LEY_LEY
1395/9/21





عشق

بازی‌ نبود در چشمم

من خودم باختم!

نمی‌بُردی‌!











@GRAY_CRY👓
LEY_LEY
1395/9/21







مرا در آغوش بگیر ،

که هیچ کجا

خانه ی خودِ آدم

نمی شود.













@GRAY_CRY👓
LEY_LEY
1395/9/9




خودت که واژه‌ها را میشناسی.

تو میشوی فاحشه

بچه‌ات هم میشود حرامزاده

ولی

هیچ واژه‌ای

برای مردی که

میرود

و دیگر برنمی‌گردد

وجود ندارد.















@GRAY_CRY👓
LEY_LEY
1395/9/9






تکرار مسواک زدن

در همه ی شب ها

دندان ها را سفید می کند

و تکرار خاطرات

در همه ی شب ها،

موها را.












@GRAY_CRY👓
LEY_LEY
1395/9/6



ای کاش که با کار "جفا" کار نداشت

این ریل که دهقان فداکار نداشت





@Sadjadshakeri
LEY_LEY
1395/9/4




ﺍﯾﻦﺟﺎ ﺧﺎﻭﺭﻣﯿﺎﻧﻪ ‌ ﺍﺳﺖ

ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺻﻠﺢﻫﺎﯼ ﻣﻮﻗﺖ

ﺑﯿﻦ ﺟﻨﮓﻫﺎﯼ ﭘﯿﺎﭘﯽ

ﺳﺮﺯﻣﯿﻦ ﺧﻠﯿﻔﻪﻫﺎ، ﺍﻣﭙﺮﺍﺗﻮﺭﺍﻥ، ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﮔﺎﻥ

ﺣﺮﻣﺴﺮﺍﻫﺎ

ﻭ ﻣﺮﺩﻡ ﻧﻤﯽﺩﺍﻧﻨﺪ

ﺑﺮﺍﯼ ﺍﻋﺪﺍﻡ ﯾﮏ ﺩﯾﮑﺘﺎﺗﻮﺭ

ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺨﻨﺪﻧﺪ ﯾﺎ ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻨﻨﺪ.







@GRAY_CRY👓
LEY_LEY
1395/8/30
ای_با_من_باش
ataullah
1395/8/29
LEY_LEY
1395/8/29
ارباب شدی که رو به هر کس نزنم...




LEY_LEY
1395/8/28

به اینکه

کسی

چیزی

درِ گوشه ت

نگفته باشد

تا

باد رادیوانه کند

شک دارم.




LEY_LEY
1395/8/27






ﻣﺮﮒ

ﻫﻤﯿﺸﻪ

ﺧﯿﻠﯽ ﺁﺳﺎﻥ ﺗﺮ ﺍﺯ

ﻋﺸﻖ

ﺑﻮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.











@GRAY_CRY👓
LEY_LEY
1395/8/26
بر مقبره ی غرب پرستان بنویسید:

"با آل علی(ع) هر که در افتاد ور افتاد"





@Sadjadshakeri
@Sadjadshakeri
@Sadjadshakeri
LEY_LEY
1395/8/26
تنهایی ام به کثرت تن های کشور است

بی تو، حیات و مرگ برایم برابر است

مانند عابری به خیابان انقلاب

"من در میان جمع و دلم جای دیگر است".


@Sadjadshakeri
@Sadjadshakeri
@Sadjadshakeri
LEY_LEY
1395/8/26
رونق گرفت از غم تو زندگانی ام

ای یار مهربان به کجا میکشانی ام ؟

چیزی نمانده است دگر تا به اربعین

یعنی مرا پیاده حرم میرسانیم ؟



LEY_LEY
1395/8/25
یا مصباح الهدی

به اشک روضه، غروب و طلوع باید کرد

مقام بندگی ات را رکوع باید کرد

مرا ببر به حرم تا نرفته ام از دست

"علاج واقعه قبل از وقوع باید کرد"



@Sadjadshakeri
@Sadjadshakeri
LEY_LEY
1395/8/24




@GRAY_CRY👓






می‌توانی لبخندی بزنی

و درست وسط ابروهای من ماشه را بکشی!

یا بکارت سکوتی باشی

که از دهان من آتش می‌گیرد

روایتی از پیله‌ای که تن به پروانگی نمی‌دهد

تا حماسه‌ی شمع، خودسوزی

ابلهانه‌ای بیش نباشد


می‌توانی هرگز نبوده باشی

که هرگز ندیده باشمت

تا غزل‌های عاشقی ناگفته بمانند


که هرگز

غزلی عاشقانه نشده باشی

تا سهم من از این همه روایت

دشنه‌ی پدر در پهلو

یا تیر سرنوشت در پاشنه‌ام باشد


می‌توانی نباشی

تا هر کلمه‌ای تراژدیِ خاموشی باشد
بر کتیبه‌ای.














https://telegram.me/joinchat/Da84Hz9MJO1VkqwU9d4NyQ
LEY_LEY
1395/8/11



ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺷﺪﻩ ﺍﯾﻢ

ﺩﺭ ﺷﻬﺮﯼ ﮐﻪ

ﻋﺸﻖ ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻪ ﻫﺎ ﮔﻢ ﺍﺳﺖ

ﭼﺮﺍ ﺭﺍﻩ ﺩﻭﺭ ﻣﯽ ﺭﻭﯼ

ﺍﯾﻨﺠﺎ ﻋﺸﻖ ﺭﺍ

ﺑﯿﻦ ﺭﺍﻥ ﻫﺎ ﺟﺴﺘﺠﻮ ﻣﯿﮑﻨﻨﺪ.






@GRAY_CRY👓
LEY_LEY
1395/8/7





طوری زندگی کنید که

از فروختن طوطی خانواده

به خبرچین شهر

شرمنده نشوید.













@GRAY_CRY👓
LEY_LEY
1395/8/4






پازل غمگینی ست

پدری که روی مین رفته باشد

از هر طرف بچینی اش

پدر هست

و

پدر نیست.











@GRAY_CRY👓
LEY_LEY
1395/8/3


ﭘﻨﺠﺮﻩ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪ

ﺩﺭ ﺭﺍ ﻗﻔﻞ ﻛﻦ

ﻛﻨﺞ ﺍﺗﺎﻗﻤﺎﻥ

ﺟﺎﻱ ﺩﻧﺠﻲ ﺑﺮﺍﻱ ﺁﺯﺍﺩﻱ ﺳﺖ.






LEY_LEY
1395/8/2






ﮐﻨﺎﺭ ﻫﻢ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩﺍﻧﺪ .

ﻟﺨﺖ، ﯾﻌﻨﯽ ﻧﻪ ﮐﻪ ﻟﺨﺖ ﻟﺨﺖ

ﺳﺮﺷﺎﻥ ﭘﯿﺪﺍﺳﺖﻭ ﮐﻤﯽ ﺍﺯ ﺷﺎﻧﻪ ﻭ ﺳﯿﻨﻪﺷﺎﻥ .

ﺍﻣﺎ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﺑﺮﻫﻨﻪ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ

ﺣﺪﺱﺯﺩ .

ﺯﻥ ﻣﯽﺧﻨﺪﺩ، ﻟﺐﻫﺎﯾﺶﻗﺮﻣﺰﯼ

ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺍﺭﺩ .

ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺗﺎﺯﻩﺭﺳﯿﺪﻩ ﺍﺯﺑﻮﺳﻪﺍﯼ ﺑﻠﻨﺪ ﻭ ﮔﺮﻡ .

ﻣﺮﺩ ﻫﻢ ﻣﯽﺧﻨﺪﺩ .

ﺻﻤﯿﻤﯽ ﻣﯽﺧﻨﺪﺩ،

ﻧﻪﺁﻧﮑﻪﻓﺎﺗﺢ ﻫﻢﺁﻏﻮﺷﯽ

ﺑﻪﯾﺎﺩﻣﺎﻧﺪﻧﯽﺍﯼ ﮐﻪ ﺣﺎﻻ ﺩﺭ

ﺍﻭﺝﻧﺮﯾﻨﮕﯽ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ،

ﻻﺑﺪ

ﺑﻪ ﻧﺮﻫﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮ ﻓﺨﺮ ﺑﻔﺮﻭﺷﺪ .

ﻣﺮﺩ ﻣﯽﺧﻨﺪﺩ، ﻫﻤﯿﻦ.













@GRAY_CRY👓