرباری دانست که در بین 360 اثر پذیرش شده 10 اثر انتخاب و همزمان با تجلیل از آیت الله ابراهیم امینی و آیت الله محمد هادی معرفت با حضور ریاست مجلس شورای اسلامی اعضای شورای عالی حوزه و مدیران و مسئولین حوزه علمیه مورد تجلیل قرار گرفته و جایزه دریافت نمودند.
دکتر پیمان با تاکید براینکه دین در تار و پود زندگی مادی و معنوی جامعه ما تنیده شده است و پیوند میان نظام سیاسی و دین لا منفک می باشد، ضرورت اهتمام به گسترش دین پژوهی و تخصصی تر شدن و کاربردی تر شدن پژوهش ها و پایان نامه ها را ضرورتی اجتناب ناپذیر دانست و از همه مراکز پژوهشی داخل و خارج کشور تقاضای مشارکت و تعامل موثر نمود.
گفتنی است که شورای دین پژوهان کشور در دوره جدید مرکب از آقایان: علیرضا اعرافی، احمد مبلغی، احمد واعظی، مهدی مهریزی، سید علی عماد، کاظم قاضی زاده، مسعود آذربایجانی، سید حسن اسلامی، محمد عبداللهیان، محمد جواد صاحبی، قاسم جوادی، سید حسین میر معزی، عبدالرضا ایزدپناه، محمد مهدی احمدی، آیت پیمان، احمد مسجد جامعی، مصطفی دلشاد تهرانی، سهراب حمیدی و دارای 12 گروه داوری علمی در 12 رشته علوم اسلامی می باشد و پایگاه اطلاع رسانی www.dinpajoohan.com به عنوان ارگان رسمی برنامه ها، اهداف و عملکرد و اخبار دین پژوهان را منعکس می نماید.
dinpajoohan490
1395/11/11
dinpajoohan490
1395/11/11
آیت الله یوسفی غروی :
حجاب بانوان در ادیان آسمانی
در مورد حضرت آدم و حوا و فرزندانشان آنچه از پوشش آمده تنها پوشیدن شرمگاه آدم و حوا با برگ‌های درختان بهشتی است که در متن قرآن کریم آمده است و جز آن هیچگونه مطلبی در دست نیست. البته تا پیش از بلوغ نوادگان آدم و حوا، خانواده واحد و محرم یکدیگر بودند، اما از وضعیت پس از آن هیچ نشانی در دست نیست.
در دوران نوح و ابراهیم(ع)
از امام باقر(ع) نقل شده که در زمان نوح(ع) هفت صد نفر از زنان جامه‌های رنگ شده پوشیدند و خود را به زیورها و عطرها آراستند و از پرده‌های خود به در آمدند و در شهرها متفرق شدند! و در مجالس مردان در عیدها حاضر و جمع می‌شدند و در صف آنان می‌نشستند.
از عبارت در شهرها معلوم می‌شود که این سخن مربوط به پیش از طوفان است؛ چرا که پس از طوفان با حداکثر 80 نفر باقیمانده تنها دهی را یا در کوفه و یا در موصل در شمال عراق بر پای نمودند و شهرها و جمعیتی این چنین و عصیانی در این حد نداشتند.
از عبارت از پرده‌های خود، معلوم می‌شود که زنان در آن زمان پرده‌نشین بوده‌اند و یا حجاب داشته‌اند که در متن اصل عربی خبر همین کلمه آمده است و شگفتا که این نخستین متن خبر معتبری است که در آن حکایت حجاب از پیش از آن زمان و نقض آن در آن دوران آمده است. پس بانوان باایمانی که به همراه نوح(ع) در طوفان به کشتی وی سوار بوده‌اند با حجاب بوده‌اند، بنابراین الزاماً یا لااقل ترجیحاً و غالباً جدای از مردان بوده‌اند اما نسبت به حضرت ابراهیم(ع) کسانی جز خانواده و خاله‌زاده‌اش لوط(ع) مؤمنی شمرده نشده است. امام صادق(ع) فرموده است:
دختر خاله حضرت ابراهیم، ساره که خوش‌صورت بود به او ایمان آورد و همسر او شد و پس از بت‌شکنی ابراهیم(ع) و محکومیت به آتش سوزی و سالم ماندنش و تبدیل محکومیت وی به تبعید و جلای وطن به شام، حضرت ابراهیم(ع) برای این سفر الزامی صندوقی تهیه کرد تا همسرش ساره را در آن نهاده و از دید مردم پنهان دارد که البته این بیش از مقدار حجاب لازم شرعی و به جهت خصوصیت مورد خاص بوده است، اما اجمالاً نشانی از وجود حجاب خواهد بود به ویژه که این رفتار مستند به غیرت حضرت ابراهیم(ع) شده است.
شاید روشنتر از آن متنی از سفر پیدایش تورات باشد که حاکی از وجود حجاب در خاندان ابراهیم(ع) می‌باشد، آنگاه که زنی به نام رفقه همراه با خدمتگزار اسحاق(ع) به سوی وی بر روی شترانشان می‌روند، و اسحاق از دور به استقبال آنهامی‌رود رفقه اسحاق را در صحرایی می‌بیند و می‌فهمد که مردی است و به استقبال آنها می‌آید اما او را نمی‌شناسد لذا از خدمتگزاراسحاق که همراهش بر روی شتر بود می‌پرسد: «این مرد که در صحرا به استقبال ما می‌آید کیست؟ خادم گفت: آقای من (اسحاق) است. پس رفقه از شتر خود فرود آمد و برقع خود را بر گرفت و خود را پوشانید.»
موسی(ع) و موسویان یهودی
در قرآن کریم در داستان فرار موسی(ع) از کاخ فرعون به سوی شهر مدین آمده است که دختر شعیب از طرف پدرش، موسی(ع) را فراخواند چون به نزد پدرش شعیب رسیدند پیشنهاد کرد که از موسی برای چرانیدن گوسفندان کمک بخواهد و گفت: او نیرومند و امانتدار است. در خبر از امام رضا(ع) آمده است که شعیب از او پرسید: امانتداری او را چگونه دانستی؟ گفت: چون او را از سوی شما فرا خواندم و به راه افتادیم از من خواست پشت سر او حرکت کنم و راه را به او نشان دهم؛ تا چیزی از من نبیند که این حجب و حیا و احتشام موسی(ع) را می‌رساند این می‌رساند که ندیدن جایی از زن ملاک امین بودن شمرده شده اگر حجاب و پوشش یک ارزش نبود، ندیدن چیزی از زن ملاک امین بودن شمرده نمی‌شد، بلکه حجب و حیای دختر شعیب را نیز می‌رساند زیرا ندیدن چیزی از زن را ملاک امین بودن شمرده است پس نزد خودش نیز پوشش یک ارزش شمرده می‌شود.
اما در تاریخ تمدن ویل دورانت به نقل از اصول اخلاقی تلمود یهود آمده است که: اگر زنی به نقض قانون یهودی می‌پرداخت، چنانچه مثلاً بی‌آنکه چیزی بر سر داشت میان مردم می‌رفت... که به روشنی حاکی است که بی‌روسری به میان مردم رفتن زنان، خلاف قانون شرع یهود است.
از دوران موسی(ع) خبر دیگری در قصص الانبیاء در دست است که گوید: عموزاده موسی(ع) قارون که همراه فرعونیان و همانند آنان شده بود، چهارهزار جنگجو و سیصد کنیز و کلفت و خدمتگزار زن آراسته همراهشان بود این متن تنها گزارش از نقض حجاب دارد و نسبت به وجود حجاب ساکت است.
گرچه در خبری آمده است که پس از موسی(ع) وصی وی یوشع بن نون لشکرکشی و فتوحاتی نموده است و در یکی از شهرها شخصی از بنی‌اسرائیل که مؤمن متدینی بود و شهرت یافته بود که اسم اعظم را می‌داند و لذا مستجاب‌الدعا می‌باشد به نام بلعم وقتی که لشکریان یوشع به آن شهررسیدند سردارشهرکه قصد مقاومت داشت از بلعم خواست که علیه لشکریان یوشع نفرین کند، بلعم نفرین نکرد امابه آن سردارگفت:به زنان دستور بده که خود را بیارایند و به میان لشکریان بروند و خود را بر آنان عرضه کنند و طاعون گرفتند و در ظرف سه ساعت هفتاد هزار نفر از طاعون مردند که شاید شاهدی بر نقض حجاب باشد.
اما پرورش مریم(س) بنا به شریعت موسی(ع) بوده و در این موضوع در خبری از امام باقر(ع) آمده است که: چون مریم به سن بلوغ زنان رسید خداوند به زکریا وحی فرمود که برای مریم پرده‌ای بکشد که پنهان باشد که این حاکی از حجاب است.
عیسی پس از موسی(ع) پیغمبر اولواالعزم جدید بود اما نه با شریعتی جدید که مبعوث به همان شریعت موسی بود مگر موارد نادری، پس بنابر ثبوت حجاب در شریعت تورات موسی(ع) شامل مسیحیان عیسوی نیز هست، گرچه در اناجیل چهارگانه رسمی باقیمانده و همچنین در رساله پیوسته به اناجیل، حکمی درباره حجاب در دست نیست.
پولس در رساله (نامه) خود به مبشر و مبلغی قرانتیان بر پوشش و حجاب زن در وقت دعا و نیایش شدیداً تأکید دارد آنجا که گوید: در دل انصاف دهید، آیا شایسته است که زن ناپوشیده نزد خدا دعا کند؟! می‌خواهم شما بدانید. اگر زن را مو بریدن یا تراشیدن قبیح است (پس) باید بپوشد (و) اگر زن نپوشد موی را (گویا) ببرد (پس) هر زنی که سر برهنه دعا کند چنان است که (سرش) تراشیده شود! (و) سر خود را رسوا سازد! از این جهت زن می‌باید عزتی بر سر داشته باشد به سبب فرشتگان.
پس به نظر می‌رسد 1. پوشیدن در غیر مواقع دعا، مفروغ‌عنه بوده است آنچه تأکید شده پوشش هنگام دعا یا نمازاست؛ 2. گویا حجاب به عنوان یک عزت و کرامت برای زن مطرح شده است.
dinpajoohan490
1395/11/11
dinpajoohan490
1395/11/11
پارادوکس‌های مجتهد شبستری؛
پاسخ مکتوب محمدرضایی به مجتهدشبستری/ پیرو کدام مکتب فلسفی هستید؟
مجتهد شبستری پس از استنکاف از مناظره با نمایندگان مراجع تقلید، اعلام کرد که پذیرای نقدهای مکتوب است. در پی این دعوت، محمد محمدرضایی، اولین پاسخ مکتوب به آرای مجتهد شبستری را منتشر نموده است.
پیرو درخواست مناظره محمد مجتهد شبستری از مراجع عظام تقلید، آیت الله سبحانی، محمد محمدرضایی را به عنوان نماینده خود در مناظرات مربوط به امور دین معرفی کرد ولی مجتهد شبستری از مناظره استنکاف ورزید، اما بعد از چند هفته، اعلام نمود که نقدهای مکتوب را می­ پذیرد.
متن پیش رو اولین پاسخ مکتوب محمد محمد رضایی، استاد فلسفه دین دانشگاه تهران و پژوهشگرحوزوی، به دعاوی محمد مجتهد شبستری، استاد سابق الهیات تطبیقی دانشگاه تهران و پژوهشگر حوزوی است که در اختیار مهر قرار گرفته است؛
ادْعُ إِلَی سَبِیلِ رَبِّکَ بِالْحِکْمَةِ وَالْمَوْعِظَةِ الْحَسَنَةِ وَجَادِلْهُمْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ (نحل /۱۲۵) «با حکمت و اندرز نیکو به راه پروردگارت دعوت کن و با آنان به [شیوه‏ ای] که نیکوتر است مجادله نمای.» استاد محترم و همکار گرامی جناب آقای دکتر محمد مجتهد شبستری، از این که در امر مناظره کمی انعطاف پذیر شده ­اید، تشکر و قدردانی می ­نمایم. همانگونه که مستحضرید تضارب افکار و عقاید سبب روشنی هر چه بیشتر حقیقت خواهد شد. چنانچه مولایمان امیر مومنان علی(ع) می فرماید: "اِضرِبُوا بعضَ الرأیِ ببعضٍ یَتَوَلَّدْ مِنهُ الصَّوابُ. (غرر الحکم : ۲۵۶۷)" «برخی از آرا را به برخی دیگر عرضه کنید تا رأی درست، به ‌دست آید.»
طبعاً هر دیدگاه و اعتقادی مبتنی بر یک سلسه اصول و مبانی است، که در صورت اتقان و معقولیت آنها، نتایج آنها نیر از اتقان لازم برخوردار خواهد بود. جناب عالی در حوزه دین دعاوی متعددی را مطرح نموده اید که به برخی از آنها اشاره می نمایم:
- ما انسان ها با دلیل عقلی نمی­ توانیم خدا را اثبات نماییم. در نتیجه نمی­ توانیم ادعا کنیم که خداوند در یک زمان و مکان معین با یک انسان مشخص _محمد (ص) _ با الفاظ و جملات متن قرآن سخن گفته است. (حادثه وحی واقع شده است)
- قرآن نمی ­تواند در عین معجزه بودن قابل فهم برای همگان باشد.
- مرجعیت قرآن و روایات مورد تردید است و اصولا اسلام با فرهنگ خاص زمانه خود عجین شده است و مناسب فرهنگ های دیگر نیست.
- اصولاً قرآن و روایات جنبه ابلاغ­گری و هدایت ­بخشی ندارند. زیرا زبان آن رمزگونه و نمادین است و نیز قرآن کتاب قانون نیست.
- تفسیر به رای از قرآن و روایات نه تنها ممنوع بلکه جایز است و هیچ کس نمی­تواند بگوید که تفسیر و قرائت او قطعی الانطباق با پیامبر و ائمه است و به تعبیری هیچ معیاری برای صحت و سقم تفاسیر وجود ندارد.
- تفاسیر مراجع عظام تقلید از دین، غیر انسانی، غیر اخلاقی و توام با خشونت و مخالف حقوق بشر کنونی است و تفسیر جناب عالی انسانی و اخلاقی و عاری از خشونت و نیز سازگار با حقوق بشر و .....
ان­ شاءالله در صورت استقبال جناب­عالی، مبانی این دعاوی به دقت و با اخلاق علمی مورد نقد و بررسی قرار خواهند گرفت تا مخاطبین خود به قضاوت بپردازند.
با توجه به اینکه محوری ­ترین بحث دین اسلام و شرایع الهی، اعتقاد به وجود خدای یگانه و عالم و قادر مطلق و حکیم و عادل و خالق همه موجودات از جمله انسان می باشد. ما بحث خود را از چنین اعتقادی شروع می کنیم. همان گونه که امیر مومنان علی(ع) در تعبیری می ­فرمایند: اول الدین، معرفته (غرر الحکم- ۵۴۰) سرلوحه دین (از نظر اهمیت) شناختن خدا است.
جناب آقای دکتر مجتهد شبستری، جناب­عالی در مقاله «چگونه مبانی کلامی و فقهی فرو ریخته ­اند» به صراحت اظهار می ­دارید: «در عصر حاضر بحث های دقیق فلسفی نشان می دهد که ما انسان ها نمی توانیم وجود خداوند را با دلیل اثبات کنیم (اگر چه مومنان به وجود خداوند ایمان دارند و این ایمان معقول است) وقتی نمی­ توانیم وجود خدا را با دلیل اثبات کنیم نمی­ توانیم ادعا کنیم که خداوند در یک زمان و مکان معین با یک انسان مشخص (محمد ص) با الفاظ و جملات متن قرآن سخن گفته است (حادثه وحی واقع شده است) از خدایی که وجودش ثابت نشده نمی ­توان این گونه خبر داد که او سخن گفته است.»
از این بیان می ­توان چنین استنباط نمود:به نظر جناب­عالی، وجود خدا را با دلیل نمی توان اثبات نمود. چون وجود خدا ثابت نشده است، نمی توان این گونه خبر داد که او در یک زمان و مکان معین با پیامبر سخن گفته است. اصولا وحی واقع نشده است. وجود خدا مورد تردید است.
معنای «معقول» از نظر شما روشن نیست
هر چند در تعبیری اظهار کرده­ اید که مومنان به وجود خدا ایمان دارند و این ایمان، معقول است. اما معنای معقول از نظر شما روشن نیست. اگر معنای معقول آن است که اعتقاد به وجود خدا از نظر عقلانی پسندیده است؛ یعنی اگر عقل مومنان بین الحاد و ایمان به خداوند مخیر به انتخاب یکی از آنها شوند، موجه و پسندیده آن است که اعتقاد به خدا را بپذیرند. اگر چنین است پس مومنان، به وجود خدای عالم و قادر مطلق و خالق همه موجودات اعتقاد دارند و چنین خدایی می تواند با یک انسان مشخص در یک زمان و مکان معین، سخن بگوید یا به او وحی کند. یعنی اگر وجود خدا معقول است و در واقع هم چنین است، پس تعابیر دیگر شما صحیح نیست.
اما تعابیر دیگر حکایت از آن دارد که به نظر شما بحث­های دقیق فلسفی نشان داده است که اصولا انسان­ها با عقل نمی توانند خدا را ثابت نمایند و چون وجود خدا ثابت نشده است، لذا نمی ­توان از تاثیر او سخن به میان آورد و اصولا وجود خدا مورد تردید است، در نتیجه وحی هم واقع نشده است. البته جناب عالی راه دیگری را برای اثبات وجود خدا ارائه نداده اید و ایمان معقول مومنان به خدا را هم به گونه ای معرفی نموده اید که وجود واقعی و خارجی خدا و سخن گفتن او با پیامبرانش را ثابت نمی کند.
پارادوکس های مجتهد شبستری
دیدگاه جناب­عالی درباب وجود خدا و سخن گفتن او با پیامبران به دو روش مورد نقد و بررسی قرار می­ گیرد. به نوعی پارادوکس دچار شده ­اید:
الف. شما بر اساس مبنای هرمنوتیکی خود اعلام می ­دارید: «مگر ما در زیر این آسمان کبود دلیل عقلی یا فقهی غیر قابل نقض و ابهام داریم؟ (مجتهد شبستری، نقدی بر قرائت رسمی از دین، ص ۲۴۳)» بر اساس این تعبیر، جناب­عالی معتقدید که همه دلایل عقلی و فقهی قابل نقض و ابهام هستند.
حال چطور با قاطعیت اعلام می ­دارید که بحث­های دقیق فلسفی نشان می ­دهد که ما انسانها نمی­ توانیم وجود خدا را با دلیل اثبات کنیم، حتما جناب­عالی از طریق بحث­ های دقیق فلسفی، دلیل قطعی و غیر قابل نقض و ابهام در این باره دارید یا این که دلایل شما قابل نقض و دارای ابهام است.
اگر اعلام دارید که بحث­های دقیق فلسفی، دلایل قطعی و غیر قابل نقض بر عدم وجود خدا ارائه داده است بر خلاف مبنای هرمنوتیکی خود سخن گفته اید (که دلیل عقلی غیر قابل نقض نداریم). اگر دلایل شما در این باره قابل نقض و دارای ابهام است، در آن صورت، دلیل عقلی معتبر بر عدم وجود خدا ندارید. به هر جهت جناب عالی با این استدلال، گرفتار پارادوکس یا برهان ذوحدین شده ­اید.
ب.جناب عالی در مورد تجربه دینی اعلام می دارید: «اینجانب اصل و اساس دین داری را در این تجربه ها (تجربه های دینی) می دانم واین تجربه ها برای همه کس در یک مرتبه حاصل نمی شود.(مجتهد شبستری،ایمان و ازادی،ص۱۱۹)» و نیز «تجربه های دینی ناشی از حضور انسان در برابر مرکز الوهیت(خداوند)است و ایمان بر این تجربه ها استوار است.»(همان،ص۱۱۸)
تجربه دینی به معنای مشاهده و مواجهه با الوهیت و خداوند است. حال سوال این است که اگر جناب عالی معتقدید که تجربه دینی و عرفانی و یا به تعبیری شهود، خود یک راه شناخت حقیقت است و تجربه گر در این تجربه واقعا خدا را می یابد، همان گونه که تجربه گر حسی، واقعا جهان خارج پیرامون خود یا میز روبروی خود را مشاهده می کند و به آن یقین دارد، پس کسانی که خدا را تجربه و مشاهده می کنند، از جمله پیامبران الهی حقیقتا با واقعیت الهی مواجه شده و به او علم حضوری دارند و علم حضوری نیز بهترین دلیل بر اثبات وجود خدا است. (یقینی که از این راه حاصل می شود مانند یقین به وجود خود ما است.)
بنابرین همه افرادی که خدا را تجربه می کنند (از جمله پیامبران الهی)، برای آنها وجود خدا ثابت است و اگر وحی ای صورت گیرد، می توانند اعلام کنند که حادثه وحی، واقع شده است. در آن صورت، این بیان شما که می گویید: «از خدایی که وجودش ثابت نشده نمی­توان این گونه خبر داد که او سخن گفته است (یاحادثه وحی واقع شده است)» نادرست است. (زیرا تجربه گران دینی در هنگام مشاهده خدا، با تمام وجود، به خداوند و سخن گفتن او یقین دارند.)
اگر تجربه گران دینی، از جمله پیامبرا الهی در هنگام تجربه دینی با یک امر غیر واقعی و موهومی مواجه می شوند و در این مشاهده و تجربه، هیچ واقعیتی را نمی یابند، در آن صورت، به نظر جناب عالی چگونه این تجربه دینی می تواند مبنای دین داری قرار گیرد؟ در نتیجه آموزه های دینی هم که به زعم شما تفسیر این تجربه های دینی است، آنها هم گزارش از یک امر موهوم و غیر واقعی می باشند. بنابراین ،جناب عالی در اینجا نیز با یک پارادوکس دیگری مواجه می شوید.
چنین دیدگاهی پیرو کدام مکتب فلسفی است؟ اعتقاد به وجود خداوند، از آغاز خلقت مورد توجه انسان بوده است. از یونان باستان گرفته تا زمان حاضر، فیلسوفان و متکلمان بسیاری از جمله افلاطون، ارسطو، قدیس آنسلم، توماس آکویناس، دکارت پدر فلسفه جدید لایب نیتس، اسپینوزا، ایمانوئل کانت و فیلسوفان اسلامی نظیر فارابی، ابن سینا، شیخ اشراق، ملاصدرا و .....
دلایل اثبات وجود خدا
دلایل زیادی بر اثبات وجود خدا اقامه نموده اند. که فهرست اجمالی برخی از آنها عبارتند از: برهان صدیقین، برهان وجوب و امکان، برهان نظم، برهان حرکت، برهان علت فاعلی، برهان درجات کمال، برهان اخلاقی، برهان تجربه دینی، برهان معجزه، برهان فطرت، برهان معقولیت و شرط بندی پاسکال، برهان اجماع، عام برهان سودمندی، برهان انتولوژی و وجودی، برهان انباشتی و برهان فسخ عزایم.
پیرو کدام مکتب فلسفی هستید؟
حال سوال این است که شما براساس چه مکتب فلسفی و براساس چه دلایلی اعلام نموده ­اید که بحث­ های دقیق فلسفی نشان می ­دهد وجود خدا را نمی توان با دلیل عقلی اثبات نمود؟ آیا نسبت به برخی از براهین اشکال دارید یا این که اصولاً براساس مکتب خاص فلسفی، نظیر تجربه­ گرایی، علم ­گرایی، فلسفه نقادی کانت و ماده­ گرایی و پوزیتیویسم منطقی و... بر آن هستید که اصولاً هیچ برهان عقلی نمی­ توان بر اثبات وجود خدا اقامه نمود؟ ای کاش آن دلایل و بحث­ های دقیق فلسفی را به طور واضح مطرح می­ نمودید تا روشن ­تر در مورد آنها به نقد بپردازیم.
در اینجا به مهمترین مکاتب فلسفی معاصر که برخی از آنها به جهت مبانی نادرست، بر آن هستند که اصولاً نمی ­توان دلیل عقلی بر وجود خدا اقامه نمود، اشاره کرده تا روشن شود براساس کدام مکتب فلسفی نمی­ توان خدا را ثابت نمود.
بعد از رنسانس در مغرب زمین دو مکتب مهم فلسفی ظهور و بروز پیدا نمود؛ یکی تجربه ­گرایی جان لاک، بارکلی و دیوید هیوم و دیگری عقل­گرایی که با رنه دکارت پدر فلسفه جدید شروع شد.
الف: تجربه­ گرایی(EMPRICISM)، با این اعتقاد خاص و نادرست خود که همه معرفت ما از تجربه آغاز و به تجربه ختم می ­شود، به نوعی انحصار­گرایی در حوزه معرفت قائل شد و با توجه به دیدگاه خاص­اش در باب اصل علیت، به شکاکیت منتهی گردید.
دیوید هیوم با توجه به دیدگاه تجربه گرایانه، رابطه ضروری بین علت و معلول را به تداعی معانی ارجاع نمود. و با نفی رابطه ضروری بین علت و معلول، عاجز از تبیین قوانین کلی و ضروری علمی و نیز عاجز از اثبات جهان خارج گردید. از طرفی علوم تجربی مبتنی بر قوانین کلی و ضروری هستند و قوانین کلی و ضروری براساس اصل علیت و روابط ضروری بین علت و معلوم بنا شده­اند. با نفی رابطه ضروری بین علت و معلول، دیگر نمی­ توان قوانین کلی و ضروری علمی را توجیه و تبیین نمود، و حتی ناتوان از اثبات جهان خارج است: لذا لازمه چنین دیدگاهی، شکاکیت است.
همچنین طرفداران چنین دیدگاهی، عاجز از اثبات عالم ماورا تجربه از جمله خدا، وحی و جهان آخرت و عالم غیب می باشند، زیرا چنین اموری از تجربه حسی بر نمی ­خیزند.
چنین دیدگاهی، از اشکالات اساسی رنج می­ برد که قابل دفاع نیست و حتی فیلسوف بزرگ آلمانی ایمانوئل کانت به صراحت اعلام می­ دارد که من توجیه دیوید هیوم را در حوزه مابعدالطبیعه و شناخت قبول ندارم.
ب: عقل گرایی(RATIONALISM)، معتقد به قدرت و توانایی عقل بر اثبات عالم ماوراء تجربی است و نیز اعتقاد دارد که ما می ­توانیم از تحلیل عقلانی یک ایده به اثبات ایده دیگر منتقل شویم. مدافعان چنین دیدگاهی نظیر دکارت ، لایب نیتس و .... دلایل متعددی بر اثبات وجود خدا اقامه نموده­ اند.
ج: فلسفه نقادانه کانت(CRITICAL PHILOSOPHY OF KANT)، کانت برای رفع مشکلات پیش آمده، فلسفه نقادانه خود را ارائه نمود که در پی ارائه فلسفه ­ای بود که مبانی علوم تجربی، مبانی اخلاق و اثبات وجود خدا را به گونه­ ای­ حل نماید. او به صراحت اظهار می ­دارد که من اراده کرده­ ام شناخت را کنار بگذارم تا برای ایمان جا باز کنم.
او با این که عقل نظری را عاجز از اثبات وجود خدا می­ دانست، اما در حوزه عقل عملی و از راه اخلاق وجود خدا را ثابت نمود. البته ادعای او در حوزه عقل نظری نیز با پارادوکس مواجه شد که فعلا مجال بحث آن نیست.
د: ماتریالیسم(MATERIALISM)، مکتب فلسفی دیگری که مدعی است که وجود خدا را نمی ­توان اثبات نمود، ماتریالیسم است. ماتریالیسم بر آن است که که هستی مساوی با ماده و امور محسوس است. و موجود غیر محسوس و غیر مادی از جمله خدا خرافه و باطل است. مارکس، فویر باخ و.... مدافع چنین دیدگاهی هستند. باز چنین دیدگاهی به لحاظ فلسفی قابل اثبات نیست. برای اطلاع بیشتر از نقد چنین دیدگاهی، به ادله ابن سینا بر ابطال ماده گرایی مراجعه شود. (ابن سینا، الاشارات و التنبیهات، نمط ۴)
و: علم گرایی (Scientism)، اعتقاد به لزوم محوریت علوم تجربی و روش تجربی در همه شئون زندگی. یعنی روش میکانیکی علم تنها روش کشف حقیقت است. اموری که در محدوده دانش تجربی قرار نگرفته و با روش تجربی به دست نیایند، به عنوان امور غیر معقول باید کنار گذاشت. چنین دیدگاهی به نحوی مبتنی بر ماتریالیسم و تجربه گرایی می­ باشد.
مکتب فلسفی تجربه گرایی و ماده گرایی در شکل­ های جدیدتری نظیر پوزیتیویسم و پوزیتیویسم منطقی و اگزیستانسیالیسم الحادی، خود نمایی کرده است که باز انتقادات و اشکالات اساسی بر آنها وارد است و مبانی آنها به هیچ وجه قابل اثبات نیستند و اگر شما مایل باشید می ­توان درباره ضعف­ها و اشکالات همه این مکاتب فلسفی بحث و گفت و گو نمود.
بالاخره جناب­عالی که مدعی هستید وجود خدا را نمی ­توان با عقل اثبات نمود. باید پیرو یکی از این مکاتب فلسفی باشید. هر کدام این دیدگاه­ ها را که بپذیرید، اشکالات اساسی متوجه شما خواهد شد.
البته از جنبه دیگر می­ توان گفت که مومنان در حوزه دین با دو دیدگاه ایمان­گرایانه و عقل­ گرایانه مواجه هستند؛ دیدگاه ایمان گرایانه، برآن است که باورهای دینی از جمله وجود خدا را نمی ­توان مورد ارزیابی و سنجش عقلانی قرار داد. ایمان از جمله ایمان به وجود خدا برای توجیه خود به عقل نیازی ندارد.
اما طرفداران چنین دیدگاهی نظیرکرکه­ گارد و به تعبیری ویتگنشتاین و الوین پلنتینگا، به وجود خدا اعتقاد دارند و حتی کرکه­ گارد اظهار می­ دارد که ایمان از عقل بالاتر و برتر است و با ایمان است که می ­توان شور و شوق خود را به خدا نشان داد. البته طرفداران چنین دیدگاهی، به وجود خدا و سخن گفتن او با پیامبران اعتقاد دارند.
دیدگاه عقل گرایانه در حوزه دین بر آن است که آموزه­ های دین از جمله وجود خدا را می ­توان با عقل مورد سنجش و داوری قرارداد. و فیلسوفانی مانند آکویناس و ملاصدرا اعتقاد دارند که هرگز نمی­ توان تصور کرد که کسی بتواند تعارض میان اهداف تحقیقات فلسفی و اهداف تحقیقات کلامی بیابد و توافق اساسی بین عقل و وحی وجود دارد. طرفداران چنین دیدگاهی، وجود خدا را به لحاظ عقلانی قابل اثبات می ­دانند.
پلانتینتگا. فیلسوف برجسته آمریکایی بر آن است که وجود خدا یک باور پایه است. چنین اعتقادی، آن چنان بدیهی است که نیازمند استدلال عقلی نیست، هر چند که می­ توان استدلال­ های عقلی نیز بر وجود خدا اقامه نمود.
نباید مبهوت بحث­ های فلسفی تجربه گرایانه، مادی گرایانه، علم گرایانه و پوزیتیویستی معاصر شوید
جناب آقای دکتر شبستری بر اساس چه مکتب و اصول فلسفی اظهار می ­دارید که وجود خدا قابل اثبات نیست؟ شما نباید مبهوت بحث­ های فلسفی تجربه گرایانه، مادی گرایانه، علم گرایانه و پوزیتیویستی معاصر شوید. آنها بر اصول متزلزل و سستی بنا گردیده­ اند که به لحاظ فلسفی قابل دفاع نیستند.
در پاسخ این مرقومه، منظور خود را از بحث ­های دقیق فلسفی، بیان کرده تا در مورد آنها به بحث و بررسی پرداخته و نیز استدلال­های جناب­عالی در این باره مورد امعان نظر قرار گیرد.
البته ممکن است به فرض، شما بر اساس تبعیت از یکی از مکاتب فلسفی، اعتقاد داشته باشید که با عقل نمی ­توان خدا را ثابت نمود. در نتیجه در صورت عدم اثبات وجود خدا نمی ­توان معتقد بود که چنین خدایی در زمان و مکان معین با پیامبران خود سخن گفته است.
اما کسانی که اعتقاد دارند که می­ توان خدا را با عقل ثابت نمود و بر این امر، دلایل بسیاری ارائه می ­دهند و آن خدا، عالم و قادر مطلق و خالق همه موجودات است. در آن صورت؛ چنین خدایی می­ تواند در زمان و مکان معین با انسان­های مشخص سخن بگوید. بنابراین، استدلال جناب عالی در مقاله «چگونه مبانی کلامی و فقهی فرو ریخته ­اند» فرو می ­ریزد.
ادله عقلی در قرآن و روایات بر اثبات وجود خدا
در پایان به چند نمونه از ادله عقلی در قرآن و روایات بر اثبات وجود خدا اشاره می ­نمایم. هر چند که قرآن، وجود خدا را بدیهی و بی نیاز از استدلال می­ داند(أَفِی اللَّهِ شَکٌّ فَاطِرِ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ) ولی پیامبران الهی از باب یادآوری مطالبی را به انسان گوشزد می­ کنند(فَذَکِّرْ إِنَّمَا أَنْتَ مُذَکِّرٌ)، اما با این وجود، به دلایل عقلی بسیاری بر اثبات وجود خدا در قرآن و روایات اشاره شده است: "سَنُرِیهِمْ آیَاتِنَا فِی الْآفَاقِ وَفِی أَنْفُسِهِمْ حَتَّی یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَوَلَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلَی کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ﴿فصلت/۵۳﴾" «به زودی نشانه‏ های خود را در اطراف جهان و در درون جانشان به آنها نشان می ‏دهیم تا آشکار گردد که او حق است، آیا کافی نیست که او بر همه چیز شاهد و گواه است.»
بر اساس این آیه خداوند، آیات و نشانه­ های خود را هم در نفوس ما انسانها و هم در جهان خارج قرار داده است. با کمی تامل و دقت عقلی به آن آیات می توان به خدای آفریدگار جهانیان پی برد. ما انسان ها موجودات ضعیفی هستیم که نمی­ توانیم خالق هستی خود و جهان باشیم. "یَا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَرَاءُ إِلَی اللَّهِ وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ ﴿فاطر/ ۱۵﴾" «ای مردم شما به خدا نیازمندید و خداست که بی ‏نیاز ستوده است.» "أَمْ خُلِقُوا مِنْ غَیْرِ شَیْءٍ أَمْ هُمُ الْخَالِقُونَ ﴿الطور/۳۵﴾" «آیا از هیچ خلق شده‏ اند یا آنکه خودشان خالق [خود] هستند.»
ما انسانها نه از هیچ آفریده شده ­ایم نه خود خالق خود هستیم و نه موجودات پیرامون ما خالق ما هستند زیر آنها از ما ضعیف تر می باشند.
امیرمومنان علی (ع) در تعبیری می ­فرمایند: کل قوی غیره ضعیف (نهج البلاغه خطبه ۶۵)،اما در آفاق و بیرون از ما نشانه­ های بسیاری بر وجود خدا دلالت دارند، قرآن در این باره می ­فرماید:
"إِنَّ فِی السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ لَآیَاتٍ لِلْمُؤْمِنِینَ ﴿۳﴾ وَفِی خَلْقِکُمْ وَمَا یَبُثُّ مِنْ دَابَّةٍ آیَاتٌ لِقَوْمٍ یُوقِنُونَ ﴿۴﴾ وَاخْتِلَافِ اللَّیْلِ وَالنَّهَارِ وَمَا أَنْزَلَ اللَّهُ مِنَ السَّمَاءِ مِنْ رِزْقٍ فَأَحْیَا بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا وَتَصْرِیفِ الرِّیَاحِ آیَاتٌ لِقَوْمٍ یَعْقِلُونَ ﴿۵﴾ تِلْکَ آیَاتُ اللَّهِ نَتْلُوهَا عَلَیْکَ بِالْحَقِّ فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَ اللَّهِ وَآیَاتِهِ یُؤْمِنُونَ ﴿جاثیه/ ۳/ ۶﴾" «به راستی در آسمانها و زمین برای مؤمنان نشانه‏ هایی است. و در آفرینش خودتان و آنچه از [انواع] جنبنده[ها] پراکنده می‏ گرداند برای مردمی که یقین دارند نشانه‏ هایی است.و [نیز در] پیاپی آمدن شب و روز و آنچه خدا از روزی از آسمان فرود آورده و به [وسیله] آن زمین را پس از مرگش زنده گردانیده است و [همچنین در] گردش بادها [به هر سو] برای مردمی که می‏ اندیشند نشانه‏ هایی است. این[ها]ست آیات خدا که به راستی آن را بر تو می‏ خوانیم پس بعد از خدا و نشانه‏ های او به کدام سخن خواهند گروید.»
امیرمومنان علی(ع) در تعابیری در مورد اثبات وجود خدا می­ فرمایند: "عَجِبْتُ لِمَنْ شَکَّ فِی اَللَّهِ وَ هُوَ یَرَی خَلْقَ اَللَّهِ (نهج البلاغه حکمت ۱۲۶)" «من تعجب می­ کنم از کسانی که مخلوقات الهی را می­ بیندند و در وجود خدا تردید می­ کنند.» "ظهرت فی البدائع الذی احدثها آثار حکمته و...... (نهج البلاغه خطبه ۹۱)" «آثار حکمت خدا در آفریده ­های بدیعش هویداست و آن چه آفریده حجت و دلیلی بر وجود او و منتسب به اویند هر چند به ظاهر مخلوقی خاموشند، ولی دلیلی گویا بر تدبیر ذات پاک اویند.» "هل یکون بناءٌ من غیربان (نهج البلاغه خطبه ۱۸۵)»«آیا هیچ بنایی بی ­سازنده می­ باشد؟» "کل قائمٍ فی سواه معلولٌ (نهج البلاغه خطبه ۱۸۶)" «هر چیزی غیر از خداوند معلول است.» "کل شیٍ قائمٌ به (نهج البلاغه خطبه ۱۰۹)"«هر شی­­ای به او قیام دارد.»
امام صادق (ع) در روایتی چنین می­ فرماید: «عجب از آفریده ­ای که می ­پندارد خداوند از چشم بندگان مخفی است، در حالی که آثار صنع او را در ترکیب محیرالعقول و تالیف قاطع خلقت خود می ­بیند. به جانم سوگند، اگر در این امر بزرگ مانند ترکیب آشکار جهان و لطافت تدبیر ظاهر در آن، پیدایی مخلوقات از عدم و تحول آنها از طبیعتی به طبیعت دیگر و از نقشی به نقش دیگر بیندیشند، دلایل وجود صانع را مشاهد خواهند کرد، زیرا هیچ پدیده ­ای نیست مگر در آن اثر تدبیر و ترکیب که بر خالق مدبر دلالت می­ کند، وجود دارد و تالیف مدبرانه آن، انسان را به خدای واحد حکیم راه می ­نماید. (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳، ص ۱۵۲)
باز امام صادق(ع) به شاگردش مفضل چنین می­ فرماید: «ای مفضل! نخستین عبرت و دلیل بر خالق- جل و علا- هیئت بخشیدن به این عالم و گرد آوری اجزا و نظم آفرینی در آن است. از این رو، اگر با اندیشه و خرد، در کار عالم، نیک و عمیق تامل کنی، هر آینه آن را چون خانه و سرایی میابی که تمام نیازهای بندگان خدا در آن آماده و گرد آمده است. اینها همه دلیل آن است که جهان هستی با اندازه گیری دقیق و حکیمانه و نظم و تناسب و هماهنگی آفریده شده است. آفریننده آن یکی است و او همان شکل دهنده نظم آفرین و هماهنگ کننده اجزای آن است. (محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳، ص ۶۱)»
همچنین پیامبران الهی که با نامعتقدین به وجود خدای علیم و حکیم و غنی مطلق مواجه می شدند، با توجه دادن به کمترین دلیل عقلی برای آنان ثابت می نمودند که تنها خدای یگانه، خالق همه موجودات است.حضرت ابراهیم (ع) در برابر فرعون که ادعا می­ نمود من آفریدگار جهانیان هستم (أناَ رَبُّکُمْ الأعْلی) با کمترین برهان عقلی اثبات نمود که او نمی تواند پروردگار جهانیان باشد؛ "الم تَرَ إِلَی الَّذِی حَاجَّ إِبْرَاهِیمَ فِی رَبِّهِ أَنْ آتَاهُ اللَّهُ الْمُلْکَ إِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ رَبِّیَ الَّذِی یُحْیِی وَیُمِیتُ قَالَ أَنَا أُحْیِی وَأُمِیتُ قَالَ إِبْرَاهِیمُ فَإِنَّ اللَّهَ یَأْتِی بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِقِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِبِ فَبُهِتَ الَّذِی کَفَرَ وَاللَّهُ لَا یَهْدِی الْقَوْمَ الظَّالِمِینَ ﴿بقره/۲۵۸﴾" «آیا از (حال‏) آن کس که چون خدا به او پادشاهی داده بود (و بدان می ‏نازید، و) در باره پروردگار خود با ابراهیم محاجّه (می‏)کرد، خبر نیافتی‏؟ آنکاه که ابراهیم گفت‏: (پروردگار من همان کسی است که زنده می ‏کند و می‏ میراند.) گفت‏: (من (هم‏) زنده می ‏کنم و (هم‏) می‏ میرانم‏.) ابراهیم گفت‏: (خدا(ی من‏) خورشید را از خاور برمی ‏آورد، تو آن را از باختر برآور.) پس آن کس که کفر ورزیده بود مبهوت ماند. و خداوند قوم ستمکار را هدایت نمی­‏ کند.»
یا حضرت ابراهیم(ع) در برابر کسانی که ماه و ستارگان و خورشید را خدای خود می ­دانستند برای آنها اثبات نمود که افول چنین موجوداتی، دلالت بر آن دارد که آنها نمی­ توانند خدای غنی مطلق و آفریدگار و پروردگار همه موجودات باشند. "لَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأَی کَوْکَبًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَا أُحِبُّ الْآفِلِینَ ﴿۷۶﴾ فَلَمَّا رَأَی الْقَمَرَ بَازِغًا قَالَ هَذَا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قَالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ ﴿۷۷﴾ فَلَمَّا رَأَی الشَّمْسَ بَازِغَةً قَالَ هَذَا رَبِّی هَذَا أَکْبَرُ فَلَمَّا أَفَلَتْ قَالَ یَا قَوْمِ إِنِّی بَرِیءٌ مِمَّا تُشْرِکُونَ ﴿۷۸﴾ إِنِّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضَ حَنِیفًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُشْرِکِینَ ( انعام آیات ۷۶ تا ۷۹﴾" «پس چون شب بر او پرده افکند ستاره‏ ای دید گفت این پروردگار من است و آنگاه چون غروب کرد گفت غروب ‏کنندگان را دوست ندارم (۷۶) و چون ماه را در حال طلوع دید گفت این پروردگار من است آنگاه چون ناپدید شد گفت اگر پروردگارم مرا هدایت نکرده بود قطعا از گروه گمراهان بودم (۷۷) پس چون خورشید را برآمده دید گفت این پروردگار من است این بزرگتر است و هنگامی که افول کرد گفت ای قوم من من از آنچه [برای خدا] شریک می‏ سازید بیزارم (۷۸) من از روی اخلاص پاکدلانه روی خود را به سوی کسی گردانیدم که آسمانها و زمین را پدید آورده است و من از مشرکان نیستم. (۷۹)»
بنابراین انسان­ ها در طول تاریخ با کمترین توجه عقلانی به درون و برون خود، به آفریدگار و پروردگار عالم و قادر مطلق، رحمان و رحیم پی می ­بردند و نیز دلایل عقلی بسیاری بر وجود خدا اقامه نموده ­اند. از این رو، چنین خدایی می تواند با بندگان خاص خود سخن بگوید.
به تعبیر امام حسین(ع) در دعای عرفه، ای خدا تو کی غایب بوده­ای که به دلیل و راهنما نیاز داشته باشی: "کیْفَ یُسْتَدَلُّ عَلَیْکَ بِما هُوَ فی وُجُودِهِ مُفْتَقِرٌ اِلَیْکَ، اَیَکُونُ لِغَیْرِکَ مِنَ الظُّهُورِ ما لَیْسَ لَکَ، حَتّی یَکُونَ هُوَ الْمُظْهِرَ لَکَ، مَتی غِبْتَ حَتّی تَحْتاجَ اِلی دَلیل یَدُلُّ عَلیْکَ، وَمَتی بَعُدْتَ حَتّی تَکُونَ الاْثارُ هِیَ الَّتی تُوصِلُ اِلَیْکَ، عَمِیَتْ عَیْنٌ لا تَراکَ عَلَیْها رَقیباً، وَخَسِرَتْ صَفْقَةُ عَبْد لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نَصیباً" «چگونه از چیزی که در وجودش به تو نیازمند است به تو استدلال شود؟ آیا برای غیر از تو ظهوری وجود دارد که برای تو نباشد تا آشکار کننده تو باشد. تو کی غایب بوده ­ای که تا به دلیل و راهنما نیاز داشته باشی که بر تو دلالت کند و کی دور بوده­ ای تا آثار و نشانه ­ها ما را به تو برسانند، کور باد دیده­ ای که تو را بر آن نشانه­ ها، دیدبان و نگهبان نبیند. و زیانکار باد معامله بنده­ای که برای او، بهره­ایی از دوستی­ات را قرار نداده­ ای.»
مبانی جنابعالی غیر قابل دفاع است
بنابراین استاد محترم جناب آقای دکتر محمد مجتهد شبستری! پیشنهاد می­ شود که دوباره محتویات مقالات خود به ویژه، اثبات عقلی وجود خدا و سخن گفتن خدا با پیامبران خود را، مجدداً مورد بازنگری قرار دهید، زیرا که حقیقتاً مبانی دعاوی جناب­عالی غیر قابل دفاع است و ای کاش، آن جلسه­ ای که (حدود ۲۵سال قبل) به دعوت اینجانب تشکیل شد و جناب­عالی مطالب و نظریه های خود را در جمع فرهیختگان حوزه و دانشگاه مطرح و آنان با کمال احترام آن مطالب را مورد نقد و بررسی قرار ­دادند، تداوم پیدا می­ کرد تا با دقت و امعان نظر بیشتری دعاوی خود را منتشر می ­نمودید.به هر جهت منتظر پاسخ جناب­عالی هستم و ازاین که نا خواسته در ضمن بحث از تعابیری استفاده شده که ممکن است خاطر آن استاد را مکدر نماید، پوزش می خواهم.
والسلام
محمد محمدرضایی
dinpajoohan490
1395/11/11
dinpajoohan490
1395/7/7
dinpajoohan490
1395/7/7
رنگ سیاه و سرخی پرچم رسیده است
شان نزول سوره ی مریم رسیده است

شال و لباس مشکی مارا بیاورید
حی علی العزا که محرم رسیده است

درمان درد ما بخدا با طبیب نیست
شکر خدا که دارو مرهم رسیده است

فطرس بیا وسینه زنان را نظاره کن
ماه عزا و نوحه و ماتم رسیده است

هرکس به قدر ظرفیتش فیض میبرد
زین رو گهی زیاد و گهی کم رسیده است

دریای بخشش است و فقط رزق میدهد
هرچه به ما رسیده از این یم رسیده است

شاهی که ابروی گدا را نمیبرد
آوازه اش به گوش دو عالم رسیده است

پیغمبران برای غمش گریه کرده اند
این گریه ها ز حضرت آدم رسیده است

مهمانمان بکن دو سه خط “روضه” روضه خوان
فصل نزول بارش نم نم رسیده است

عصر دهم صدای علیکن بالفرار
ای وای از آتشی که به مخیم رسیده است

بلوا شده است در ته گودال وای من
آنجا عقیله با قد خم هم رسیده است

هرچند وضع غارت او نامنظم است
رختش به هر قبیله منظم رسیده است

امیر علوی
dinpajoohan490
1395/7/6
دبیرشورای دین پژوهان:
۳۵۰ پژوهش حوزوی و دینی در سال قبل نقد و بررسی شد
دبیرشورای دین پژوهان کشور از بررسی ۳۵۰ پژوهش علمی و دینی در سال گذشته توسط این شورا خبرداد.
آیت پیمان، در دیدار شورای دین پژوهان با آیت الله اعرافی مدیر حوزه های علمیه گفت: سه فعالیت اصلی درشورای دین پژوهان در دستور کار قراردارد اولین اقدام،ارزیابی و نقد پژوهش ها و کتب حوزوی، پیش از چاپ است که فعالیت بسیار مهم و مثمرثمری در عرصه پژوهش های دینی است که در سال گذشته 350 پژوهش نقد و ارزیابی و بیان نقد شد.
وی افزود: یکی دیگر از فعالیت های این مجموعه، تجلیل از پژوهش های قوی در عرصه دین پژوهی بود که سال گذشته از 10 پژوهش برتر تجلیل شد؛ امسال نیزقرار است که این کار انجام شود و پژوهش های قوی مورد نقد و ارزیابی و ارایه و تجلیل واقع شوند.
دبیرشورای دین پژوهان کشوربیان کرد: اگر در این عرصه 360 پژوهش مورد نقد و ارزیابی واقع شد، در کنار آن تعدادی از پژوهش ها نیز به دلیل عدم وجود پارامترهای دقیق پژوهشی بازگشت داده شد.
وی گفت: تا کنون 4 کنگره دین پژوهان در کشور برگزار شده است، ولی وقفه طولانی مدتی در اجرای این کنگره ایجاد شده اکه امیدواریم بتوانیم به زودی پنجمین کنگره را نیز با شرکت بزرگان حوزه برگزار کنیم تا رصد بهتری از فضای پژوهشی امروز حوزه و یا در ده سال اخیرصورت گیرد.
پیمان اظهارکرد: سومین فعالیتی که در این عرصه انجام شده است برگزاری نشست های علمی و تخصصی و کرسی های آزاد اندیشی است که تا کنون 23 نشست در این زمینه با موضوعات مختلف برگزارشده است.
وی گفت: پایش همایش ها و سمینارها در عرصه علوم دینی از فعالیت هایی است که این مجموعه به دنبال آن است، زیرا 117 همایش و کنگره و سیمنار در کشور در عرصه دین برگزار می شود که باید این همایش ها تحلیل محتوایی و بررسی خروجی داشته باشند که این کار باید در ادامه به شکل مستمر انجام شود.
دبیرشورای دین پژوهان کشورتصریح کرد: بررسی نشریات و کتب حوزوی و علمی یک کار بسیار سنگین است که این نهاددر گذشته انجام داده است که امیدواریم بتوانیم با شکل گیری شرایط و زیرساخت ها این کار را نیز پیگیری کنیم.

dinpajoohan490
1395/7/6
عضو مجلس خبرگان رهبری وعضو شورای علمی دین پژوهان کشور:
خاطرات دفاع مقدس فرصتی جهت بازسازی بنیه های تربیتی در جامعه است


رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس شورای اسلامی با اشاره به خاطرات رزمندگان دوران دفاع مقدس گفت: خاطرات این دوران اگر به صورت واقعی و درست بیان شود، عامل بسیار سازنده ای در زمینه تربیت اجتماعی برای جامعه و نسل های آینده خواهد بود.

حجت الاسلام والمسلمین احمد مبلغی صبح امروز در مراسم هفته دفاع مقدس در جمع کارکنان مرکز تحقیقات اسلامی مجلس در قم، خاطرنشان کرد: خاطره یک "امکان نیرومند و آمیخته با احساس در وجود انسانی" است، که توجه و بازگویی آن می تواند در احساس، شور افکند.
حجت الاسلام والمسلمین مبلغی گفت: انسان با تکیه بر خاطره، به گذشته پل می زند و با یادکردن از گذشته ها و بازتولید آن ها وضعیتی مشحون از رقّت و احساس را درون خود پدید می آورد.
استاد حوزه اظهار داشت: خاطره، پدیده ای انسانی است که نتیجه آن، می تواند صرفا برانگیختگی احساس در انسان نباشد؛ بلکه فراتر به ایفای نقش های تربیتی نیز منجر شود.
وی گفت: البته " تاثیر خاطرات بر تربیت" بدون برنامه ریزی و اقدام متناسب، صورتی جدی و دقیق به خود نمی گیرد.
رئیس مرکز تحقیقات اسلامی مجلس بیان داشت: به بیان دیگر ما می توانیم بارهای تربیتی وانسانی مثبت را بر دوش خاطرات بگذاریم و آن ها را به زندگی فردی، خانوادگی و اجتماعی منتقل کنیم.
وی تاکید کرد: به همین دلیل "توجه به خاطره و بازگویی آن" می تواند در تقویت پدیده های دارای ابعاد اجتماعی مؤثر افتد.
حجت الاسلام والمسلمین مبلغی خاطرنشان کرد: خاطره خصوصا خاطرات دوران کودکی، ذات انسانی را شدیدا تحت تاثیر قرار می دهد و مرور آن، شیرینی خاص، احساس خاص و بازآفرینی هویت خانوادگی به صورت خاص را ایجاد می کند.
وی ادامه داد: با آن که لحظه لحظه عمر پیامبر بزرگ اسلام (ص) حاکی از خاطرات معنوی و الهی بوده است، ولی وقتی خداوند می خواهد با پیامبر اسلام (ص)سخن بگوید وی را به دوران کودکی او منتقل می نماید و می فرماید: " الم یجدك يتيما فآوى".
این استاد حوزه گفت: بنابراین خاطرات به ویژه خاطرات دوران کودکی بنیان احساس را تقویت می کند.
عضو مجلس خبرگان رهبری خاطرات را ایستگاهی برای تامل و تفکر و بازمرور گذشته دانست و گفت: رزمندگان ما در دوران دفاع مقدس بدون کوچکترین چشم داشتی با همه احساس و صداقت، جهت حفاظت از خاک وطن جانفشانی کردند، این نوع خاطرات را باید احیا و زنده نگه داشت.
حجت الاسلام والمسلمین مبلغی خاطرنشان کرد: خاطرات رزمندگان ما اگر به درستی انعکاس یابد، عطر احساس، خلوص، صداقت و ایمان آنها فضای "دنیای با مادیت عجین شده" ما را تحت تاثیر قرار می دهد.
وی گفت: البته اگر ارایه خاطرات با استفاده از ظرفیت هنر انجام بپذیرد، شور و هیجان خاصی را در جامعه ایجاد می کند، بنابراین خاطرات دوران دفاع مقدس، عنصری بسیار سازنده برای جامعه خواهد بود.
خاطرنشان می شود: در این مراسم سید محمد مهدی موسوی از رزمندگان دوران دفاع مقدس نیز به بیان خاطراتی از دوران جنگ هشت ساله پرداخت.