alighazanfary
1395/6/12
يادم آيد روز ديرين
خوب وشيرين
اول ترم
وقت بسيار درس اندک
حال اينک روز آخر
روز تلخ امتحانات
آخر ترم
وقت اندک
درس بسيار ، درس بسيار ، درس بسيار
alighazanfary
1395/6/12
ديديد وقتي دير ميريد سر کلاس وارد کلاس ميشي همه بچه هاي کلاس اينجوري نگات ميکنن



استرس ميگري هي ميخوري به صندلي ها
alighazanfary
1395/6/12
سلامتی استادی که سرجلسه امتحان دید برگم سفیده،اومد درگوشم گفت نگران چی هستی؟اسمتو بنویس بقیش بامن!
.
.
.
(ولی حیف بیدارشدم بقیه خوابمو ندیدم...)
alighazanfary
1395/6/12
در عجبم چطور هنوز ستون فقراتت سالم است وقتي با اين انهدام سخت از چشمانم افتادي
alighazanfary
1395/6/12
من هميشه تشنه ما بودم و تو هميشه از من سير بودي
alighazanfary
1395/6/12
رفتی اما دل من مانده برِ دوست هنوز
میبرم جسمی و جان در گرو توست هنوز
alighazanfary
1395/6/12
وفاداری؟ خدا بیامرزدش …

صداقت؟ یادش گرامی…

غیرت؟ به احترامش یک لحظه سکوت …

معرفت؟ یابنده پاداش میگیرد…

عشق ؟ از دم قسط …

واقعا به کجا چنین شتابان؟
alighazanfary
1395/6/12
عمر من غارت شد و غارتگر از من دور شد
من صبوری کردمو غارتگرم مغرور شد
alighazanfary
1395/6/12
کسی دیگر نمیگیرد سراغ خانه ما را
به سختی جغد پیدا میکند ویرانه ما را
از آن شادم که غم پیوسته می آید به بالینم
از آن ترسم که غم هم گم کند ویرانه ما را
alighazanfary
1395/6/12
آهم که هزار شعله در بردارد
صد سلسله کوه را ز جا بردارد
من رعدم و میترسم اگر آه کشم
سرتاسر آسمان ترک بردارد
alighazanfary
1395/6/12
چه کردی با دل من نازنینم
که هر تا سحر اندوهگینم ؟
مرا دعوت بکن در باغ چشمت
که از باغ تو لبخندی بچینم
alighazanfary
1395/6/12
دختر ی هست بیاد پیوی دلم از تنهایی پوکید
alighazanfary
1395/6/12
من که زندگیمو باختم ، واسه یه لحظه دیدنت
نزار بازم دل بپوسه ، دوباره وقت رفتنت
alighazanfary
1395/6/12
باران باشد ، تو باشی ، یک خیابان بی انتها باشد ، به دنیا میگویم : خداحافظ
alighazanfary
1395/6/12
هیچ وقت عاشق نمی شوم

مگه این که خودش به من بگه که من عاشق تو هستم