TA3RA3NE3
1398/3/20
قلبم را دانه دانه کرده ام
ریخته ام پشت پنجره ی اتاقت!
فردا همه ی گنجشکهای آن حوالی
عاشقت میشوند..
TA3RA3NE3
1398/3/20
یه زن نمی‌تونه دوستت داشته باشه
بعد دوستت نداشته باشه
بعد دوباره دوستت داشته باشه!

یه زن فقط می‌تونه دوستت داشته باشه
دوستت داشته باشه
دوستت داشته باشه
و بعد دیگه

هیچ‌وقت دوستت نداشته باشه!
TA3RA3NE3
1398/3/20
ای که گفتی :
«جان بده تا باشدت آرام جان»

جان به غم هایش سپردم
نیست آرامم هنوز...

TA3RA3NE3
1398/3/14
حقیقت اینه که بعضی آدما کاری که براشون میکنی رو دوست دارن، نه تو رو...
TA3RA3NE3
1398/3/14
به تو فکر می‌کنم و
قدم‌هایم سنگین می‌شود
چون درختی که در زمینی دیگر ریشه دارد...

بذری همیشه سرگردانم
آغوش تو پناهم اگر نشود!


TA3RA3NE3
1398/3/14
هنوز از گریستن فارغ نشده بودم
مرا صدا کردند
لباسم را پوشیدم
به کوچه رفتم
کسی در کوچه نبود
به خانه آمدم
کسی در خانه نبود
پس دیگر تنهایی ابدی بود...


- احمدرضا احمدی -
TA3RA3NE3
1398/3/13
‏براى همهٔ ما
‏همهٔ روزها فراموش مى‌شوند
‏به‌جز همان یک روزی
که نشانى آن را
‏به هيچ‌كس نگفته‌ايم...


TA3RA3NE3
1398/3/13
تنها ماندن را خوب یاد بگیر؛
این روزها عجیب به کارت می آید!

عادت کن : کسی نگرانت نشه
عادت کن : کسی سراغتو نگیره
عادت کن : کسی نازتو نکشه

عادت کن : تنها باشی تا بعد کسی منت محبتشو سرت نزاره
عادت کن : به خیلیا سر نزنی و پی خیلیا رو نگیری

عادت کن : دلتنگ بشی و دلتنگت نشن
عادت کن : بی دلیل بخندی و با دلیل گریه کنی
عادت کن : بفهمی و فهمیده نشی

"تنهایی" قشنگ ترین و "بی منت ترین" حس دنیاست!
چون برای داشتنش نیاز به هچکس نداری...
TA3RA3NE3
1398/3/13
من بيشتر از اينكه صبور باشم، حسودم.
به چی يا كی، خيلی مهم نيست، من به هر اتفاقی كه يه سمتش تو باشی و طرف ديگش خودم نباشم حسودم.
من ساعتای زيادی به عكسای تو خيره می‌شم و به آدمايی نگاه می‌كنم كه چقدر شبيه من نيستن. به لبايی كه تو رو صدا می‌زنن، به گوشايی كه از تو می‌شنون، به چشمايی كه تو رو می‌بينن.
و به اين فكر می‌كنم كه چقدر آرزو داشتم، تا همه اونا من بودم.
آدما، مرگ مشخصی دارن كه حتما ازش بی‌خبرن، اما من مطمئنم از حسادت دق می‌كنم.

TA3RA3NE3
1398/3/13
او گلی را به سینه یِ من کاشت ،
که بهارش خزان نخواهد داشت ...!


‌‌‎‌‌‎‌‌‎‌‎‌‌‌‌‎‌‌‌‌
TA3RA3NE3
1397/9/30
یلدا
محمد معتمدی
TA3RA3NE3
1397/9/1
......
Roooya70
1397/8/29
این معجزه‌ی توست که پاییز قشنگ است
هر شاخه‌ی با برگ گلاویز قشنگ است

هر خش‌خش خوشبختی و هر نم‌نم باران
تا یاد توام هر کس و هر چیز قشنگ است

کم‌صبرم و کم‌حوصله دور از تو، غمی نیست
پیمانه‌ی من پیش تو لبریز قشنگ است

موجی که نَپیوست به ساحل به من آموخت
در عین توانستن ــ پرهیز قشنگ است

بنشین و تماشا کن ازاین فاصله من را
فواره‌ام ، افتادن من نیز قشنگ است

بنشین و ببین زردم و نارنجی و قرمز
پاییز همینَست، غم‌انگیز قشنگ است

ی غم انگیز🍁
TA3RA3NE3
1397/8/29
کسی به پاییز نگفته دوستت دارم؟
این سرد شدن اتفاقی نیست...
TA3RA3NE3
1397/8/28
مردانِ واقعی عطرِ دیور و لالیک نمی زنند ، و مارک هایِ گرانِ گوچی و ورساچه نمی پوشند ...
مردانِ واقعی ، عطرِ مردانگی و محبتشان را به کلِ عطرهایِ گران قیمتِ دنیا ترجیح می دهند ...
مردانی که شاید ساده بپوشند ، اما متین حرف می زنند و نجیبانه رفتار می کنند ...
مردانِ واقعی ، برای زنانِ جامعه ، نمادِ امنیت و آرامش هستند ، نه نمادِ ناامنی و وحشت !!!
مردانی که "غیرت" را در لبخند و آسایشِ بانویشان می بینند و اگر روزی آب تویِ دلش تکان خورد ، به مردانگیشان بر می خورد ... !
مردانِ واقعی ، ادعایِ پوشالی ندارند و برایِ ارضایِ روحیه ی والایِ مردانه شان نیاز دارند "مردانگی" کنند نه برایِ جلب توجه !!!
مردانی بزرگ که به حرمتِ آفرینششان "وفادارند" ... !
مردانی که قدرت را به زورِ بازو نمی بینند و "زن" را سوایِ از جنسیت و تفاوت ها ، قابلِ ستایش می دانند ..‌.
اینقدر سخت و پر هزینه اش نکنید ...
مردانگی به رفتارِ مردانه است ،
نه به ته ریش و مدلِ مو و عطرتلخ و لباس هایِ مارکدار ... !

TA3RA3NE3
1397/8/22
حمید حامی
TA3RA3NE3
1397/8/18
آخرین آدمی که
قبل از خواب میاد تو ذهنت
یا باعث شادیای زندگیت شده یا دردات..!
پس با انتخاب آگاهانت کسی رو وارد قلبت کن که وقتی بیادش میفتی
بی هوا لبخند رو لبات نقش ببنده !
TA3RA3NE3
1397/8/18
ماجرای من و تو، باور باورها نیست
ماجراییست که در حافظه دنیا نیست

نه دروغیم نه رویا نه خیالیم نه وهم
ذات عشقیم که در آینه ها پیدا نیست

تو گمی درمن و من درتو گمم باورکن
جز دراین شعر نشان و اثری ازما نیست

شب که آرام تر از پلک تو را میبندم
بادلم طاقت دیدار تو تا فردا نیست

من و تو ساحل و دریای همیم اما نه!
ساحل اینقدر که درفاصله با دریا نیست…

“محمد علی بهمنی”
TA3RA3NE3
1397/8/18
وَ من به یکباره یاد گرفتم دیگر کسی رو دوست نداشته باشَم, باری رویِ شانه هایَش نباشم, که نداند با من چه کند و کجایِ دلش بگذارد که نه من بشکنَم, و هم او ثابت بماند, وَ من به یکباره یاد گرفتم همه یِ اعتمادَم را در کوله پُشتی‌ام پنهان کنم تا دستِ هیچ احَد الناسی بهش نرسد, تا بشوَد اسباب بازیِ کودکی هایِ نداشته اش.... و مَن به یکباره اینچنین قَد کشیدم,
و بزرگ شدم....
TA3RA3NE3
1397/8/18
كوچ تا چند؟
مگر می‌شود از خويش گريخت؟

بال،
تنها غمِ غربت به پرستوها داد!


- فاضل نظری -
TA3RA3NE3
1397/8/18
مثل زنی که خواستی، بغضم ولی شادم
یک روسریِ بی‌خیالِ رفته بر بادم