تایگا راد
1396/12/4
به خیالی که تو در برکه بیافتی ناگاه
هی زدم سنگ بر این آینه ی آب ای ماه *

تیره بختیست که در وصل جدایی بکشم **
تا کی از دور نگاهت بکنم ؟ تا کی؟ آه

ترسم این است که هرگز به عزیزی نرسد ***
قصه ی غربت این یوسف افتاده به چاه

http://peakfile.com
تایگا راد
1396/12/4
خوانده ام از همت ِ قِر در کمَر هایی عجیب
در میان ِ روزگار ِ درد سر هایی عجیب

روزگار ِ جالبی داریم ، خوشبختیم ما
نان ِ ارزان ضربه خورده از تبرهایی عجیب

نان ارزان خوب اصلا نی

http://www.alalemobl.com
تایگا راد
1396/12/4
بغض انگشت های من از درد
گونه های کشیده ی فرهاد

آخرین بوسه از لب شیرین
می کنی هرچه بادا باد

جیغ یک زن آنور دیوار
خسته از انتظار بی پایان

می رسد وقت زاییدن
پشت هر سه شنبه ی آبان

مادری شکسته در حمام
شیشه ها را

http://fartabriz.com
تایگا راد
1396/12/4
با زمستان آمدی از جان شیرین بیشتر
تو خجالت داده ای آن برف سنگین بیشتر

مشق دیدار تو را تکرار و تمرین کرده ام
دست و پایم گم شده افعال تمرین بیشتر

سر به روی شانه ام بگذار گرمم می کنی
من نوازش می کنم موهای رنگین بیشتر

http://www.satraptebmed.com
تایگا راد
1396/12/4
اي بلند آوازه نامت هر زمان در هر مكان
اي شكسته قامت از شوق حضورت پرنيان

اي رحيم المومنين و اي شفيع المذنبين
اي بزرگ اي رحمته للعالمين اي مهربان

معتكف بر درگهت ذرات عالم روز و شب
خم شده در محضر نام تو طاق آسمان

http://freight3.com
تایگا راد
1396/12/4
از ما بهتران

تیغ می زنند

به صورت خود

و به جیب مردم

حواسشان نیست

شاید

هنگام تلاوت سوره یوسف

دستشان را بریدند

http://azadibar.com
تایگا راد
1396/12/4
ساکت شدن – در پیشگاهت ، حالِ خوبی نیست
وقتی ، تمامِ قلبِ من ، از عشق – لبریز است

سَر می کشم ، آرام و پیوسته ، "تو " را ، هر بار
این روزها ، حالِ دلم ، معطوفِ "پاییز " است



دم می کشد –احساسِ خامم ، بینِ دستانت
در استکانِ کوچکِ گود و – کمر باریک !

عطرش ، مشامت را نوازش می کند انگار
در یک هوایی – کاملن ، مطبوع و رمانتیک


تا به فضایی انتزاعی بازگردانیم
یک – نقطه عطفی، تا تمام را بسوزانی

در تند باد حادثه، چون کوه بودم تو...
می آمدی- بی دغدغه ، دل را ،بلرزانی!!


یک" تو "-همیشه- ،کنج قلبم ، جااااش – خالی بود
راحت، به کاخِ قلب ِ من ، وارد شدی ! قدیس !

اسکندری – اینبار ، می خواهم ، نسوزانی ...
این تخت جمشید مرا ، با فتنه ی ِ " تائیس "


ای کاش! پائیزی ترین بارانِ حست را ...
بی وقفه ، روی _قلب من _ رگباااار می بستی

ای کاااش! روی ِ ......... ( نقطه چین ها ) ، در نوشتارت
با قاطعیت می نوشتی : مال ِ من ، هستی !



ویرانترین- " ارگ ِ بمم " - بعد از نگاه ِ تو
"شوری " - مذاقی خوش ، برایِ – حضرت ِ بخت است !!!!

" در دستِ تعمیرم "، به دستان خودم امروز
آثارِ تاریخی – مرمت کردنش ، سخت است !!

http://akhavaniran.com
تایگا راد
1396/12/4
کودکی بودم معلم گفت ماهی فرض کن
آسمانی پر ستاره شامگاهی فرض کن

ساده خندیدم فقط غرق سخن هایش شدم
گفت حالا در همین شب سر پناهی فرض کن

من نفهمیدم که معنای دقیق فرض چیست
باز هم می گفت حالا یک دو راهی فرض کن

یک هو پرسیدم تصور چیست؟ با لبخند گفت
هر چه را هرگز نداری گاه گاهی فرض کن!

حیف ...بعداز سال ها هر روز می گویم به خود
حال تو خوب است! حتما رو به راهی فرض کن!

یا که هر شب در میان اشک, حسرت می خورم
سخت می گویم: تبسم از نگاهی فرض کن

مثل مرگی سخت می ماند بگویم با خودم
کوه اندوه و غمت را قدر کاهی فرض کن!

هی معلم بی قرارم...کودکی هایم کجاست ؟
بازهم می شد بگویی کاش ماهی فرض کن!!!
تایگا راد
1396/12/4
مدیر شرکت