Mahan_Turaby
1396/6/18

خـانِـدان مرتضی تاب و قرار عالمَند
آشنایان علی بـا خاک مولا تواَمند
آن کسانی که به دنیا غصه ی مولا خورند
لحظه ی موت و حیات و بعد از آنهم بی غمَند

Mahan_Turaby
1396/6/18

شبيه پود كه باشد به تار، وابسته
دل من است به زلف نگار، وابسته
نبوده صحبتی از جبر، كز نخست جهان
دلم به او شده بی اختيار، وابسته

Mahan_Turaby
1396/6/18
عليِّ عاليِ اعلا، وليِ والي والا
وصي سيدِ بطحا به حکمش جمله مـا فيها
قوام جسم را جوهر، زماني روح را رهبر
کلام نيک پيغمبر، وليّ ايزد دانا
حديثي خاطرم آمد که مي فرمود پيغمبر
به اصحابش شب معراج سرّ ليلة الاسرا
بطاق آسمان چهارمين ديدم من از رحمت
هزاران مسجدي اندر درون مسجد اقصي 
به هر مسجد هزاران طاق، بر هر طاق محرابي
به هر محراب دو صد منبر، به هر منبر علي پيدا
Mahan_Turaby
1396/6/18

آتش نمرود را در دَم گلـستان می كند
حلقه ی انگشترش كار سليمان می كند
ميثم تمّار را با دار اُنسش می دهد
آن امامی كز نگاحهي خَلقِ سلمان می كند

Mahan_Turaby
1396/6/18
اسلام را درست معرفی کنیم؛
در زندگی و خانواده صفات مومن را داشته باشید شاداب و خندان باشید.
.

پیامبر اکرم صلى الله عليه و آله:
اَلمُؤمِنُ دَعِبٌ لَعِبٌ و َالمُنافِقٌ قَطِبٌ غَضِبٌ؛
مؤمن شوخ و شنگ است و منافق اخمو و عصبانى.
ميزان الحكمه ج10 ص 512 ح18949
.
.
پیامبر اکرم صلی الله و آله خود نیز اهل مزاح بودند.
نُعَیمان، یکی از یاران با وفای پیامبر بود . او مردی شوخ طبع و بسیار خنده رو بود . روزی نعیمان از بازار می گذشت که چشمش به بادیه نشینی افتاد که عسل می فروخت . نعیمان، آن مرد را با عسلش به خانه پیامبر برد و عسل را از آن مرد گرفت و به یکی از خادمان پیامبر داد تا آن را به پیامبر برسانند و به مرد نیز گفت که منتظر باشد تا پولش را بگیرد.

پیامبر(ص) چنان اندیشید که نعیمان، عسل را به عنوان هدیه آورده است. بعد از مدتی که گذشت، بادیه نشین، درِ خانة پیامبر را زد و گفت : « اگر پول آن را ندارید، عسل مرا بدهید ». همین که پیامبر، متوجّه شدند که ظرف عسل هدیه نبوده است، فوراً پول آن را به مرد دادند . بعد که نعیمان، خدمت پیامبر رسید، پیامبر به او فرمودند : « چه چیز باعث انجام دادن این کار شد؟». نعیمان در جواب گفت : « می دانستم که عسل دوست دارید، به همین خاطر، آن مرد را با عسلش به خانه شما راهنمایی کردم». سپس حضرت به او خندیدند و چیزی به او نگفتند و بعدها گهگاه نُعَیمان را که می دیدند، به شوخی می گفتند : « آن بادیه نشینْ کجاست تا پول هدیه اش را از ما بگیرد ؟»، یا می فرمودند : « نعیمان ! کاش بادیه نشینی می آمد و ما را با سخنش شاد می کرد!». .


🌹💗عید غدیر خم روز ولایت امیر المومنین علیه السلام بر همه مبارک باشه💗🌹
Mahan_Turaby
1396/6/16
جايى كه همه چى غلطه،
درست بودن هم غلطه
Mahan_Turaby
1396/6/16
مادر فرشته‌ای ست كه اگر خوب دقت كنی
خودت را لا به لای بال‌هاش خواهی يافت
Mahan_Turaby
1396/6/16
بسم الله الرحمن الرحیم💐
Mahan_Turaby
1396/6/16
بسم الله الرحمن الرحیم
Mahan_Turaby
1396/6/13
💐
Mahan_Turaby
1396/6/11
ایگو ( غرور ، نفس )

Mahan_Turaby
1396/6/11

به کودکان جایزه بدهید ولی رشوه هرگز!

🔹 ‌هیچگاه نباید خوراکی یا شئی دلخواه را پیشاپیش به كودك بدهیم که او قول بدهد بچه خوبی باشد این روش در رفتار درمانی مطرود شناخته شده است
Mahan_Turaby
1396/6/11

بهترین مردان امت من کسانی هستند که ...
Mahan_Turaby
1396/6/11
نقش پدر و مادر در زندگی کودکان به گونه ای است که جملات، تحقیرها، سرزنش ها، اعتراضات آنها برای همیشه در ذهن کودکت می شود
Mahan_Turaby
1396/6/11
رفتارهای ناسازگارانه، با نظر والدین و سازگاری با جامعه، رفتارهای فرزندان ناسازگار را ایجاد می کند و احساس بسیار بدی در اطراف ایجاد می کند و با واکنش های ناخوشایندی از طرف دیگران همراه است
Mahan_Turaby
1396/6/11
یکی از عوامل شادابی و تکامل خانواده ها تعیین حدود مسئولیت افراد در خانواده است با تقسیم کار، عدالت اجتماعی در محیط کوچک خانواده سعادت و نشاط ایجاد می شود
Mahan_Turaby
1396/6/11
تو گفتی چراغ هدایت خاموشی ندارد... پس چراغ راهنما سر جایش نصب است و همیشه روشن

يُرِيدُونَ لِيُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ بِأَفْوَاهِهِمْ وَاللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَلَوْ كَرِهَ الْكَافِرُونَ ( الصف - 8)
ﻣﻰ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﻧﻮﺭ ﺧﺪﺍ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺩﻫﺎﻥ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﺧﺎﻣﻮﺵ ﻛﻨﻨﺪ ﺩﺭ ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺧﺪﺍ ﻛﺎﻣﻞ ﻛﻨﻨﺪﻩ ﻧﻮﺭ ﺧﻮﺩ ﺍﺳﺖ ، ﮔﺮﭼﻪ ﻛﺎﻓﺮﺍﻥ ﺧﻮﺵ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﻨﺪ
باز گفتی هرکه جدی راه را بخواهد و به سمت ما بیاید خودم درون ماشینش می نشینم و اورا به مقصود می رسانم

وَالَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا وَإِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ ( العنکبوت- 69)
ﻭ ﻛﺴﺎﻧﻰ ﻛﻪ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﺎ ﻛﻮﺷﻴﺪﻧﺪ ، ﺑﻰ ﺗﺮﺩﻳﺪ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﻯ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﻫﻨﻤﺎﻳﻰ ﻣﻰ ﻛﻨﻴﻢ ؛ ﻭ ﻳﻘﻴﻨﺎ ﺧﺪﺍ ﺑﺎ ﻧﻴﻜﻮﻛﺎﺭﺍﻥ ﺍﺳﺖ
گاهی فکر می کنم پس ما نه تنها به چراغ راهنمایت نگاه نکردیم حتی درومان هم همانطور که غذا و آب می خواستیم, تو را نخواستیم... و جالب است که باز روی اعتراضمان به توست که چرا وضع زندگیمان این گونه است ؟!!!!! حقیقت است که قدر تو را ندانستیم...
ما دورهمی به این زندگی درهمی راضی شدیم...

Mahan_Turaby
1396/5/29
🌹
Mahan_Turaby
1396/5/27

باید به فکر ساختن یک بادبادک بود،
هنوز هم با مشتی نخ و کمی کاغذ
می‌شود به گیس طلای خورشید رسید.
کودکی که با مسلسل بازی کند،
جهان را نجات نخواهد داد...
Mahan_Turaby
1396/5/26

لذت وصل نداند مگر آن سوخته ای...
که پس از دوری بسیار به یاری برسد