MOHAMMAD DANESHNAHAD
1395/11/30
پیشگیری از ظهور به سبک
صهیونیست ها شنبه, ۲۹ فروردین ۱۳۹۴ ، ۱۰:۲۳ ق.ظ در ارتباط با حمله
ی اخیر رژیم وهابی عربستان به خاک سرزمین یمن تحلیل های متفاوت و متعددی نگاشته
شده اما ذر این بین کمتر کسی این تجاوز عربستان را از بعد آخرالزمانی نگریسته است
در نتیجه تحلیلی با نگاه به تاریخ و با نگرشی دینی - مهدوی ارائه نشده است. حمله ی
عربستان به یمن که انقلابش به تازگی پیروز شده ما را به یاد حمله صدام به ایران می
اندازد ، حمله ای که درست زمانی صورت گرفت که انقلاب ما تازه به پیروزی رسیده بود
، حال باید ببینیم چه نقطه مشترکی بین ایران و یمن است که یک اتفاق مشابه در یک
موقعیت سیاسی مشابه برایشان روی داده است . بهمن 57 در جزیره
ثبات امریکا انقلابی روی داد که نگاه ها را به خود جلب کرد ، کشوری که زمانی اصلی
ترین هم پیمان امریکا و اسرائیل در منطقه بود به یکباره تبدیل به اصلی ترین دشمن
امریکا و اسرائیل شد ، دیگر خبری از الویت منافع دنیوی و سیاسی در ایران نبود و
ایرانیان یکصدا اتصال نهضت خمینی به قیام مهدی(عج) را از خداوند می طلبیدند. از
همان بدو پیروزی انقلاب مردم ایران درگیری های نظامی انقلابیون با گروه های
تروریستی نظیر منافقین و حزب کومله و ... رخ داده بود و انقلابیون جای آنکه با
آرامش کامل به نظام سازی مبتنی بر فقه شیعی بپردازند درگیر جنگ نظامی رو در رو با
دشمن منافق بودند . در گیری ها ادامه
داشت تا آنکه 31 شهریور 59 صدام با حمله به ایران ، کشور را به شرایط امنیتی کشاند
و 8 سال ایران را مشغول به دفاع مقدس از سرزمین های خود کرد بلکه بتواند به ادعای
خودش تهران را اشغال کند و حکومت نو پای ایران را زمین بزند. آن روز ها شاید کمتر
کسی از دید آخرالزمانی حمله صدام را بررسی می کرد ، هر کس به شیوه ی سعی می کرد
دلیلی برای این حمله بیاورد و تحلیلی ارائه کند . اکنون با گذشت
قریب به 35 سال از آن روزگار و شنیدن خبر حمله عربستان به یمن ، نوعی حس همدردی
بین انقلابیون ایرانی در قید حیات با انقلابیون یمنی ایجاد شده است. آنان هر دو پس
از پیروزی انقلابشان مورد تجاوز نظامی قرار گرفته اند آن هم به جرم اینکه برای
سرنوشت کشورشان تصمیم گرفته اند و البته به جرم اینکه یک قدم به سمت ظهور مهدی(عج)
برداشته اند .  در روایات مربوط
به ظهور حضرت قائم(عج) از دو کشور سخن به میان آمده است ، یکی ایران که محل خروج
سید خراسانی و شعیب بن صالح است و دیگری یمن که سید یمانی را به همراه دارد . طبق روایات انقلاب
ایران را مردی از قم به پیروزی می رساند ، او مردم را به حق دعوت می کند و پیروانش
اراده ای پولادین دارند . مردی از قم مردم را
به حق دعوت می کند ، گروهی گرد او جمع شوند که دلهایشان چون قطعه های آهن استوار و
پولادین است و در برابر تندباد ها و طوفانها استوارند. از نبرد خسته و افسرده نشده
و ترس و وحشت برایشان مفهومی ندارد . همواره بر خدا توکل کنند و فرجام نیکو از آن
تقوا پیشگان است .  ( بحار الانوار ج60 ص216 )   در جایی دیگر در
مورد ایرانیان و انقلابشان آمده است که   : آنان حق را می جویند
، اما به ایشان سپرده نمی شود ، بار دیگر خواستار آن می شوند ، اما راه به جایی
نبرند ، با مشاهده این وضع سلاح بر دوش گرفته ، و به مبارزه روی آورند ، آنگاه
حقوقشان را به رسمیت شناسند ، اما اینبار آنها نپذیرند ، تا دست به قیام زنند و
پرچم نهضت را رها نکنند تا به دست صاحب شما (حضرت قائم(عج)) بسپارند ، کشته ها ی
آنان شهیدند .  ( المعجم ج3 ص269 )   از دل ایران مردی
خراسانی در آستانه ظهور به قصد نبرد با سفیانی خروج می کند که سربازانش صاحب پرچم
های سیاه اند و فرمانده شان مردی به نام شعیب بن صالح است ، در میان آنان یاران
مهدی(عج) حضور دارند و ایشان یکی از دو مردمان زمینه ساز ظهور اند . امام صادق (ع) :
هنگامیکه پرچمهای سیاه از خراسان به راه افتاد بسویش بشتابید ولو با سینه خیز رفتن
از روی برفها باشد، که صاحبان آن پرچمها طرفداران حق هستند. آنها حق را مطالبه می
کنند به آنها داده نمیشود. نبرد می کنند و پیروز میشوند. آنچه میخواستند به آنها داده
میشود. ولی آنها دیگر نمی پذیرند. گوئی با چشم خود می بینم که شمشیرها را برخود
حمایل کرده اند و پیش می تازند تا پرچمها را به مهدی قائم (عج) تسلیم نمایند. آگاه
باش که آنها یاران مهدی هستند و زمینه سلطنت جهانی او را فراهم می سازند. دلهای
آنها چون قطعات آهن است. هنگامیکه پرچمهای سیاه را مشاهده کردید که از سوی مشرق
بحرکت درآمده است فارسیان را گرامی بدارید که دولت ما در میان آنها میباشد . ( غیبت شیخ طوسی ص   ۲۶۲ ،   غیبت نعمانی ص   ۱۵۶ )     به جرات می توان گفت یکی از اصلی ترین دلایل حمله صدام به ایران و
پشتیبانی تمام عیار نیروی شیطانی غرب از عراق در این تجاوز به زانو در آوردن
انقلاب ایران و شکست دادن نهضتی بود که در پیش بینی های اسلامی موجود در روایات
نهضت زمینه ساز ظهور مهدی(عج) بود. این احتمال زمانی تقویت می شود که می بینیم
عربستان وهابی دقیقا مانند صدام در بدو پیروزی انقلاب یمن به این کشور حمله کرده
است .  حکومت ایران دیگر
از سوی سربازان بی جیره و مواجب شیطان قابل کنترل نیست و دیر یا زود سید خراسانی و
سربازانش به قصد فتح قدس و مبارزه با سفیانی خروج خواهند کرد ، اما از نظر غرب
هنوز میتوان از خروج یمانی موعود جلوگیری کرد و این تنها با به زانو در آوردن
انقلاب یمن اتفاق خواهد افتاد ، اولین گام غرب بدین منظور جلو انداختن رژیم وهابی
عربستان برای حمله به خاک یمن است ، حملات متعدد جنگنده های عربستان به مناطق
مختلف یمن تنها با هدف شکست انقلابیون یمن رخ می دهد و دلیل محکم دیگری ندارد . در روایات می
خوانیم   : هیچ پرچمی همچون پرچم
یمانی هدایتگر نیست ، پس از خروج او فروش سلاح به مردم حرام شود پس به یاری او
بشتابید ، سر پیچی از او بر هیچ مسلمانی جایز نیست و هر کس چنین کند اهل آتش است
چرا که یمانی مردم را به سوی حق و راه راست فرا خواند .  ( المعجم ج3 ص255 )   شاید یکی از دلایل
قاطعیت غرب در حمایت و پشتیبانی از عربستان در جنگ با یمن واجب الاطاعة بودن سید
یمانی ست ، تصور غرب این است که پس از خروج یمانی اکثریت مسلمانان شیعه از او
اطاعت خواهند کرد و زیر پرچم هدایتگر او به وحدت خواهند رسید که البته تصور صحیحی
هم هست . جلوگیری از خروج
سید یمانی در شرایطی صورت می گیرد که اوضاع امریکا در خاورمیانه چندان مناسب نیست
و همین امر صهیونیست ها را بیش از پیش نگران می کند . پایان /https://hammihan.com/post/5268995    
MOHAMMAD DANESHNAHAD
1395/11/30
توصیه رهبر انقلاب به مداح مشهور در ایام فاطمیه وقتی شما این کار را بکنید بهانه به دست دیگران می افتد و می گویند...  یکی از مداحان مشهور جناب آقای حاج عباس حیدرزاده در برنامه نینوا که از شبکه رادیو معارف پخش شد خاطره ای را نقل کرد.   وی گفت: ایام فاطمیه ای در محضر رهبر معظم انقلاب حضرت آیه الله العظمی خامنه ای مد ظله مداحی کردم؛ اواخر مداحی به حضار در مجلس گفتم حالا همه دستها را بیارن بالا و چند مرتبه صدا بزنند یا زهرا.   بعد از پایان مداحی برای احترام و عرض ادب خدمت مقام معظم رهبری رسیدم، ایشان بعد از احوالپرسی به این مضمون فرمودند: فلانی ما در هیچ کجا نه در منابع شیعه و نه در منابع سنی نداریم که در هنگام بردن نامی غیر از خدا دستان خود را بالا ببرید.از این به بعد این کار را نکنید و به دیگر مداحان هم این مطلب را بگو . وقتی شما این کار را بکنید بهانه به دست دیگران می افتد و می گویند ببینید آنها در کنار نام خدا برای ائمه هم دستان خود را بالا می برند.  برچسب هاnbsp; رهبر انقلاب  ،  مداح  ،  ایام فاطمیه  ،  مجلس  ،  رادیو کد خبرnbsp; ۲۴۶۸۰۶ تاریخ انتشارnbsp; ۱۵ فروردین ۱۳۹۳ - ۱۶:۱۴http://www.shafaf.ir/fa/news/
MOHAMMAD DANESHNAHAD
1395/11/8
بایسته های حریم خصوصی در اسلام

«حریم
خصوصی» قلمرویی از زندگی هر فرد است که آن فرد نوعاً و عرفاً یا با اعلان قبلی،
انتظار دارد دیگران بدون رضایت وی به اطلاعات راجع به آن قلمرو دسترسی نداشته
باشند یا به آن قلمرو وارد نشوند یا به آن قلمرو نگاه یا نظارت نکنند یا به هر
صورت دیگری وی را در آن قلمرو مورد تعرض قرار ندهد.

دین
مبین اسلام در ضمن عناوین مختلفی به حمایت از حریم خصوصی افراد پرداخته است که از
جمله آن ها عبارتند از:
ممنوعیت تجسس، تحسس و تفتیش؛ ممنوعیت ورود به منازل
بدون استیذان؛ ممنوعیت استراق بصر؛ ممنوعیت استراق سمع؛ ممنوعیت سوء ظن؛ ممنوعیت
نمیمه و غیبت؛ ممنوعیت سبّ، هجو و قذف؛ ممنوعیت اشاعة، فحشا و هتک ستر
(انصاری1386: 80-66).

 

علل اهمیت پیدا نمودن حریم
خصوصی

علل اهمیت پیدا کردن روزافزون حریم
خصوصی نسبت به گذشته را می توان در موارد ذیل جستجو نمودnbsp;

1-   
تهاجم صنعت به حریم
خصوصی:

پیشرفت صنعت و تکنولوژی به حریم خصوصی هجوم آورده و
حریم خصوصی را در معرض نابودی قرار داده است، به گونه ای که حریم خصوصی برای انسان‌ها
باقی نمانده است. به عنوان نمونه کمیسیون اصلاحات حقوقی استرالیا در گزارشی که در
سال 1983 دربارة حریم خصوصی مطرح کرده ناظر به فناوری ‌ های نوین است که به
راحتی در دسترس افراد قرار می ‌ گیرد و با این فناوری ‌ ها و ابزار پیشرفته،
هر کسی می ‌ تواند وارد حریم خصوصی دیگران بشود.

2-   
ورود دولت ها به حریم خصوصی

دولت ها در زمان گذشته تنها نسبت به بقای خود می
اندیشیدند و دخالت آن ها در حریم خصوصی افراد بسیار کم اتفاق می افتاد که این امر
مولود دو علت است: اول آن که ابزار و توانایی دخالت در این امور نداشتند و دوم آن
که آگاهی از حریم خصوصی افراد در بقای حکومت آن ها نقش چندانی نداشت. در حال حاضر
با توجه به گسترش فناوری و در دسترس قرار گرفتن ابزار ورود به حریم خصوصی، دولت ها
نیز از این وسایل برای اگاهی از وضع موجود در جامعه استفاده می نمایند که از جمله
مصادیق این امر استفاده از دوربین ‌ های مدار بسته در مکان ‌ های عمومی است که در
کشورهای غربی بویژه بعد از مسئلة انفجار ساختمان ‌ های دوقلو در آمریکا، به
شدت مورد استقبال دولت ها واقع شد. به عنوان نمونه در انگلیس چهار میلیون دوربین
مداربسته از طرف دولت نصب شده است و هواپیماهای جاسوسی بدون سرنشین در حدی است که
شهروندان بریتانیایی پیوسته خود را تحت نظارت می ‌ بینند، به گونه ای که
برای هر چهارده نفر، یک دوربین نصب شده است و اگر یک شهروند، یک روز در اطراف
پایتخت بگردد؛ در معرض بیش از سیصد بار تصویربرداری قرار می ‌ گیرد.

3-    سوء استفاده مالی از حریم خصوصی

تجارت اطلاعات در دنیای معاصر نیز حریم خصوصی را
کاملاً در معرض هجوم قرار داده است. در آذر ماه 1385 فیلم غیراخلاقی منتسب به یکی
از هنرپیشه ‌ های زن پخش شد که طبق گفتة فرماندة نیروی انتظامی، گردش مالی قریب چهار
میلیارد تومان برای توزیع کنندگان آن در پی داشته است.

4-    تزلزل ارزش های اخلاقی

ارزش های اخلاقی تا چند دهه پیش امری بود که در میان
تمام جوامع امر قابل قبولی بود و حکومت ها نیز خود را نسبت به ارزش های اخلاقی
مسئول می دانستند تا این که در اروپا سال 1957 این مسئله مطرح گردید که روسپی ‌ گری و هم ‌ جنس گرایی خصوصی، مجاز
و فاحشه ‌ گری آشکار، غیرقانونی است. در مصوبه کمیتة ویلدنپنت در سال 1995 آمده بود که اعمال
هم جنس گرایانة خصوصی بالای 20 سال که با رضایت انجام بگیرد، باید قانونی باشد؛
زیرا مربوط به حریم خصوصی است و قانون و دولت در این مسائل نباید دخالتی داشته
باشد. در واقع یکی از علل مطرح شدن حریم خصوصی به صورت فراگیر، تزلزل ارزش ‌ های اخلاقی است. چه
بسا کسانی که از حریم خصوصی دفاع می ‌ کنند، به دنبال آن باشند که فضایی پدید آید برای این
که هر عمل غیراخلاقی مجاز باشد و پیگیری قانونی نسبت به آن غیر ممکن گردد ( www.a.fahimco.co
،سروش محلاتی) .

 

ملاکات حریم خصوصی

برای شناخت حریم خصوصی و تمیز آن از حریم عمومی ملاک هایی
ارائه گردیده است.

1-    ایجاد مزاحمت

مزاحمت برای کسی که مکانی عمومی را به خود اختصاص
داده است، مجاز نیست و نوع مزاحمت بنوع تصرف و انتخاب شخص بستگی دارد. لذا وقتی که
شخص فضایی را به خود اختصاص می دهد، حریمی برای او پدید می آید و تا زمانی که با
حقوق سایر افراد تزاحمی نداشته باشد، حق ایجاد مزاحمت در حریم وی برای سایر افراد
منتفی است. در مکان های عمومی و فضاهای باز، اگر فرد نزدیک شود مزاحمت صدق می کند
اما در مکان های محدود مسأله ی مزاحمت به صورت دیگری مطرح می گردد.

2-   نارضایتی

از جمله ملاکات حریم خصوصی، نارضایتی شخص نسبت به علنی
نمودن وضعیت وی می باشد. لذا حتی اگر شخص عملی را در معرض عموم انجام دهد، ممکن
است نسبت به مشاهده وضعیت وی توسط افراد حاضر راضی باشد، اما نسبت به علنی نمودن
آن و گسترده نمودن مخاطبان نسبت به وضعیت پدیدآمده ناراضی باشد.  

لذا علنی و آشکار نمودن امری تنها، مجوز این است که
اگر نگاه کسی افتاد، مانعی ندارد اما اینکه ثبت شود،  ودر جای دیگر پخش شود؛ ظاهراً با موازین مربوط
به حریم خصوصی سازگار نیست.

حوزه های حریم خصوصی

1- عقاید و باورها

عقاید و باورها از جمله مصادیق حریم خصوصی است که پیامبراکرم در این رابطه
می فرماید: «انی لم اومر ان انقب عن قلوب الناس و لا اشق بطونهم»؛ یعنی من مأمور
نگشته ام دل‌های مردم را بشکافم و از افکار درونی آن‌ها  با خبر شوم (ری شهری، 391:1375) لذا تفتیش
عقاید و باورهای مردم صحیح نیست و این امر تجاوز به حریم خصوصی محسوب می گرددکه در
ادامه این موضوع مورد کنکاش بیشتری واقع می شود.

2-حجاب

مسأله نوع پوشش یکی دیگر از مصادیق چالشی حریم خصوصی
است. یکی از اساتید حقوق می گوید: «آنچه که در اصل 22 قانون اساسی از آن بعنوان
تمامیت جسمانی افراد نام برده شده است؛ شامل طرز پوشش هم می شود یعنی حریم خصوصی
مربوط به تمامیت جسمانی شامل نوع پوشش افراد هم می گردد. از سال 1300 شمسی تا کنون
در 2 مورد شاهد دخالت دولت ها در حریم خصوصی مربوط به تمامیت جسمی بوده ایم.» که
منظور یکی مربوط به دوران رضاخان است که به زور حجاب را برداشتند و لذا می گوید «
این نقض حریم خصوصی است.» و مورد دوم را در سال 1367 می داند که پلیس در حریم
خصوصی مربوط به تمامیت جسمانی افراد دخالت می کرد و موهای بلند مردان را می تراشید
و مجبور می کرد حجاب رعایت شود. نکته ای که در رابطه با این موضوع بایستی مورد
توجه قرار داد این است که لباس فقط جنبه شخصی برای پوشش بدن ندارد بلکه جنبه
اجتماعی و بیرونی نیز دارد. لذا آن را صرفاً در محدوده ی حریم خصوصی نمی توان وارد
کرد که در صورت تعارض جنبه شخصی با جنبه اجتماعی، مورد دوم مقدم می گردد، چرا که
مصلحت جنبه اخیر فراتر از جنبه اول است.

3-    شخصیت افراد

حریم شخصیت یکی دیگر از مصادیق حریم شخصی است که
اسلام به انحاء گوناگون از جمله منع غیبت وتهمت از آن حمایت نموده است.

4-    خانواده

مسائل خانوادگی از جمله موارد حریم خصوصی است. اطلاعات
در رابطه با نحوه ازدواج اشخاص و دارای فرزند شدن از جمله این مباحث است که بحث
سقط جنین از جمله فروع این مسائل است. در این راستا بایستی همانطور که به حق مادر
نسبت به وضع خود توجه نمود، به حق حیات فرزند نیز توجه نمود لذا حریم خصوصی مادر موجب
نمی گردد که حق تصمیم گیری در مورد وضعیت بچه را نیز در اختیار داشته باشد، بلکه
حق حریم مادر تنها در زمانی منشا اثر قرار می گیرد که جنینی در رحم شکل نگیرد و از
این رو است که برخی از فقها مصرف داروهای ناباروری را مجاز دانسته اند.

5-     اطلاعات شخصی

سرمایه های مالی اشخاص،
ارتباطات ، مکالمات تلفنی، مصارف آب، برق و گاز و اطلاعات کارت های بانکی داده
هایی اند که در قالب اطلاعات شخصی در زمره حریم شخصی قرار می گیرند.

 

حمایت های اسلام از حریم خصوصی

دین مبین اسلام به انحاء مختلف از حریم خصوصی اشخاص حمایت
نموده است که به برخی از این موارد اشاره می گردد:

1-   
ممنوعیت
استراق سمع

استراق
سمع در سنت اسلامی ممنوع اعلام شده است، چنان‌که پیامبر اکرم (ص) فرموده اند: «من
استمع الی حدیث قوم وهم له کارهون اَوْ یفرون منه، صبّ فی اذنه الانک یوم
القیامة»  یعنی: «هر کس به سخنان کسان دیگر
به شیوه‌ای مخفیانه گوش فرا دهد در حالی که آنان دوست ندارند کسی سخن آنان را
بشنود و از او فرار می‌کنند (بیزار هستند) با این عمل خود، مس گداخته در گوشش فرو
می‌کند» (سجستانی، 1410 ق: ج 2، 883).

2-   
ممنوعیت
استراق بصر

نگاه
نمودن به حریم خصوصی افراد نیز از جمله اموری است که مورد منع واقع شده است که از
جمله آن ها می توان حرمت نگاه شهوانی به نامحرم را نام برد. در روایتی آمده است که
اجر شخصی که عیوب مردم را ملاحظه و کتمان نماید همانند اجر شخصی است که دختر زنده
به گوری را نجات دهد (سجستانی، 1410 ق: 454).

3-     
ممنوعیت
تجسس و تفتیش

از جمله
آیاتی که در رابطه با منع تجسس ذکر گردید ه آیه 12 سوره حجرات است
که می فرماید: «یا ایها الذین آمنوا .... لا تجسّسوا » .با توجه به آن
که در این آیه از تجسس نهی گردیده است و نهی نیز ظهور در حرمت دارد، لذا حرمت تجسس
بدست می آید مگر آن که به دلایلی دیگر این حرمت مرتفع گردد. در روایات نیز به شدت
تجسس و تفتیش را جایز ندانسته اند و عواقب سهمگینی را برای چنین عملی اظهار نموده
اند، چنانکه در روایتی از معصوم آمده است:« اى گروهى که به زبان اسلام
آورده اید و ایمان در قلب شما جاى نگرفته! از مسلمانان بدگویى مکنید و درجستجوى
عیب‌هاى آنان نباشید؛ چرا که هرکس در پى کاستى‌هاى آنان برآید خداوند درجستجوى
عیوب او خواهد بود و آن که خدا با او چنین کند، رسوایش خواهد ساخت هرچند درون خانه
اش باشد.» در روایتی دیگر نیز عاقبت چنین عملی را این گونه تصویر می نماید که «هرکس
درراه جستجوى عیوب و کشف لغزش‌هاى برادرش گام نهد، پاى در آتش دوزخ گذارده است و
خداوند عیوب او را برهمگان آشکار خواهد کرد.»(جامع الاحادیث، ج16، صص314-317)

امام خمینى (ره) در این راستا در فرمان هشت ماده‌اى این گونه تأکید می نماید: « هیچ کس حق ندارد به خانه یا مغازه و یا محل کار کسى، بدون
اذن صاحب آنها وارد شود یا کسى را جلب کند، یا به نام کشف جرم یا ارتکاب گناه
تعقیب و مراقبت نماید و یا نسبت به فردى اهانت نموده و اعمال غیر انسانى اسلامى
مرتکب شود، یا به تلفن یا نوار ضبط صوت دیگرى به نام کشف جرم یا کشف‌ مرکز گناه
گوش کند و یا براى کشف گناه و جرم هرچند گناه بزرگ باشد، شنود بگذارند و یا دنبال
اسرار مردم باشد و تجسس از گناهان غیر نماید یا اسرارى که از غیر به او رسیده و لو
براى یک نفر فاش کند». (صحیفه نور، ج 17، ص 106؛ 24/ 9/ 61).جالب اینجاست که ایشان
نه تنها کشف جرایمى را که افراد در حریم خصوصى انجام مى‌دهند جایز نمى‌داند، بلکه
خود این عمل را جرم و گناه دانسته و برخى از آنها را چون اشاعه فحشا به حساب مى‌آید
از گناهان بسیار بزرگ قلمداد کرده و مرتکب آن را مستحق مجازات و تعزیر ویا حدّ
شرعى مى‌داند. البته جرائمى که علیه نظام وحکومت باشد از قانون مذکور مستثنى است. ایشان در نحوه گزینش افراد نیز همین تذکر را مى‌دهند و در
فرمانى به ستاد پیگیرى تخلفات قضایى و ادارى تجسس از احوال اشخاص در غیر مفسدین و
گروههاى خرابکار را مطلقاً ممنوع اعلام مى‌کند و سؤال از احوال شخصى افراد را و
اینکه چند معصیت مرتکب شده‌اند، مخالف اسلام دانسته و تجسس کننده را معصیت کار مى‌داند.(صحیفه
نور، ج 17، ص 145؛ 15/ 10/ 61.) اما آنجا که
پاى مصالح اجتماعى در میان باشد، نظارت و کنترل بدون هیچ مسامحه‌اى اعمال مى‌شود.
بازرسى نهایى و نظارت و کنترل دولتى در بسیارى از جرایم مانند ارتشا، اختلاس، باج
خواهى، اعمال نفوذ ناروا، بازداشت غیر قانونى و مانند آن که معمولًا از طرف
کارکنان دولت انجام مى‌گیرد مورد تأکید سیاست جنایى اسلام است. امام على (ع) پس از
آنکه به فرماندار خود در مورد رعایت همه جوانب امر نسبت به کارکنان، اعم از رفاه و
غیره سفارش مى‌کند، مى‌فرماید:«پس اعمال آنان را مورد بررسى و جست و جو قرار ده و
مأموران مخفى را که اهل راست گویى و وفادارى هستند به سوى آنان بفرست؛ زیرا مقید
بودن تو به بازرسى و امور سرى با ایشان، آنان را به رعایت امانت و نرمى با مردم
وادار مى‌سازد»(نهج البلاغه، نامه 53).

4-   توصیه به کتمان سر

همانطور که در
آیات و روایات بر منع تفتیش عقاید توصیه شده، بر کتمان اسرار مردم نیز توصیه شده
است، چنانکه در روایتی از امام موسی کاظم(ع) آمده است که از جمله کسانی که در زیر
سایه عرش الهی در روز قیامت خواهند بود کسانی اند که کتمان سر نمایند(وسائل الشیعه،
ج‌20، ص: 46)‌. در روایتی دیگر از امام علی(ع) در رابطه با نقش کتمان سر در سعادت
انسان ها آمده است که خیر دنیا و آخرت در چند مورد جمع گردیده است که یکی از موارد
آن کتمان سر است و یکی از اموری که شر دنیا و آخرت در آن گرد آمده است فاش نمودن
اسرار است(مستدرک الوسائل، ج12، ص301). در روایتی دیگر افشای سر این گونه
مورد تهی واقع گردیده است: «دورترین حالت بنده از خداى خویش آن است که با همنوع
خود پیمان برادرى بندد و لغزش‌هاى او را در ذهن بسپارد تا روزى، به سبب آنها، وى
را نکوهش کند(جامع الاحادیث، ج16، ص314).

5-   
ممنوعیت
ورود به منازل بدون استیذان

خداوند
در قرآن مجید فرموده است:«... لا تدخلوا بیوتاً غیر بیوتکم حتی تستأنسوا و تسلّموا
علی اهلها ...» (نور: 27)به خانه هایی غیر از خانه های خودتان تا زمانی که اجازه
نگرفته اید و بر اهل آن سلام ننموده اید، وارد نشوید. و در آیه ای دیگر آمده است«...
و اتوا البیوت من ابوابها...» (بقره: 189). به منازل مردم تنها از در آن‌ها وارد
شوید. ورود به منزل از درب آن می توان کنایه از این امر باشد که تنها از طریقی به
معاشرت با مردم بپردازید که آمادگی پذیرش آن را دارا باشند.

6-   
ممنوعیت
نمیمه و غیبت

«نمیمه»
یعنی بیانی که با زبان، صورت مکتوب و یا صورت‌های دیگر همانند ایما و اشاره و رمز
در حق دیگری گفته می‌شود که متضمن اظهار عیب یا نقص در مورد دیگری است، به‌گونه‌ای
که سبب کراهت خاطر و ناراحتی وی می‌شود. سبب نمیمه ممکن است وجود یک نسبت سوء در
شخص باشد یا اظهار حب و دوستی به مخاطب یا حتی تفرج یا فضولی کردن در امورش باشد.
شهید ثانی می‌گوید: حقیقت نمیمه عبارت است از افشا و هتک سری که دارندة آن افشای
آن را بر دیگران روا نمی‌داند (شهید ثانی، 1417: 306). از نظر ایشان غیبت وجه مشدد
و شرترین قسم نمیمه به شمار می‌رود (همانnbsp;
304).

 

7-   
ممنوعیت
سبّ و هجو و قذف

ممنوعیت
سبّ از جمله اموری است که از دیدگاه فقها از طریق ادله قرآنی، روایی و عقلی قابل
اثبات است. (انصاری، 1374: 94)؛ پیامبر اکرم در رابطه با ماهیت دشنام دادن به مومن
می فرماید:«سباب المؤمن فسوق» «ناسزا گفتن به مؤمن، فسق و نافرمانی است ».(حرعاملی،
1372: 297). در روایت دیگری از آن حضرت نقل شده است: «سباب
المؤمن کالمشرف علی الهلکة» (حرعاملی، 1372: 298)؛ سبّ مؤمن، انسان را در آستانة
تباهی و هلاکت قرار می‌دهد.

8-   
ممنوعیت
اشاعة فحشا و هتک ستر

اسلام
نه تنها دولت و اشخاص ثالث را از ورود در حریم خصوصی انسان‌ها منع کرده بلکه به تک‌تک
انسان‌ها نیز دستور داده است که از افشای امور و مسائلی که نوعاً برای دیگران فاش
نمی‌شود و نوعاً کتمان آن‌ها برتر از ابراز آن‌ها تلقی می‌شود، خودداری کنند. از
پیامبر گرامی اسلام(ص) منقول است:«من اذاع الفاحشة کمن مبتدئها»   همانا کسی که اشاعة فحشا می‌کند،
همانند کسی است که آن را به وجود آورده است(امام خمینی، 1368: 294). امام
علی در نامه معروف خود به مالک به عنوان حاکم مصر چنین می نویسد : کم ارج ترین
افراد نزد تو باید کسانی باشند که نسبت به کشف و پخش عیوب و اسرار مردم حریص تر و
بی باک ترند برای اینکه نوعا مردم دارای عیوبی هستند که حاکم برای پنهان داشتن
آنها از همه سزاوارتر است .پس هرگز در صدد کشف کردن آن لغزشهایی که پنهان از تو
(پنهان از حکومت )صورت گرفته بر نیا . چون تو به عنوان حاکم مسلمانان فقط مسئول
پاکسازی جامعه از آلودگی های آشکار و ظاهری هستی ،درباره لغزشهای پنهان مردم
خداوند خود داوری خواهد کرد . بنابراین تا آنجا که می توانی اسرار مردم را پنهان
نگه دار تا خداوند نیز اسرار تو را از مردم پنهان نگه دارد.(نهج البلاغه نامه 53 )

9-   حرمت
اذیت

اذیت نمودن نیز از جمله عناصری است که نقش موثری در  حریم خصوصی ایفا می نماید، لذا در روایات نیز
تعابیر بسیار مهمی در رابطه با این امر وارد شده است. چنانکه رسول اکرم در این
رابطه می فرماید: کسی که مومنی را به ناحق اذیت نماید، مانند آن است که مکه و خانه
خدا را ده مرتبه ویران کند و هزار ملک مقرب را بکشد. (الرسالة السعدیة؛ ص: 143) در
روایتی دیگر نیز آمده است:«کسی که مومنی را شاد نماید، خداوند را شاد نموده است و
کسی که مونی را اذیت نماید خداوند را اذیت نموده است و خداوند از کسی که به او ظلم
نماید، انتقام می گیرد (المقنع (للشیخ الصدوق)؛ ص: 298)

تقدم اهمیت حریم خصوصی
بر برخی امور

در حریم خصوصی ممکن است که شخص مرتکب
گناهانی گردد که در صورتی که از عمل خود توبه ننماید بی شک از عقاب اخروی نیز نسبت
به آن امور ایمن نباشد، اما در رابطه با مرتبه اهمیت حفظ حریم خصوصی و مقابله با
گناهان صورت گرفته در حریم خصوصی باید گفت که حفظ حریم خصوصی مقدم می گردد. چنانکه
ابن ابى الحدید معتزلى در شرح خود بر نهج البلاغه می گوید:«خلیفۀ دوم به
شبگردى بیرون رفته بود از خانه‌اى آوازى شنید بدگمان شد. از دیوار بالا رفت. مردى
را با زنى دید و مشکى شراب. پس گفت: اى
دشمن خدا آیا گمان کردى که خدا معصیت تو را پنهان مى‌دارد؟ آن مرد گفت: یا امیر
المؤمنین شتاب مکن اگر من یک خطا کرده‌ام تو سه گناه کرده‌اى. خداوند گفته است: «وَ لا تَجَسَّسُوا» و تو به تجسّس و تفتیش پرداختى و گفته است: «وَ أْتُوا
الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها» و تو از دیوار درآمدى، و
گفته است: «فَإِذا دَخَلْتُمْ بُیُوتاً فَسَلِّمُوا» و تو سلام نکرده بر ما وارد شدى ..»‌(ادوار فقه، شهابی، ج1، ص544)

امام خمینی نیز در این راستا می فرماید: «اگر
پلیسی در یک خانه رفت و دید در آنجا شراب می­خوردند، اگر این پلیس خبر دهد که در
این خانه شراب می­خوردند، پلیس باید شلاق بخورد و افرادی که در آن خانه شراب می­خوردند
شلاقی ندارند» (بررسی احکام فقهی رسانه (1 ) جناب آقای دکتر عابدی8/7/91)



 
MOHAMMAD DANESHNAHAD
1395/11/8
چند دلیل ساده برای اثبات حقانیت نظام و رهبری

سوالات گوناگونی در
ذهن مردم خصوصا نسل جوان در رابطه با درستی نظام جمهوری اسلامی و مدیریت آن وجود
دارد. آیا نظام جمهوری اسلامی بر حق است؟ آیا رهبری به عنوان سکاندار این کشتی از
عملکرد قابل قبولی برخوردار است؟ آیا فسادهای صورت گرفته از ابتدای انقلاب تاکنون
دال براین نیست که این نظام بر حق نیست؟با وجود مشکلات بسیار در جامعه از جمله
رکود، بیکاری و پارتی بازی آیا بایستی باز هم از نظام حمایت کرد؟ سوالاتی از این
دست ذهن مخالفان و تردیدکنندگان در حقانیت نظام ورهبری را به خود مشغول نموده است.
لذا دلایلی ساده برای اثبات صلاحیت نظام و رهبری ارائه می گردد:

1-     بی شک شهدای انقلاب اسلامی که جان خود را در راه آرمان های
انقلاب و اسلام هدیه نمودند، از جمله دلایل درستی مسیر نظام است، چرا که اگر نظام
مبتنی بر حق استوار نبود، افرادی نیز در این راه جان نثار می کردند، تنها ارزشی
ملی داشت نه ارزشی اسلامی. از جمله قرائن قدسی و الهی بودن فداکاری شهدا، سالم
ماندن بدن برخی از آن ها بعد از سی و اندی سال و یا بقای بدن به گونه ای که از
اجساد دشمن متمایز باشد.

2-     یکی از راه های شناخت ماهیت امور پیرامونی شناخت امور متضاد
با آن هاست. به عنوان نمونه برای آن که بدانیم سفیدی وجود دارد، باید سیاهی وجود
داشته باشد. در رابطه با شناخت ماهیت نظام جمهوری نیز بایستی نگاهی به دشمنان نظام
افکنده شود. اصلی ترین دشمنان نظام آمریکا و اسرائیل است. آیا جنایاتی که این دو
در هیروشیما،‌ افغانستان، پاکستان، عراق، سوریه، یمن و سایر کشورها پدید آورده
اند،‌ قابل انکار است؟ لذا تا زمانی که نظام جمهوری اسلامی در برابر سیاست های
مزورانه و خصمانه حکومت های استکباری موضع گیری می نماید، از حقانیت برخوردار می
گردد، چرا که به وصیت امام علی (ع) در این زمینه عمل شده است که دشمن ظالم و یاور
مظلوم باشید.

3-     دعوت رهبری به شرکت کردن مخالفان نظام در انتخابات نیز می
تواند از جمله دلایل حقانیت نظام ورهبری باشد. چرا که رهبران خودکامه دنیا در پی
آنند که مخالفان خود را سرکوب و حقوق آن ها را پایمالکنند ، اما رهبری حق شرکت در
امور مملکت را برای تمام شهروندان حتی آنان که مخالف نظام می باشند پابرجا می
دانند، در صورتی که شرکت مخالفان در انتخابات شمشیر دولب برای نظام تلقی می گردد، چرا
که این امر از سویی موجب مشارکت حداکثری مردم و اقتدار نظام می گردد، اما از سویی
دیگر ممکن است مخالفان با نفوذ در مسئولان نظام و به دست گرفتن امور مملکت،‌ مشکل
آفرین باشند.

4-     هیچگاه رهبری کارهای مثبت و مفیدی را که در جامعه صورت می
پذیرد به خود نسبت  نمی دهند بلکه آن ها را
به نقش مسئولان ومردم پیوند می دهند، در حالی که حکام مستبد و متکبر در پی آنند که
کوچکترین کارهای خود را بزرگ جلوه دهند و اقدامات مفید دیگران را به نام خود بزنند
و خود را به عنوان منجی عالم نمایش دهند.

5-     مدیریت شرایط حساس در حوادث کوی دانشگاه سال 78، فتنه 88 و
نزاع دولت دهم با مجلس و قوه قضائیه از جمله عرصه های شایستگی رهبری برای مدیریت
این نظام است. چرا که اگر این گونه امور مدیریت نمی گشت و مصالح نظام و مردم توسط
رهبری لحاظ نمی گشت،‌ هر یک از این حوادث به راحتی طومار نظام را در هم میپیچید.

در پایان بدین نکته نیز بایستی تصریح نمود که
دلایل مذکور تنها به اثبات حقانیت اصل نظام جمهوری اسلامی و شخص رهبری می پردازد و
این بدان معنا نیست که بر مفاسد موجود در جامعه سرپوش گذاشته شود، بلکه مقابله با
مشکلات و مفاسد نیز در راستای اهداف نظام جمهوری اسلامی است و اگر کسانی انتقاد از
نظام را به معنای عناد با نظام بدانند به بیراهه رفته اند.
MOHAMMAD DANESHNAHAD
1395/11/8
علت اصلی مخالفت مدرس با رضاخان

سرسخت ترین
مخالف حکومت رضاخان، مدرس بود. وی در رابطه با جهت مخالفت خود می گوید: اختلاف من
با رضاخان بر سر کلاه و عمامه و این مسائل جزئی نیست. من در حقیقت با سیاست انگلستان
که رضاخان را عامل اجرای مقاصد استعماری خود در ایران قرار داده مخالفم. من با
سیاستهائی که آزادی و استقلال ملت ایران و جهان اسلام را تهدید می‌کند مبارزه
می‌کنم و راه و هدف خود را هم می‌شناسم. در این مبارزه هم پشت سر خود را نگاه نمی‌کنم
که شما یا کسان دیگری مرا همراهی می‌کنند یا نه، لازمه‌ی مبارزه در این راه از
خودگذشتگی و فداکاری است مدرس، بنیاد تاریخ انقلاب اسلامی ایران، علی مدرسی، تهران 1366،
ج 1 مدرس شهید، نابغه ملی ایران، علی مدرسی، انتشارات بدر، اصفهان 1357 .
MOHAMMAD DANESHNAHAD
1395/11/8
مدرس عاقبت رضاخان را پیش بینی می کند

رضاخان به وسیله‌ مأموری به مدرس پیغام
داده بود که دخالت در سیاست نکند و به عتبات برود که مدرس نیز در مقابل این گونه
پاسخی دندان شکن می دهدnbsp;  من وظیفه خود را
دخالت در سیاست می‌دانم اینجا هم جای خوبی است و به من خوش می‌گذرد. ترا روزی
انگلیسی‌ها کنارت گذاشته و به جایی پرتاب می‌کنند، اگر قدرت داشتی و توانستی بیا
همین‌جا هر چه باشد بهتر از تبعید‌گاهها و زندانهای خارج از ایران است ولی می‌دانم
که من در وطنم به قتل می‌رسم و تو در غربت و سرزمین بیگانه خواهی مرد
MOHAMMAD DANESHNAHAD
1395/11/8
ناگفته های مصدق از رضاخان

مصدق، سقوط رضاخان
و تشکیل مجلس چهاردهم را عرصه ای مناسب برای به چالش کشیدن اقدامات رضاخان دید و
این امر موجب گردید نکاتی جالب در رابطه با کودتا و اقدامات رضاخان تبیین گردد. وی در بخشی از سخنان خود در
رابطه با کودتای سوم اسفند می گوید: «آیا می‌شود گفت که به کمک دسته قزاقی که تحت
امر خارجی است انقلاب کنند و ملت را به راه راست دلالت نمایند. آیا به وسیله یک
بیانیه پوک می‌توان انقلابی شد و یا اینکه دعوی اصلاحات کرد. کدام آدم بی‌بصیرتی
است که با این حرف‌ها گول بخورد.»

مصدق که از رضاخان صدمات بسیاری
دیده بود، فضای مجلس را مامنی مناسب برای بیان مطالب خود می دید و این گونه وی را
در زمان حکومت فرزندش به باد انتقادات بی سابقه می گیرد:« دیکتاتور با پول ما و به
ضرر ما راه‌آهن کشید و ۲۰ سال برای متفقین امروز با تدارک مهمان دید. عقیده و ایمان
و رجال مملکت را از بین برد، املاک مردم را ضبط و فساد اخلاق را ترویج و اصل ۸۲
قانون اساسی را تغییر داد و قضاوت دادگستری را متزلزل کرد. برای بقای خود قوانین
ظالمانه وضع نمود، چون به کمیت اهمیت می‌داد. بر عده مدارس افزود و به کیفیت عقیده
نداشت. سطح معلومات تنزل کرد. کاروان معرفت به اروپا فرستاد، نخبه آن‌ها را ناتوان
و معدوم کرد.»

وی
وابستگی اقدامات رضاخان به استعمار پیر را موجب سرافکندگی می داند و می افزاید:

«اگر خیابان‌ها آسفالت نمی‌بود
چه می‌شد و اگر عمارت‌ها و مهمانخانه‌ها ساخته نشده بود یکجا ضرر می‌رسید. من می‌خواستم
روی خاک راه بروم و وطن را در تصرف دیگران نبینم. خانه‌ای در اختیار داشتن به از
شهری است که دست دیگران است. این است کار سیاستمداران وطن‌پرست که کسی را آلت اجرای
مقصود قرار می‌دهند و پس از اخذ نتیجه از بردن او به مردم منت می‌گذارند. بر فرض
که با هواخواهان این رژیم موافقت کنیم و بگوییم دیکتاتور به مملکت خدمت کرد، در
مقابل آزادی که از ما سلب نمود چه برای ما کرد؟ »