Masoumeh17
1395/10/22

چندسال دیگه اسمت میادتوشناسنامم
ولی به عنوان نام فرزند...

➢➣➢➣➢➣➢➣
"
Masoumeh17
1395/10/22

گفت یه کاری کن،یه چیزی بهش بگو،
بگو که پشیمون شه از رفتن...
گفتم:چیکار کنم؟برم بگم برگرد حتی اگه نمیخوای؟؟؟
تهش که چی؟من گفتم...
وقتی نگاه میکنم به قبلا میبینم همه چی زوری بود...
اگه دوستت دارم میگفت زوری بود چون من بهش میگفتم روزی چهار بار مثل قرص،سر ساعت
میگفت دوستم داره چون احساس دین میکرد...
اگه بهم زنگ میزد چون بهش میگفتم،میگفتم چاییتو خوردی زنگ بزن،رفتنی بیرون زنگ بزن،برگشتنیم زنگ بزن و الا آخر...
خودش نمیخواستا مجبورش میکردم،
مجبورش میکردم پیشم باشه،ادای عاشق معشوقارو در بیاریم.
که چقدر خوشبختیم و عاشق زندگیمون...
مجبورش میکردم در حالی که هیچی نمیگه حرفمو گوش کنه،
یه لبخند میزد و هیچی نمیگفت...
چیشد؟؟؟هیچی...
تونستم نگهش دارم پیشم؟؟
نه،نمیشه...
شاید بتونی تا یه جایی با زور و محبت زیاد از حد پیش خودت نگهش داری،
ولی نمیشه همیشه بندش کنی،یه جور بندش کنی که خودش نره...
ولش کن.بذار خودش بیاد،
بذار اگه میخواد خودش تموم کنه این رفتنو...